|
|
برای پاسخ به این پرسش, نخست باید تعریفی درست از تجاوز جنسی را ارائه داد و سپس به تعاریف اسلام از ازدواج , محدوده و شرایط آن پرداخت .
هرگونه تعدی در ارتباط جنسی که در آن رضایت قلبی شریک جنسی نباشد, تجاوزی است جنسی.
تجاوز همواره از سوی مردان صورت میگیرد, پس محدوده ی اختیارات مردان را بر طبق نظر اسلام در این زمینه مورد بررسی قرار میدهیم.........................مردان مسلمان میتواند (در صورتیکه زورشان به آنها رسید) بدون محدودیت صاحب زنان کفار شوند , در این تصاحب زن مانند دیگر غنایم جنگی به حساب میاید که باید خمس آنرا به حاکم اسلامی بپردازند, یعنی اگر در جنگ کسی پنج زن کفار را صاحب شد یکی مال حاکم اسلامی است وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (نساء/24) و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنها را كه مالك (آنها در جنگ)شدهايد، اينها احكامي است كه الله بر شما مقرر داشته ...
arash111 | ارتقاء : حدود 2 سال و 9 ماه قبل | ارسال : حدود 2 سال و 9 ماه قبل
|
من دقیقا نمی فهمم این دوستان چه هدفی رو دنبال می کنند و از کجا خط می گیرند.
با این حرفا فقط آب به آسیاب کودتاچیا می ریزید تا برای سرکوب مردم بیگناه بهانه پیدا کنند و بدنه جامعه رو از جنبش جدا می کنید.
روحانیون و سیاسیون هم با دیدن این شعارها تو مواضعشون سست می شند.
همه سران جنبش از کروبی و موسوی و خاتمی و منظری و صانعی تا همه اونایی که الان تو زندانند متدین هستند و به همین دلیل دارند مشکلات رو تحمل میکنند وگرنه متریالیست های عزیز برای این کارها به خودشون زحمت نمیدند.
روحانیون زیادی به کمک همین نقدها مواضع خود را تغییر داده اند . اولین آنها علی دشتی ، که خود یکی از بهترین نقادان دین شد و سپس هم بر اثر شکنجه در رژیم اسلامی کشته شد . سعید سیرجانی که داستانهایی در نقد اعتقادات دینی مینوشت در همین رژیم کشته شد . شخصیتهایی مثل دکتر سروش ، کدیور ، یوسفی اشکوری ... بر اساس همین نقدها ، مسیر خود را عوض کردند تا جایی که دکتر سروش قرآن را تجربه شخصی محمد قلمداد کرد . در اوایل انقلاب دهها نفر به قول شما ماتریالیست ! به خاطر اینکه حاضر به توبه کردن و نماز خواندن نشدند ، اعدام شدند . نقدهای اینجا به کسانی که در زندان هستند ارتباطی نداره . بازجویان بالاخره بهانه ایی برای شکنجه پیدا میکنند . شخصا دو سال به عنوان سرباز در زندانهای کثیف جمهوری اسلامی بودم . وقتی با شما کج می افتند ، اگر شما سینه چاک ائمه و پیامبر هم که باشید ، آنها برای شکنجه بهانه ایی پیدا میکنند . بلایی بر سر زن سعید امام آوردند که اعتراف کرد بعد از هر رابطه جنسی با صفحات قرآن خود را پاک میکردند . آنچه شما مزخرف میخوانید ، آیه های مستقیم قرآنی است . نویسنده مطلب ، این آیات را از ذهن خود خلق نکرده است ، بلکه صرفا از قرآن انتخاب کرده است . اگر امروز بسیاری در ایران شعار استقلال آزادی جمهوری ایرانی سر می دهند ، و البته موسوی هم شدیدا مخالفت میکنه ، به خاطر خواندن همین نقدها است .
کدیور و اشکوری هم هرگز ضد دین نیستند و قطعا این تفسیرها رو قبول نمیکنند.
آقای کدیور هنوز هم برای بررسی مسایل روز از آیت الله منتظری استفتا میکنه
دوم اینکه رفتار بازجوها یا نظام ج.ا معیار دین نیست.
سوم اینکه چه بخوایم چه نخوایم اکثر کاملا قاطع مردم ایران(چه تحصیل کرده چه بیسواد) متدین هستند بنابراین ارائه این صحبتای افراطی فقط متن مردم رو از جنبش جدا میکنه، همین.
اگر تصور میکنید افرادی که تو خیابون بودند اومده بودند ریشه دین رو بزنند سخت در اشتباهید.
اگر فکر میکنید امثال سروش و کدیور و ... از دین برگشته اند سخت در اشتباهید(میتونید سخرانیا و مقاله هاشون رو تو سایتاشون ببینید.)
البته تفسیر شما هم محترمه و البته باید قبول کرد مخالفان وضعیت فعلی طیف خیلی گسترده ای دارند ولی قطعا این نظر اکثریت نیست که تو بالاترین و دنباله مرتبا روش تاکید میشه و باعث دلخوری و ریزش نیروهای جنبش میشه.
این کامنت توسط fsecure در ۰۱ شهريور ویرایش شد
اون افرادی هم که نظریه های حکومت اسلامی رو میدند چندین دسته هستند.
ولایت در احکام یا مسایل سیاسی -> ولایت محدود یا مطلق -> مشروعیت الهی یا مردمی
ولایت فقیه یه نظریه است که تو دین تقریبا هیچ قدمتی نداره و فقط توسط چند نفر بر مبنای یه حدیث از امام صادق مطرح شده.
خیلی از فقها فقط ولایت در احکام رو قبول دارند نه در مسایل سیاسی
مطهری ولایت فقیه رو قبول نداره
خیلی دیگه ولایت محدود رو قبول دارند نه مطلقه مثل منتظری
خیلی دیگه طرفدار مشروعیت مردمی ولایت فقیه هستند مثل سیستانی، صانعی رفسنجانی ...
این ورژن از ولایت فقیه که توسط جنتی و مصباح و یزدی ... ارائه میشه و تو کیهان هم اثبات شده یه ورژن التقاطی هست، همین.
در مورد کروبی هم خوب مسایل زیادی وجود داره:
اوایل انقلاب همه چیز شیر تو شیر بود.
در عرض یه سال چند تا نخست وزیر و رییس جمهور ترور میشدند. در همون حال کشور در حال جنگ با عراق و کردها و ... بود. تو اون شرایط شاید خیلیها به همین دلایل چیزی نگفتند.
این کامنت توسط fsecure در ۰۱ شهريور ویرایش شد
این حرف شما درست است ، من پدرم هنوز در اصل ماهواره و تلوزیون و غیره ... در حیاط خانه اذان میخواند . اما دلیل نمیشود که ما چیزی را نقد نزنیم . بالاخره یا این مردم راهشان و اعتقادشان درست است یا نیست . اگر درست است که در نقدها مشخص میشود حق با همین مردم است و اگر نادرست که در طولانی مدت بالاخره تاثیر گذار خواهد بود . پوپر میگوید بهترین عقیده ، عقیده ایی است که زیر ضربات محکم نقد استحکام خود را بیشتر حفظ کند . ما اینجا که به دینداران فحاشی نمیکنیم . صرفا اعتقاداتشان را نقد میزنیم . نقد میزنیم چرا که احساس میکنیم زندگیمان به خاطر همین اعتقادات حرام شده است . الان ماه رمضان هستیم ، من چند دقیقه ایی به میدان شهر رفتم ، ظاهرا یک فستیوال موسیقی است که جا به جای شهر ، کنسرت برگذار میشود ، و مردم در حال خوشگذرانی و مشروب خواری هستند . ولی در مملکت ما قرنهاست که همه چیز عزا شده است . ما روزی جشنهای سده ، مهرگان ، چهارشنه سوری ، نوروز ... داشتیم . ولی حالا عیدمان شده عید قربان که باید سرگوسفند ببریم . یا ماه رمضان که باید بترسیم و بلرزیم برای خوردن یک لیوان آب و اگر ببینند یا شلاق میخوریم یا حداقل به ما توهین میکنند . مسخره نیست که الان در همه جای دنیا جشن و سرور و شادمانی است ولی در مملکت ما خوردن غذا و آب حکمش شلاق است !؟
در مورد سروش و کدیور و اشکوری ، همه اینها قبلا طرفداران حکومت اسلامی بودند ، ولی الان طرفدار سکولاریزم هستند . ما که با خدا پرستی مخالف نیستیم ، ما با خشونت مخالفیم چه در نوع دینی چه در نوع غیر دینی . خشونت هم فقط مختص دین نیست ، بلکه مختص آدمهای دگم یا دگماتیزم است ، آدمهای مکتبی . کمونیست ها ، و فاشیست ها ، و همچنین حزب سوسیال ناسیونالیزم آلمان هم غیر دینی بودند ولی ایدئولوژیک بودند و میلیونها نفر را کشتند . بنابراین حرف ما ، مخالفت با این دین و آن دین نیست بلکه با خشونت به هر بهانه ایی است . وگرنه شخصا هرگز نشده است که مثلا بودیسم را نقد بزنم . چرا که سرشان به کار خودشان است و به خیر و شر کسی کاری ندارند .
اگر مملکت ما خشونت را با کمونیزم یا ملی گرایی ، یا هر چیز دیگر توجیه میکرد ، مطمئنا امروز یکی مثل من کارش میشد نقد کمونیزم و ملی گرایی و ...
درسته در مورد ولایت اختلاف نظر زیاد است . حتی سنی مذهب ها اصلا چنین چیزی رو قبول ندارند . من صرفا یک مثال زدم .
به قول یک فیلسوف ، کتاب قرآن همانند کلاه شعبده بازی میماند ، همه چیز از داخل آن بیرون میاید .
یعنی شما هم میتوانید تفسیر خشن از آن داشته باشید ، هم تفسیری که هماهنگ با حقوق بشر باشد .
مثلا شما در سوره یونس آیه 99 میخوانید ... که
اگر پروردگار تو مىخواست قطعا هر كه در زمين است همه آنها يكسر ايمان مىآوردند پس آيا تو مردم را ناگزير مىكنى كه بگروند (۹۹)
ولی در سوره های دیگر که حتما در جریان هستید ، مثل محمد و توبه و ... عکس این قضیه گفته میشود .
یا مثلا در همین سوره توبه ، یک جا گفته میشود مشرک را پناه دهید و با او صحبت کنید . ولی در عوض در سوره احزاب گفته میشود که مشرک نجس است .
حقیقتا قرآن شبیه همان کلاه شعبده بازی است ، هر تفسیر و تعبیری میشود از آن کرد . و این خطرناک است . چرا که حاکمان و قدرتمند ، معمولا با تفسیر آیات ملایم نمیتوانند حکومت کنند . بلکه با تفسیر آیات خشن است که میتوانند استبداد خود را ادامه بدهند .
ببینید اشتباه نکنید ، قصد یکی مثل من این نیست ، که به دیگران بگویم نه خدا را قبول داشته باشید نه هیچ چیز . این یک موضوع شخصی است . قصد من و خیلی ها مثل من ، این است که بگویند ، نمیشود هم زمان معتقد به حکومت عدل علی و امام زمان بود ، و آزادیخواه هم بود . این دو با هم در تضاد است .
اگر در صدر اسلام ، پیامبر جنگها کرد ، جانشینانش جنگها کردند ، حتی به کشورهای دیگر هجوم بردند ، و اشغال کردند و زبان و تمدنشان را عوض کردند . چطور میتوانیم به حاکمان و قدرتمندان بفهمانیم ، که این آیات صرفا مربوط به همان زمان میشده است . و دیگر در زمان ما کاربرد ندارد . شما کتاب ولایت فقیه خمینی را بخوانید به همین موضوع اشاره کرده است که مگر میشود حدود و احکام الهی را بر زمین گذاشت شاید امام زمان صد هزار سال دیگر هم نباید ، آیا ما باید احکام الهی را اجرا نکنیم ؟
در نهایت دوست گرامی ، اگر امروز حکومت ما یک حکومت مستقل از اعتقادات و مکتب بود . مطمئنا الان بنده به هیچ عنوان در مورد اعتقادات شخصی شما با شما بحث نمیکردم و حتی نقد هم نمیزدم . چرا که اعتقادات شما را برای خودم و جامعه خطرناک نمی دانستم . اعتقاداتی شبیه مولوی ، عطار ، ... برای جامعه خطرناک نیست . بنابراین کمتر هم از طرف بی دینها نقد خورده اند . کمتر پیش آمده که یک نفر منتقد دین ، مثلا مولوی یا عطار یا حافظ را نقد بزند ... چرا که تفکرات اینها چه درست چه نادرست ، تفکراتی صرفا معنوی و اخلاقی است . و مزاحمتی برای دیگران درست نمیکند .
از نظرات شما سپاسگزارم
اینو هم باید قبول کرد که ج.ا به خیلی ها هم کمک کرده
همینطور خیلی از کشورهای آزاد هم خیلی از جنایتا ازشون سر زده
اگر ما با این سیستم مخالفیم به خاطر اینه که این رفتارها رو برای یه حکومت اسلامی شرم آور میدونیم طوری که خیلیها اصلا باور نمیکنند که از یه حکومت اسلامی این رفتارها سر زده باشه
حرکت ما اصلاحاته نه از ریشه زدن
اگر همین قانون اساسی درست اجرا میشد خیلی از مشکلات نبود.
قانون اساسی صراحتا میگه رهبر در برابر قانون با بقیه مساویه.
اگر امثال منتظری-مکارم-موسوی اردبیلی-توسلی-طاهری-انصاری-جوادی املی و ... از خبرگان فراری داده نشده بودند یا رد صلاحیت نشده بودند الان شاید وضع خیلی فرق میکرد.
باید قبول کرد اونایی که پایه ج.ا را ریختند هیچ تجربه حکومتی نداشتند و اصولا خیلی اشتباه هم کردند که برای آینده قابل اصلاحه.
مشکل اصلی افراط گریه.
متاسفانه اینروزا کسایی که افراطی نیستند هیچ جایی تو چارت حکومتی ندارند.
رد نمیکنم که ورژن اسلامی که ما میشناسیم ایرادهایی داره و بعضی جنبه هاش با حقوق بشر هماهنگی نداره ولی اینکه اسلام با تجاوز موافقه از اون حرفاس
مشکلاتی که اینروزا پیش اومده ناشی از اسلام نیست ناشی از ظلم و افراط گریه
این کامنت توسط fsecure در ۰۱ شهريور ویرایش شد
مثلا من شخصا مولوی رو دوست دارم . اول بگم شخصا وجود خدا رو هم قبول ندارم ولی بحث ما اصلا این نیست . با این حال برای شخصیتهایی مثل مولوی مثل عطار مثل حافظ مثل سنایی ... که سعی کردند چهره ملایم و حتی عاشقانه ایی از دین ترسیم کنند بسیار احترام قائل هستم و حتی دوستشون دارم . بی اعتقادی من به خدا و دین یک موضوع علمی است و ربطی به ایدئولوژی ندارد . ولی بارها شده به مسجد و کلیسا و حتی امامزاده رفته ام و گاهی حتی خوشم آمد ه . من از دیدن کلیساها خوشم میاد ، چنانکه از دیدن تخت جمشید هم خوشم میاد . از دیدن برخی مساجد که در آن البته فتنه افکنی نباشد و صرفا عبادت باشد خوشم میاد . اینها اصلا قابل سرزنش نیست . هر چند در یک مبحث علمی میتواند نقد شود .
سروش و کدیور و اشکوری رو دوست دارم ، تقریبا تمامی سخنرانیهای سروش رو گوش کردم ، لب الباب مولوی رو که میخونه خیلی دوست دارم ، کتابهاش رو خوندم و براش خیلی احترام قائل هستم . من فکر میکنم این چنین شخصیتهایی که سعی میکنند یک اسلام ملایم و دوست داشتنی را به مردم معرفی کنند بسیار ارزشمند هستند . چون این یک واقعیت است که حتی در کشوری مثل آمریکا مردم به شدت مذهبی هستند .
بحث من و نقد من فعلا بر برداشت خشونت آمیز از دین است . چون یک فرد عامی هستم ، یعنی یک فرد مهم مثل سروش و ... نیستم بنابراین عقایدم رو بی پرده تر و راحت تر میگم . چون آنها باید مراقب گفته هاشون باشند . شما به سخنرانیهای قدیم سروش گوش کنید ، حتی در جاهایی مصباح یزدی رو یک دانشمند دینی بزرگ میدونه ، و در جایی در مدح آقای خمینی صحبتهای زیادی میکنه . اما صحبتهای جدید ایشان را هم گوش کنید که بسیار بی پرده تر شده است . به هر حال وظیفه این عزیزان متفاوت است . باری که بر دوش آنها است باعث میشود که بر اساس صلاح دید صحبت کنند و با وسواس زیاد عقایدشان را بیان کنند . اما خب یکی مثل من ، عقایدم را بدون سانسور میگویم .
در مورد اصلاح طلبی ، حقیقتا منهم شدیدا طرفدار اصلاحات هستم ، و بهترین راه حل رو اصلاحات میدونم . و این نقدها رو هم مهم میدونم در جهت اصلاح بسیاری از مسائل . یک زمانی برای خود من ، نقد دین یک تابو و خط قرمز بود . ولی حالا ...
