تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 47507
بازدید دیروز : 187529
کل بازدیدها : 84013404
کاربران آنلاین : 4 نفر
مهمانان آنلاین : 159 نفر
کل کاربران : 29321 نفر
جدیدترین کاربر : Extinction
انجام شد
34
من دلم از دوستانم گرفته است؛ از بهنود و ابراهیم نبوی گله‌ای ندارم، چرا که آنها فروشنده‌اند، به‌خصوص از وقتی سایت گویا را خریده‌اند و این سایت عظیم را با اعتباری که فرشاد فراهم کرده بود، به خبرگزاری رسمی هاشمی رفسنجانی مبدل کرده‌اند، نوش جان‌شان.از انتخابات غیر دموکراتیک نمی‌توان انتظار دموکراسی داشت. انتخاباتی که تنورش با حکم حکومتی داغ شود، با تقلب در شمارش آرا پایان می‌یابد. و همه می‌دانیم که این انتخابات از همان آغاز بر پایه‌ی تقلب و جرزنی بنا شده است. اصولش غیردموکراتیک است، نظارتش غیردموکراتیک است، احراز صلاحیت کاندیداهایش به وسیله‌ی شورای جن‌گیرها غیر دموکراتیک است، رسانه‌ها غیر دموکراتیک آدم می‌سوزانند و چهره می‌سازند، در چنین انتخاباتی با تهدید رأی می‌آورند، با تخریب رأی می‌سازند، نیروهای نظامی را با لباس و بی لباس به صحنه می آورند، همه چیز را به نابودي می‌کشند که به "تحریمی‌ها" ثابت کنند حرف آخر را همان اول می‌زنند. . در چنین انتخاباتی پیروزی اصلاح‌طلبان یک شوخی است."من چه کنم"؟ از نهضت آزادی و یزدی تا مسعود بهنود و ابراهیم نبوی .از ترس چی؟ تقلب در رأی دادن؟ تقلب در شمارش آرا؟ چرا رییس جمهور اصلاح‌طلب دهن باز نمی‌کند؟ پس کی می‌خواهد حرف بزند
alifreedom  alifreedom | ارتقاء : حدود 4 سال و 2 ماه قبل | ارسال : حدود 4 سال و 2 ماه قبل
برچسبهای لینک : ابراهیم نبوی  عباس معروفی  
  • +5
alifreedom alifreedom حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
راستش من بین احمدی‌نژاد و هاشمی در نهایت فرقی قائل نیستم. "او" (هردوشان را می‌گویم)؛ جنگ‌طلب است، عاشق شهادت است، پول را خوب می‌شناسد، نظام را بر مردم ترجیح می‌دهد، به مقام معظم رهبری تعظیم می‌کند، فحشاي یواشکی شهر را می‌فهمد، دلش برای معتادها می‌سوزد، با روشنفکران به‌شدت می‌ستیزد، عاشق رابطه‌ی پنهانی با امریکاست، حکم حکومتی را بلد است توجیه کند، دستش به خون آدمی آلوده است، و یک ایرانی آبادگر و سازنده و اصلاح‌طلب و اصولگرا و چپ و راست و پدری مهربان و همسری وفادار و در نهایت یک جنایتکار است
  • +2
alifreedom alifreedom حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
[جالب است زمانی که وزارت اطلاعات وکشوردست خاتمی واصلاح طلبان حکومتی بودباتقلب یک ساعته به گفته کروبی دومیلیون رای جابجا شدحالا که وزارت کشورواطلاعات دربست دراختیار خودشان است اتفاقا اگرباندخاتمی رای اوردنشانه تقلب است یعنی باهم دوجناح درتقسم منافع ساخته اندمثل دوم خرداد]
  • +4
vertigoneh vertigoneh حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
عالي بود علي جان، داغ دل منو هم تازه كردي:

دولت‌آبادی مثل حزب توده با "نه" بزرگش به هنگ موتورسواران يک "آری" بزرگ به اهريمن کبير داده است تا به کجا برسد؟ اصلاً به او چه مربوط بود که باور سه نسل را فرو بریزد؟ مگر چقدر رأی جمع می‌کند اين آدم؟ با چه جرئتی از بين دو اهريمن، يکی را اهورا می‌کند، پاکش می‌کند، مجسمه‌اش می‌کند تا در ميدان شهر برقرار سازد؟ اگر می‌خواهد به رفسنجانی رأی بدهد خب، برود بدهد، چرا سطح نویسنده را در حد تبليغاتچي پایین می‌کشد؟ چرا به باورهای سه نسل اهانت می‌کند؟ چرا پادو تبلیغاتی آمر جنایت میکونوس می‌شود؟ چرا از آمر قتل‌های زنجیره‌ای حمایت می‌کند؟ چی کم دارد؟ آیا مثلاً خیال می‌کنید او نگران جان جوانان ماست؟

  • +4
vertigoneh vertigoneh حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
نه. من به اين لجن تن نمی‌زنم، از آن تن می‌زنم. محکم می‌ايستم، و آخرين حرفم به دولت‌آبادی و بقيه اين است: اين منم؛ رأی من تن من است، رأی من جان من است، رأی من قلم من است. نمی‌فروشم.
  • +1
vertigoneh vertigoneh حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
و چه كامنتهاي جالبي بود در زير لينك:
مثلاً اين شعري كه كامنت گذاري به عباس معروفي هديه كرده:
با من بگو، ای مانده در ره،
ای غريب،
ای دوست
آيا كدامين بود آنكس كه به غفلت در شب موعود
با هيبت و بالای سرداری حماسی ناگهان برخاست
و صيحه ای از دل برآورد و بجای حمله بر دشمن
بر جمع ياران زد؟

آخر چه پيش آمد، چه شد،
آيا بمستی دشنه بر گـُرده ی عزيزان زد؟

شرمنده سر پائين فكند و گفت:
"غفلت؟
از همدلان دشمنان بود و،
دريغا ،
ما ندانستيم .
تيغ دودَم بود و در آنشب،
در شب ميعاد
با جانیان ِ حمله ور همراه و هم پيمان"
… تا صبح، ديگر هيچكس لب بر سخن نگشود.

آرش اشراق
يازده خرداد هشتاد و چهار


  • +2
vertigoneh vertigoneh حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
و يا اين كامنت كه در جواب كامنت ديگري نوشته شده:
واقعن عجب اشتباهي كرديم آقاي معروفي! چون رژيم ايران از نفت مشروعيت مي گيرد نه راي! پس به جاي تحريم بايد مي رفتيم به رفسن جاني راي مي داديم تا پول نفت را به جاي گردان هاي عاشورا بريزد در گردانهاي تاسوعا تا مگر خواب آزادي را ببينيم ( حداقل) . چون بايد بين بد و بدتر، بد رو انتخاب كرد.چون سياه ست دو دو تا چهار است .و غيره... جالبه ما به جاي تحليل گر چه قدر محلل داريم.

در جواب اين كامنت:
آقای معروفی
تحلیل گر برجسته سیاسی
کاش اینقدر می فهمیدید ( شما و دوستان خارج نشین تحریمی)
که رژیم ایران یک دولت رانتیر است که از نفت مشروعیت می گیرد نه از رای.
حالا هم احمدی نژاد پول نفت را می ریزد توی گردانهای عاشورا تا شما خواب آزادی را ببینید.
لطفا یک ذره تاریخ ، یک جو اقتصاد و یک مقدار علوم سیاسی مطالعه بفرمایید بعد راهبرد بدهید.

