جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 139919 بازدید دیروز : 189581 کل بازدیدها : 84154401 کاربران آنلاین : 4 نفر مهمانان آنلاین : 175 نفر کل کاربران : 29337 نفر جدیدترین کاربر : nmrlove انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 139919 بازدید دیروز : 189581 کل بازدیدها : 84154401 کاربران آنلاین : 4 نفر مهمانان آنلاین : 175 نفر کل کاربران : 29337 نفر جدیدترین کاربر : nmrlove انجام شد
|
![]()
|
گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست.
این شعرش یادتونه؟
این کامنت توسط shady در ۱۵ فروردين ویرایش شد
محتسب مستی به ره ديد و گريبانش گرفت / مست گفت ای دوست اين پيراهن است افسار نيست
گفت مستی زان سبب افتان و خيزان مي روی / گفت جرم راه رفتن نيست ره هموار نيست
گفت می بايد تو را تا خانه ی قاضی برم / گفت رو صبح آی قاضی نيمه شب بيدار نيست
گفت نزديك است والی را سرای آنجا شويم / گفت والی از كجا در خانه خمار نيست
گفت تا داروغه را گوييم در مسجد بخواب / گفت مسجد جايگاه مردم بد كار نيست
گفت ديناری بده پنهان و خود را وارهان / گفت كار شرع كار درهم و دينار نيست
گفت از بهر غرامت جامه ات بيرون كنم / گفت پوسيده است جز نقشی زپود و تار نيست
گفت آگه نيستی كز سر در افتادت كلاه / گفت در سر عقل بايد بی كلاهي عار نيست
گفت مي بسيار خوردی زان چنين بی خود شدی / گفت ای بيهوده گو حرف كم و بسيار نيست
گفت بايد حد زند هشيار مردم مست را / گفت هشياری بيا اين جا كسی هشيار نيست
این کامنت توسط younes در ۱۵ فروردين ویرایش شد