بنابراین هرگز نمیتوانم بپذیرم که نباید نقد کرد ، نقد هم افراطی و غیر افراطی ندارد . نویسنده یک مطلبی نوشته است ، ما مخاطبان هم میتوانیم آزادانه نظر بدهیم . حالا اینکه چه کسی آرا بهتر و دقیق تری دارد دیگران خودشان تصمیم میگیرند .
در مورد نقد ، نظر من این است که نقد باید تلخ باشد من نمیگویم افراطی میگویم تلخ . چرا که اگر تلخ نباشد و جدی نباشد ، در ذهن مخاطب نمی ماند . البته منظورم از تلخ ، فحاشی ...
ببینید نویسنده یک سری آیات رو آورده . این آیات در قرآن موجود است . یادم میاید که آقای جنتی در یکی از سخنرانیهایشان گفتند ، چه کسی گفته برده داری گناه است ؟ به وقتش که برسد از دشمنان برده هم میگیریم .
موضوع کنیز و سپس هم خوابی با آنها یک موضوع اثبات شده است . شما حتی یک عالم دینی پیدا نمیکنید که بگوید پیامبر و ائمه کنیز نداشته اند . حتی در نهج البلاغه امام اول شیعیان در مورد کنیزان خود وصیت کرده است .
هر كدام از كنيزانم كه با او همبستر شدهام،و صاحب فرزند يا حامله است ازفروش او بخاطر سهم فرزندش خود دارى شود...« نامه ها 24 »
خب نمیشود این مستندات را رد کرد . اینها موضوعات مستقیما در نهج البلاغه و قرآن است . حالا در مورد قرآن میشود با شان نزول و تفاسیر عرفانی موضوع را عوض کرد . اما وقتی در نهج البلاغه مستقیم میخوانیم که علی کنیز داشته است و با آنها هم بستر میشده است و در قرآن هم میخوانیم که کنیز کسی است که در جنگها اسیر میشود ، چگونه میتوانیم چشم بر روی این موضوعات ببندیم ؟
حتی در مثنوی هم ، ما زن را معمولا در هیبت کنیز می بینیم . دهها داستان در مورد کنیز وجود دارد و شاید یکی از معدود زنان عاقل در مثنوی ، لیلی باشد که در پاسخ یک عیب جو جوابهای عقلانی و کوبنده میدهد ...
ازدواج پیامبر با یک دختر نه ساله یک واقعیت است . ازدواج پیامبر با زن پسر خوانده خودش ، که در سوره احزاب شرح آن داده شده یک واقعیت است . هم آغوشی پیامبر با کنیز یهودی ، یک واقعیت است و شرحش در سوره تحریم آمده ...
متاسفانه اینها در قرآن و در تاریخ ثبت شده است ، و من تا حالا هم ندیدم که عالمی دینی ، منکر این موضوعات بشود . برای همین هم ازدواج با دختر نه ساله هنوز هم موضوعی شرعی است .
خیلی دلم میخواست که حرفهای شما واقعا درست بود . خیلی دلم میخواست که مستندات قوی میشد از قران و نهج ابلاغه استخراج کرد تا با این حکومت مبارزه کنم . ولی حتی دست اصلاح طلبان هم در موضوعات دینی خالی است . و کمتر پیش آمده که در مبارزاتشان بحث دینی راه بیندازند .
واقعا دین مترقی داریم اینو را به صورت لوحه کنند و بذارن سر در ورودی سازمان ملل
این دین برای عربستان اومده که بصورت وحشی دخترها را زنده بگور میکردن نه برای ایرانی که 2500سال پیش شاهنشاهش لوحه حقوق بشر را نوشته
تازه چه وحشتی دارین از گذاشتن لینکهای مذهبی وحشت دارید دستتون برای همه باز بشه.فقط سرتون را از برف در بیارید تمام دنیا مطلع هستند آن کسی که هنوز در جهل است خود شمایید
شده را بخوانید وهم چنین ایرانیان برای به زور مسلمان شدند چه بهایی را پرداختند هرگز به راحتی نمیگفتیم اسلام برای ما آزادی آورد ...به طور کلی هیچ دینی وقتی با سیاست همراه
شد نمی تواند پیام آور بی طرفی شود و بعد از زمانی کوتاه به دام تعصب می افتد...اکثر
دینها از زرتشتیگری گرفته تا یهودی و مسیحی و اسلام در حال حاضر در این امنحان رد شده اند.