  • +2
vertigoneh vertigoneh حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
و اين كامنت كه بي‌نظير بود:
من هيچ نمي فهمم! اين لخ واله‌سا‌ست به گمانم كه مي گويد : اگر آن ها تنها شكافي كوچك در دروازه ي آزادي ايجاد كنند ، من چكمه ي خود را چنان در آن قرار مي دهم كه ديگر نتوانند در هاي آزادي را بر من ببندند! اما اين برادر نازنين ما فراموش كرده كه اين شكاف بايد آن قدر باشد كه چكمه ي مبارك آن تو جا بگيرد! لاي دنده هاي بچه گربه كه چكمه جا نمي‌گيرد! و حالا هي از تن نيم جان آزادي كه كفن شده، از روشنفكر كه اشتباه رفته و باقي قضايا حرف كنيم! نه جان دل! وقتي آزادي ِ انسان ، به هيچ،حتا به ماهي 50000 تومان هم نمي‌ارزد! وقتي همه خواهر فروغ شده‌اند و مدام آبستن‌اند، چطوري چكمه‌ي اين رفيق ما مي‌خواهد برود لاي درهاي آزادي؟! / راه زياد است ! حالا حالا ها عجله نكنيد! هيوز شور بخت مي گفت: من نمي‌دانم وقتي كه مردم آزادي به چه دردم مي‌خورد! ... ما هم بگوييم عباس خان؟! با صداي بلند؟! ...پچ پچ؟!...تصدقت گردم تبعيدي! ...
  • 0
alifreedom alifreedom حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
چقدر هم داور نبوی بیچاره زحمت کشید؛ حیوونکی دلش گرفته بود توی این غروب غم‌انگیز جمعه. گفت: «کاش از خانه بروی بیرون رأی بدهی و...یک لقمه غذا را کوفت‌شان کرد»

این کامنت توسط alifreedom در ۲۲ اسفند ویرایش شد
  • +1
kia.arian kia.arian حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
این جدا از همه اهمیتی که داره, میتونه در مواقع حساس و بحرانی خطر ساز هم باشه. چرا خطر و برای چه کسانی خطر با کمی فکر می تونید به اون می رسید.
انتخاباتی که تنورش با حکم حکومتی داغ شود، با تقلب در شمارش آرا پایان می‌یابد

جمله ای که باید روش خیلی فکر بشه. جالب بود...امیدوارم که دوستان مطلب رو بخونند
  • +1
Saman Saman حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
داغ دلم رو تازه کرد.
  • 0
majnown majnown حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
حالا اصلاح‌طلبان با کمک دولت‌آبادی و بهنود و نبوی و ممیز و فولادوند و سپانلو و مهاجرانی و خاتمی و ابطحی و آغداشلو و شکیبایی و هدیه تهرانی و خیلی‌های دیگر از مردم خواسته اند برای جلوگیری از خطر فاشیسم مذهبی نام مردی "بزرگ" را در «یک برگ رأی، سهم من از دموکراسی» بنویسند که خود نماد ترور و دزدی و حرامی است. اصلاح‌طلبان خود را فروختند تا بمانند. آنها جامعه را هشت سال فریب دادند تا به شانزده سال قبل برگردانند. آنها مردم را به نظام مفت فروختند.
  • 0
majnown majnown حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
هفتاد نفر آن متن را امضا کردند، اما به دنبال انتشارش عده‌ای از ما رفتیم زیر بازجویی. بازجوی من مرا رو به دیوار در سه‌کنج خرد می‌کرد. سایه‌ی سعید امامی را من آنجا زیارت کردم که گفت: «قبل از اینکه پرونده‌ات بیفتد دست آدم‌های غیر فرهنگی برو و امضات را پس بگیر.»
گفتم: «من تنها این متن را امضا نکرده‌ام، هفتاد نفریم.»
«ولی تو کرمکی هستی. این متن از آستین خودت در آمده.»
گفتم: «نه. همه‌ی ما آن را نوشته و امضا کرده‌ایم. یک تصمیم جمعی‌ست.»
گفت: «به من نارو بزنی له‌ات می‌کنم. رو راست باش.» و بعد ضبط صوت را روشن کرد، صدای محمود دولت‌آبادی را شناختم: «ما نمی‌خواستیم راجع به سیرجانی چیزی بنویسیم. معروفی و زراعتی ما را به این دام انداختند.»

  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید