تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 16619
بازدید دیروز : 189581
کل بازدیدها : 84092751
کاربران آنلاین : 7 نفر
مهمانان آنلاین : 168 نفر
کل کاربران : 29328 نفر
جدیدترین کاربر : seiran
انجام شد
15
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
در باره نوروز و پيدايش آن صدها جستار و کتاب نوشته اند، اما اندک کسی به پيوند آن با تمدن بابلی پرداخته است. بنا به اساطير و باور سنتی، آغاز تجليل از نوروز به پانزده هزار سال پيش برمی گردد، به روزی که جمشيد شاه (ييما يا يامای هند و ايرانی) بر تخت نشست. اصطلاح "نوروز جمشيدی" از همين باور بر می آيد. شاهان دوران معاصر نيز به مانند فتحعلی شاه قاجار تلاش می کردند به تقليد از جمشيد در روز نوروز تاج بر سر بگذارند. بر مبنای باور مزديسنی، زرتشت پيامبر بود که اخترشناسی ايرانی را بنياد نهاد و با محاسبات دقيق در کنار جشن های طبيعی سده و مهرگان، واعتدال ربیعی یا برابری بهاری شب و روز را نيز به مثابه جشن اصلی و واپسين روز از هفته آفرينش پروردگار تعيين کرد که همين نوروز است. برخی تلاش کرده اند تا نام و نشانی از جشن نوروز را در کتيبه های هخامنشی رديابی کنند و نوشته اند که جشن نوروز در فرمان کورش بزرگ، پايه گذار امپراتوری هخامنشی که در سال ٥٤٢ پيش از ميلاد به مردمان بابل آزادی های ملی و مذهبی را ارزانی داشت، جاودانه شده است. شاهد مثال آنها اين پاره از متن کتيبه ماندگار کورش است: "زمانی که من به بابل اندر شدم... به کسی اجازه ندادم که به اين سرزمين و مردم آن ستم کند... من نياز های بابل را مد نظر داشتم و همه جايگاه های مقدس ...
farangi  farangi | ارتقاء : حدود 4 سال و 2 ماه قبل | ارسال : حدود 4 سال و 2 ماه قبل
برچسبهای لینک : نوروز  
  • +1
farangi farangi حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
دوستان عزیز، چون به نظرم مقاله بسیار پخته و کار شده ای می آید، با اجازه چند قسمت جالبش را کامنت می گذارم
يادگار های مکتوب بازمانده از بابل باستان، به مانند کتيبه های "سنه خريب" از شاهان آشوری در "بيت اکيتی" يا جشنگاه های آشوری در اين مورد ترديدی باقی نمی گذارد که در دوران مقدم بر ورود کورش بزرگ به بابل شب اعتدال روز و شب پيش بابلی ها گرامی بوده و با نام های "اکيدی" و "خاب نيسان" (اول نيسان) به عنوان سال نو از آن تجليل می شده است.

دکتر کاوه فرخ، تاريخ نگار يونانی ایرانی تبار، می نويسد: "در زمان فتح نسبتا آرام بابل توسط کورش بزرگ (٥٣٩ پيش از ميلاد) بابلی ها از دانش فوق العاده زمان شناسی برخوردار بودند. آنها دريافته بودند که ١٩ سال برابر با ٢٣٥ ماه است و بر مبنای آن از سده پنج پيش از ميلاد به بعد چرخه يا سيکل هفت گانه ای را تعيين کردند که هر دوره آن ١٩ سال را دربر می گرفت... بدين گونه سال نو بابلی ها با نخستين روز ماه نيسان در آغاز بهار مصادف می شد. از اين رو به نظر می آيد که اين تاريخ بابلی سرآغاز جشن نوروز آريايی بوده باشد."

سال ها پيش از اين ويليام آيلرز در کتاب "تاريخ ايران کمبريج" نوشته بود: "پارس ها افزون بر علم اخترشناسی بين النهرين گاهشماری آن را نيز پذيرفتند که بر مبنای آن آغاز سال با نخستين شب بهار (٢٠ مارس) مصادف می شد."


این کامنت توسط farangi در ۲۹ اسفند ویرایش شد
  • +1
farangi farangi حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
زيباترين جشن ايران باستان (نوروز يا نوسارد) جشن سال نو بابليان باستان بود که در آن روز مردوک، خدای بابلی ها سرنوشت نسل بشر را از نو رقم می زد... بنا به يافته های باستان شناختی، همه شهرهای بزرگ بابل و آسور دارای جشنگاه ويژه ای بودند با نام "بيت اکيتی" که بيرون از دروازه های شهر قرار داشت."

جشن سال نو بابلی ١٢ روز به درازا می کشيد و هر روز آن مراسم خاص مذهبی داشت. از جمله در يکی از آن روزها روحانی ارشد بابلی شاه را به نيايشگاه مردوک می خواند و به عنوان کفاره گناهان خواسته و ناخواسته شاه در سال گذشته بر رخسار او سيلی می زد، چنان که اشک او جاری می شد.

دوازده روز جشن نوروز آريايی نيز که در آن "مير نوروزی" هم ظاهر می شد، احتمالا با اين سنت بابلی ها پيوندی دارد.

  • +1
farangi farangi حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
نگاشته های تاريخی حاکی است که شاهان اشکانی يا پارتی، که پس از ویرانی های اسکندر، فرمانروا شدند، سنت های هخامنشيان را از نو زنده کردند و به آنها ارج گذاشتند و نوروز را گرامی داشتند.

بلاش اول، نخستین شاه اشکانی ای بود که نحوه تجليل او از نوروز به عنوان جشن سراسری در تاريخ کهن آمده است، هرچند جزئيات آن برايمان روشن نيست.

اما از دوران ساسانی يادگارهای فراوانی بجا مانده است که جايگاه رفيع نوروز در آن زمان را آشکار می کند. نوروز ساسانی مهم ترين روز سال بود و مهم ترين امور ملی دولت نيز، به مانند بار دادن به مردم و عفو زندانيان، در همان روز انجام می گرفت.

در پی سقوط سلسله ساسانی و پيروزی تازيان بر ايران و ترويج کيش اسلام که از سال٦٥٠ ميلادی آغاز گرفت، نوروز همچنان ماندگار بوده است.

به تدريج جشن های ديگر ايران باستان به مانند مهرگان و گاهنباران، مختص پيروان کيش مزديسنی شد و تنها نوروز و سده را همگان تجليل می کردند. سرانجام، شکوه سده هم کاهش يافت و نوروز تنها جشن باستانی ای شد که ايرانيان، صرف نظر از مذهبشان، جشن می گيرند

  • +1
farangi farangi حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
لغتنامه دهخدا با استناد به کتاب "تمدن اسلامی" جرجی زيدان می نويسد: "در دربارهای نخستين خلفای اسلامی به نوروز اعتنائی نداشتند، ولی بعدها خلفای اموی برای افزودن درآمد خود هدايای نوروز را از نو معمول داشتند. بنی اميه هديه در نوروز را بر مردم ايران تحميل می کردند که در زمان معاويه تعداد آن به پنج تا ده ميليون درم بالغ می شد."

در ادامه تفسير نوروز لغتنامه دهخدا می افزايد: "اميران ايشان (عرب ها) برای جلب منافع خود مردم را به اهداى تحف دعوت می کردند. نخستين کسی که در اسلام هدايای نوروز و مهرگان را رواج داد حجاج بن يوسف بود. اندکی بعد اين رسم نيز از طرف عمر بن عبدالعزيز به عنوان گران آمدن اهداى تحف بر مردم منسوخ گرديد."

اما با ظهور ابو مسلم خراسانی و روی کار آمدن خلافت عباسی و تشکيل سلسله های طاهريان و صفاريان و سامانيان جشن های ايرانی و به ويژه نوروز دوباره رونق يافتند و تا به روزگار ما رسيدند.

  • +1
majnown majnown حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
بر مبنای باور مزديسنی، زرتشت پيامبر بود که اخترشناسی ايرانی را بنياد نهاد و با محاسبات دقيق در کنار جشن های طبيعی سده و مهرگان، واعتدال ربیعی یا برابری بهاری شب و روز را نيز به مثابه جشن اصلی و واپسين روز از هفته آفرينش پروردگار تعيين کرد که همين نوروز است.


فرنگی جان تا انجا که من می دانم زرتشت قبل از تمدن بابل و هخامنشی بوده است. اگر این گونه باشد و اگر بپذیریم که هخامنشیان از بابلیان گرفتند ئس می توان هم گفت بابلیان از زرتشتیان گرفتند. دو عبارت هم هست برای محل زرتشت ، یکی در آذربایجان و یکی در افغانستان.
این کامنت توسط majnown در ۲۹ اسفند ویرایش شد
  • +1
farangi farangi حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
فرنگی جان تا انجا که من می دانم زرتشت قبل از تمدن بابل و هخامنشی بوده است. اگر این گونه باشد و اگر بپذیریم که هخامنشیان از بابلیان گرفتند ئس می توان هم گفت بابلیان از زرتشتیان گرفتند

مرسی مجنون عزیز، من هم چون احساس کردم این نوشته( در عین قشنگی) سوالات جواب داده نشده زیادی هم بهمراه می آورد، خواستم با کامنت دادن از نظر بقیه دوستان هم نسبت به این موضوع آگاه شوم.
  • +1
majnown majnown حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
خواهش می کنمیکی دو نکته دیگه هم بود. ولی سایت برای من باز نمیشه دیگه. نمی دونم مال شما هم همین طوره یا نه
این کامنت توسط majnown در ۲۹ اسفند ویرایش شد
  • +1
majnown majnown حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
مثلن اینکه نویسنده مدعی است که چون نوشته ای در دست نیست پس مال خود هخامنشیان نبوده و بعد میگه در جایی دیگه که تخت جمشید (اگر اشتباه نکنم ) به مناسبت نوروز بنا شده یا اینکه هخامنشیان نوروز را گرامی می داشتند.

اگر گفته دوم را بپذیریم پس باید نوشتاری یا لوحی در کار می بوده (چون به آن اهمیت می دادند) اگر باز هم نوشته در دست نیست، 1پس علت چیز دیگری باید باشد نه اهمیت ندادن یا مال خود نبودن. و این گفته اول خود نویسنده را نقض می کند.
  • +1
farangi farangi حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
ولی سایت برای من باز نمیشه دیگه. نمی دونم مال شما هم همین طوره یا نه

برای من هم همیطوره، کل سایت مشکل داره، امیدوارم بزودی درست بشه
  • +1
majnown majnown حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
اینجا می گوید که کوروش دستور عملی صادر کرده است. و ....
  • +1
Mehrtash2008 Mehrtash2008 حدود 4 سال و 2 ماه قبل گفت :
من که موفق نشدم...
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید