جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 16619 بازدید دیروز : 189581 کل بازدیدها : 84092751 کاربران آنلاین : 7 نفر مهمانان آنلاین : 168 نفر کل کاربران : 29328 نفر جدیدترین کاربر : seiran انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 16619 بازدید دیروز : 189581 کل بازدیدها : 84092751 کاربران آنلاین : 7 نفر مهمانان آنلاین : 168 نفر کل کاربران : 29328 نفر جدیدترین کاربر : seiran انجام شد
|
![]()
|
يادگار های مکتوب بازمانده از بابل باستان، به مانند کتيبه های "سنه خريب" از شاهان آشوری در "بيت اکيتی" يا جشنگاه های آشوری در اين مورد ترديدی باقی نمی گذارد که در دوران مقدم بر ورود کورش بزرگ به بابل شب اعتدال روز و شب پيش بابلی ها گرامی بوده و با نام های "اکيدی" و "خاب نيسان" (اول نيسان) به عنوان سال نو از آن تجليل می شده است.
دکتر کاوه فرخ، تاريخ نگار يونانی ایرانی تبار، می نويسد: "در زمان فتح نسبتا آرام بابل توسط کورش بزرگ (٥٣٩ پيش از ميلاد) بابلی ها از دانش فوق العاده زمان شناسی برخوردار بودند. آنها دريافته بودند که ١٩ سال برابر با ٢٣٥ ماه است و بر مبنای آن از سده پنج پيش از ميلاد به بعد چرخه يا سيکل هفت گانه ای را تعيين کردند که هر دوره آن ١٩ سال را دربر می گرفت... بدين گونه سال نو بابلی ها با نخستين روز ماه نيسان در آغاز بهار مصادف می شد. از اين رو به نظر می آيد که اين تاريخ بابلی سرآغاز جشن نوروز آريايی بوده باشد."
سال ها پيش از اين ويليام آيلرز در کتاب "تاريخ ايران کمبريج" نوشته بود: "پارس ها افزون بر علم اخترشناسی بين النهرين گاهشماری آن را نيز پذيرفتند که بر مبنای آن آغاز سال با نخستين شب بهار (٢٠ مارس) مصادف می شد."
این کامنت توسط farangi در ۲۹ اسفند ویرایش شد
جشن سال نو بابلی ١٢ روز به درازا می کشيد و هر روز آن مراسم خاص مذهبی داشت. از جمله در يکی از آن روزها روحانی ارشد بابلی شاه را به نيايشگاه مردوک می خواند و به عنوان کفاره گناهان خواسته و ناخواسته شاه در سال گذشته بر رخسار او سيلی می زد، چنان که اشک او جاری می شد.
دوازده روز جشن نوروز آريايی نيز که در آن "مير نوروزی" هم ظاهر می شد، احتمالا با اين سنت بابلی ها پيوندی دارد.
بلاش اول، نخستین شاه اشکانی ای بود که نحوه تجليل او از نوروز به عنوان جشن سراسری در تاريخ کهن آمده است، هرچند جزئيات آن برايمان روشن نيست.
اما از دوران ساسانی يادگارهای فراوانی بجا مانده است که جايگاه رفيع نوروز در آن زمان را آشکار می کند. نوروز ساسانی مهم ترين روز سال بود و مهم ترين امور ملی دولت نيز، به مانند بار دادن به مردم و عفو زندانيان، در همان روز انجام می گرفت.
در پی سقوط سلسله ساسانی و پيروزی تازيان بر ايران و ترويج کيش اسلام که از سال٦٥٠ ميلادی آغاز گرفت، نوروز همچنان ماندگار بوده است.
به تدريج جشن های ديگر ايران باستان به مانند مهرگان و گاهنباران، مختص پيروان کيش مزديسنی شد و تنها نوروز و سده را همگان تجليل می کردند. سرانجام، شکوه سده هم کاهش يافت و نوروز تنها جشن باستانی ای شد که ايرانيان، صرف نظر از مذهبشان، جشن می گيرند
در ادامه تفسير نوروز لغتنامه دهخدا می افزايد: "اميران ايشان (عرب ها) برای جلب منافع خود مردم را به اهداى تحف دعوت می کردند. نخستين کسی که در اسلام هدايای نوروز و مهرگان را رواج داد حجاج بن يوسف بود. اندکی بعد اين رسم نيز از طرف عمر بن عبدالعزيز به عنوان گران آمدن اهداى تحف بر مردم منسوخ گرديد."
اما با ظهور ابو مسلم خراسانی و روی کار آمدن خلافت عباسی و تشکيل سلسله های طاهريان و صفاريان و سامانيان جشن های ايرانی و به ويژه نوروز دوباره رونق يافتند و تا به روزگار ما رسيدند.
فرنگی جان تا انجا که من می دانم زرتشت قبل از تمدن بابل و هخامنشی بوده است. اگر این گونه باشد و اگر بپذیریم که هخامنشیان از بابلیان گرفتند ئس می توان هم گفت بابلیان از زرتشتیان گرفتند. دو عبارت هم هست برای محل زرتشت ، یکی در آذربایجان و یکی در افغانستان.
این کامنت توسط majnown در ۲۹ اسفند ویرایش شد
مرسی مجنون عزیز، من هم چون احساس کردم این نوشته( در عین قشنگی) سوالات جواب داده نشده زیادی هم بهمراه می آورد، خواستم با کامنت دادن از نظر بقیه دوستان هم نسبت به این موضوع آگاه شوم.
این کامنت توسط majnown در ۲۹ اسفند ویرایش شد
اگر گفته دوم را بپذیریم پس باید نوشتاری یا لوحی در کار می بوده (چون به آن اهمیت می دادند) اگر باز هم نوشته در دست نیست، 1پس علت چیز دیگری باید باشد نه اهمیت ندادن یا مال خود نبودن. و این گفته اول خود نویسنده را نقض می کند.
برای من هم همیطوره، کل سایت مشکل داره، امیدوارم بزودی درست بشه