جزییات لینک
بازدید امروز : 85125 بازدید دیروز : 216389 کل بازدیدها : 74118053 کاربران آنلاین : 8 نفر مهمانان آنلاین : 1 نفر کل کاربران : 28999 نفر جدیدترین کاربر : javani12
انجام شد
|
|
|
|
منتظر بودم تا زمان بگذرد و به درب زندان اوین روم حدود ساعت ۲:۳۰ دقیقه با کوهیار قرار گذاشتم و به سمت زندان اوین رفتیم. حدود ۲۰۰ نفر از فعالان حقوق اجتماعی و تعدادی مادر داغدیده هم حضور داشتند. منتظر بودیم که اولیاءدم به زندان بیایند. بعد از گذشت یک ساعت مادر و پدر احسان (مقتول) را به همراه برادر و خواهرش دیدیم. جمعیت به سمت وی رفتند تا آنان را از اعدام بهنود منع کنند. مدتی گذشت و مادر و پدرش گفت که ما گذشت می کنیم. جو بسیار سنگینی حاکم شده بود. فکر می کردیم که اولیائ دم گذشت خواند نمود و بهنود اعدام نخواهد شد. مدتی گذشت صدای دعاهای فعالان از بیرون زندان به گوش می رسید. بعد از چند دقیقه وارد سالن دیگری شدیم. بهنود یا تعدادی از مسئولین زندان هم حضور داشتند. وقتی اولیاءدم به داخل رفت. بهنود به دست و پای آنها افتاد و خواهش و التماس کرد که او را نکشند....چند نفر از مسئولین زندان، من و آقای اولیایی فر به سمت اولیاء دم رفتیم از آنها خواستیم و التماس کردیم که بهنود را اعدام نکنند. مادر مقتول گفت من الان نمی توانم فکر کنم باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندازم. بعد از چند دقیقه صدای اذان به گوش رسید. بهنود به اتاقی رفت تا آخرین نماز زندگی اش را بخواند. او رفت تا از خداوند خود طلب مغفرت کند......بهنود وقتی به دست و پای مادر ...
anna59 | ارتقاء : حدود 2 سال و 4 ماه قبل | ارسال : حدود 2 سال و 4 ماه قبل
|
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید
|
امیدوارم برای هیچ کسی این شرایط پیش نیاد ولی اینجا چه کسی قاتل واقعیه؟ کسی که تو یه دعوا بدون عمد تو سن نوجوونی کسی رو میکشه یا کسی که با این همه پادرمیانی و بعد از چهارسال کسی رو دار میزنه؟
امروز صبح که این خبر رو دیدم اصلا شوک شدم .
خدا یا ما خودمون به خودمون رحم نداریم . این چه دنیا ای هست .
روحش شاد شاید الان به آرامش برسه اون پسر بی پناه.. الهی آمین.
چقدر اینها کثافتن. دیگه برای چی کسی که به اعدام محکوم هست را زجرکش می کنند؟ این پسر 20 بار اعدام شده بود تا قبل از اعدام اصلی
خشکم زد که تو رادیو فردا اول این خبر و دیدم. یادمه کنسرت شهرام ناظری هم استاد انتظامی اومد رو سن و در مورد بهنود صحبت کرد.
چقدر دلهایمان و قلبهایمان را پر از کینه و نفرت اندوزی کرده اند.ننگ بر ایشان باد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
بهترین لحظه هاست -
لحظه ای که می رسی ز راه -
از پس کدورتی که داشتی -
راستی چه جانفزاست -
آن زمان که می نهی قدم به ره -
به عزم آشتی -
[به عزم بخشش] -
این نظر توسط نویسندهی آن سه دقیقه پس از ارسال ویرایش شد
"شب هایی که در سوئیت تنها بودی و منتظر رسیدن زمان اجرای حکم دوست داشتی چه کسی کنارت بود؟
مادرم. مادرم که سال هاست ندیدمش. وقتی 12 ساله بودم بیماری دیابت گرفت. بعد از دو سال نابینا شد و مرد. نه فقط شب های اجرای حکم، هر شب این آرزو را دارم. دلم می خواهد خدا یه رحمی به دل شاکی بیندازد تا من یه بار دیگه بتوانم سر مزار مادرم بروم."
ای خداااااااااااااااااااااا
هنوز هم نمی توانم جلوی اشکهایم را بگیرم
مادرم
مادرم
وای خداوندا
مادرش نبود تا در آغوشش بگیرد
خداوندا بی مادر بود ، اگر مادرش زنده بود چه می کرد برایش
گریه ام تمامی ندارد...