تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 156477
بازدید دیروز : 189581
کل بازدیدها : 84162680
کاربران آنلاین : 2 نفر
مهمانان آنلاین : 155 نفر
کل کاربران : 29340 نفر
جدیدترین کاربر : sarzaminmadari
انجام شد
26
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
بعد از اين همه سال، چهره‌ی ويلان را از ياد نمی ‌برم. در واقع، در طول سی سال گذشته، هميشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگی را دريافت می ‌کنم، به ياد ويلان می ‌افتم... ويلان پتی اف، کارمند دبيرخانه‌ی اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک کارمندی هيچ عايدی ديگری نداشت. ويلان، اول ماه که حقوق می ‌گرفت و جيبش پر می ‌شد، شروع می ‌کرد به حرف زدن... روز اول ماه و هنگامی ‌که که از بانک به اداره برمی ‌گشت، به ‌راحتی می ‌شد برآمدگی جيب سمت چپش را تشخيص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود. ويلان از روزی که حقوق می ‌گرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته می ‌کشيد، نيمی از ماه سيگار برگ می ‌کشيد، نيمـی از مـاه مست بود و سرخوش... من يازده سال با ويلان هم‌کار بودم. بعدها شنيدم، او از سی سالگی به همين نحو گذران روزگار کرده است. روز آخر کـه من از اداره منتقل می ‌شدم، ويلان روی سکوی جلوی دبيرخانه نشسته بود و سيگار برگ می ‌کشيد. به سراغش رفتم تا از او خداحافظی کنم. کنارش نشستم و بعد از کلی حرف مفت زدن، عاقبت پرسيدم که چرا سعی نمی کند زندگی ‌اش را سر و سامان بدهد تا از اين وضع نجات پيدا کند؟ هيچ وقت يادم نمی ‌رود. همين که سوال را پرسيدم، به سمت من برگشت و با چهره‌ای متعجب، آن هم تعجبي طبيعی و اصيل پرسيد: کدام وضع؟ بهت زده ...
aramo  aramo | ارتقاء : حدود 2 سال و 7 ماه قبل | ارسال : حدود 2 سال و 7 ماه قبل
برچسبهای لینک : ويلان  سيگار  
  • +1
reza1001zf reza1001zf حدود 2 سال و 7 ماه قبل گفت :
ويلان پرسيد: می ‌دونی تا کی زنده‌ای؟
جواب دادم: نه!
ويلان گفت: پس سعی کن دست کم نصف ماه رو زندگی کنی.


برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید