علی شریعتی که با زبان سحرآمیز و افسونگرانه اش توانسته است جوانان را به خواب و رؤیاهای جادوئی بکشاند، پیش از آن که در سخنرانی نمودن و کویریات نوشتن گل کند. یک شاعر بود که حتی برای خدمتکارخانه و مهندس معین فر و فلان بازاری نیز شعر می سرود و در هنگامه جمع آوری مجموعه آثار علی شریعتی، خانواده وی انتشار دهها سروده وی را سانسور نموده و برای حفظ قداست او اشعارش را منتشرنکردند
katayoun_77 | ارتقاء : حدود 7 ماه قبل | ارسال : حدود 7 ماه قبل
آنچه دانستنش در اين شرايط لازم و ضرورى است آن است كه هر چند فرزند استاد محمدتقى شريعتى (دكتر على شريعتى) شديداً دين را بهانه قدرت گيرى سياسى نموده و اسلام سياسى را تقويت نمود (برخلاف نظر و انديشه پدرش) اما شاگردان استاد محمدتقى شريعتى، پايه گذاران سازمان چريك هاى فدائى خلق شدند. امير پرويز پويان، مسعود و مجيد احمدزاده كه سازمان چريك هاى فدائى خلق را با تفكر سوسياليستى پايه نهادند، از مريدان و شاگردان كانون نشر حقايق استاد محمدتقى شريعتى بودند...
سركار خانم سارا شريعتى طى يك سخنرانى در دانشگاه تربيت معلم تهران، مدعى شده اند كه:
سخنرانى دكتر هاشم آغاجرى ملهم از آراء شريعتى بود.
و خواهر نازنين ايشان خانم سوسن شريعتى نيز طى يك سخنرانى در انجمن اسلامى دانشكده امور اقتصادى تهران گفته اند كه: شريعتى به جدائى دين از سياست اعتقاد نداشت.
يعنى فرمايش سوسن عزيز، ناقض سخن ساراى نازنين است و سخن هر دوى اين ها مخالف با آنچه دكتر آغاجرى گفته است.
دكتر آغاجرى نه تنها به دكتر شريعتى معلم انقلاب اسلامى ايران و متبكر امت و امامت و امامت مدرن (ولايت فقيه) و دينى بودن سياست و.... استناد نكرده و مُلهم از ايشان نبوده است بلكه نطق آن مرد بزرگ براساس نوشته روزنامه رسالت در صفحه اول ۱۰شهريورماه دو سال پيش مُلهم از كتاب "ديندارى و خردگرائى" بوده است
در حكم تجديدنظر دادگاه در مورد اعدام دكتر هاشم آغاجرى آمده است:
-آغاجرى ضروريات اصل اسلام را صريحاً انكار كرده است.
-عدم اعتقاد به توحيد و نبوت و آخرت را اقرار نموده است.
-درباره اسلام با تمسخر حرف زده است.
-اسلام را تحقير و تضعيف و توهين نموده است.
-هر چه امروز بنام اسلام مطرح است را نادرست شمرده است و آنها را كهنه شمرده و تحقير نموده است.
-اسلام را منسوخ، ارتجاعى، سياه و تاريك خوانده است.
-ضرورت تغيير اسلام را طلب نموده است.
-احكام نورانى اسلام را از قبيل اجراى مراسم خطبه عقد، نكاح و ازدواج شرعى را مسخره و انكار نموده است.
-تقليد از مجتهدان را عملى ميمون وار دانسته است.
-دين را علت العلل عقب ماندگى جامعه معرفى كرده است.
-دين را منحط دانسته و گفته است اين چه دينى است كه شكنجه انسان را توجيه مى كند!؟
-جايگاه روحانيت و اجتهاد و مجتهد را انكار كرده است و....
خب اين ادعاى دادگاه است عليه دكتر آغاجرى كه تماماً ضد افكار و انديشه ها و تفكرات دكتر شريعتى است. كسى كه مبلغ ولايت فقيه با عنوان امامت و نبرد مسلحانه و عمليات خشن و تروريستى با بهره ورى از نشانه هاى اسلامى و غيره بوده است و فرزند خود آن مرحوم، سوسن عزيز همين چندى پيش طى سخنرانى خود در تهران تأكيد كرده است كه "شريعتى به جدائى دين از سياست اعتقاد نداشت" يعنى اعتقاد به دين سياسى داشت.
خب چطور مى شود مدعى شد كه انديشه و گفتار دكتر هاشم آغاجرى كه از حرف هايش بوى خردگرائى و لائيسيته و جدائى دين از سياست مى آيد و تحقيرآميز از دين ياد كرده است، مُلهم از دكتر شريعتى است.
پسر دكتر شريعتى به من گفت: اگر پاسبان مى داشتيم جلو شما را مى گرفتيم يا ترتيب شما را مى داديم.
پرسيدم: چرا؟
گفت: نقد شما و طرح فراتر از شريعتى يعنى بستن دكان و تشكيلات ما.
و اين بچه هاى نازنين كه مثل پدرشان هيچ اعتقاد و باورى به دين و سنن آن ندارند، اما براى روشن نگاه داشتن چراغ دكان پر درآمد بنياد شريعتى از هر مسلمانى مسلمان تر خواهند شد....
جالبى قضيه اين "معلم انقلاب اسلامى جهانى" در اين است كه رشته تحصيلى وى تاكنون به درستى بيان نشده است، زيرا خود دكتر على شريعتى نيز در شرح حال خود كه در كتاب گفتگوهاى تنهائى با قلم خودش نوشته است، واقعيت را ننوشته است؟
در خرداد ۱۳۳۸ از طريق اعزام فارغ التحصيلان رتبه اول دانشكده ها به پاريس رفت و در آنجا تا سال ۱۳۴۳ به اخذ درجه دكترا در تاريخ تمدن و دكترا در جامعه شناسى و طى دوره "مدرسه تتبعات عاليه" وابسته به دانشگاه سوربن در رشته جامعه شناسى مسلمان به رياست پروفسور برگ نائل آمد و مدتى در مركز ملى اسناد و اطلاعات فرانسه به عنوان محقق كار مى كرد و به گفته خود بيش از اين همه، آنچه فرا گرفتم و به ويژه آنچه شدم در خدمت پروفسور لوئى ماسينون بود كه شرق و غرب را در خود جمع داشت. نسخه منحصر به فرد كتاب فضائل بلخ را در آنجا تصحيح كرد..."
در اين چند خط، دكتر شريعتى خود را برخوردار از سه رشته تحصيلى و سه دكترا مى داند.
در صورتى كه اولاً ايشان در هيچ يك از سه رشته بيان شده تحصيل نكرده و دوم اين كه ترجمه كتاب فضائل بلخ تنها رساله ايشان بوده است.
حاجيولوژى رشته تحصيلى شريعتى
-رشته تحصيلى دكتر شريعتى چنانچه در كتابخانه دانشگاه سوربن پاريس موجود است، حاجى و لژى يعنى حاجى، شيخ، ملاشناسى و يا به نوعى مقدس شناسى بوده است.
شريعتى همسر ش را سگ مى خواند
خانم دكتر پوران شريعت رضوى در كتاب "طرحى از يك زندگى" چند نامه محرمانه دكتر شريعتى را منتشر نموده است در صفحه ۱۶۰ اين كتاب، دكتر شريعتى طى نامه اى همسر مهربان فرهيخته اش را سگ مى خواند:
پوران عزيزم قربانت گردم. حالت؟ چطورى؟ در چه حال و حالتى؟ فرشتگى يا سگى
- تا کنون 13 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )
سروش !
سخنرانى دكتر هاشم آغاجرى ملهم از آراء شريعتى بود.
و خواهر نازنين ايشان خانم سوسن شريعتى نيز طى يك سخنرانى در انجمن اسلامى دانشكده امور اقتصادى تهران گفته اند كه: شريعتى به جدائى دين از سياست اعتقاد نداشت.
يعنى فرمايش سوسن عزيز، ناقض سخن ساراى نازنين است و سخن هر دوى اين ها مخالف با آنچه دكتر آغاجرى گفته است.
دكتر آغاجرى نه تنها به دكتر شريعتى معلم انقلاب اسلامى ايران و متبكر امت و امامت و امامت مدرن (ولايت فقيه) و دينى بودن سياست و.... استناد نكرده و مُلهم از ايشان نبوده است بلكه نطق آن مرد بزرگ براساس نوشته روزنامه رسالت در صفحه اول ۱۰شهريورماه دو سال پيش مُلهم از كتاب "ديندارى و خردگرائى" بوده است
-آغاجرى ضروريات اصل اسلام را صريحاً انكار كرده است.
-عدم اعتقاد به توحيد و نبوت و آخرت را اقرار نموده است.
-درباره اسلام با تمسخر حرف زده است.
-اسلام را تحقير و تضعيف و توهين نموده است.
-هر چه امروز بنام اسلام مطرح است را نادرست شمرده است و آنها را كهنه شمرده و تحقير نموده است.
-اسلام را منسوخ، ارتجاعى، سياه و تاريك خوانده است.
-ضرورت تغيير اسلام را طلب نموده است.
-احكام نورانى اسلام را از قبيل اجراى مراسم خطبه عقد، نكاح و ازدواج شرعى را مسخره و انكار نموده است.
-تقليد از مجتهدان را عملى ميمون وار دانسته است.
-دين را علت العلل عقب ماندگى جامعه معرفى كرده است.
-دين را منحط دانسته و گفته است اين چه دينى است كه شكنجه انسان را توجيه مى كند!؟
-جايگاه روحانيت و اجتهاد و مجتهد را انكار كرده است و....
خب اين ادعاى دادگاه است عليه دكتر آغاجرى كه تماماً ضد افكار و انديشه ها و تفكرات دكتر شريعتى است. كسى كه مبلغ ولايت فقيه با عنوان امامت و نبرد مسلحانه و عمليات خشن و تروريستى با بهره ورى از نشانه هاى اسلامى و غيره بوده است و فرزند خود آن مرحوم، سوسن عزيز همين چندى پيش طى سخنرانى خود در تهران تأكيد كرده است كه "شريعتى به جدائى دين از سياست اعتقاد نداشت" يعنى اعتقاد به دين سياسى داشت.
خب چطور مى شود مدعى شد كه انديشه و گفتار دكتر هاشم آغاجرى كه از حرف هايش بوى خردگرائى و لائيسيته و جدائى دين از سياست مى آيد و تحقيرآميز از دين ياد كرده است، مُلهم از دكتر شريعتى است.
پرسيدم: چرا؟
گفت: نقد شما و طرح فراتر از شريعتى يعنى بستن دكان و تشكيلات ما.
و اين بچه هاى نازنين كه مثل پدرشان هيچ اعتقاد و باورى به دين و سنن آن ندارند، اما براى روشن نگاه داشتن چراغ دكان پر درآمد بنياد شريعتى از هر مسلمانى مسلمان تر خواهند شد....
در اين چند خط، دكتر شريعتى خود را برخوردار از سه رشته تحصيلى و سه دكترا مى داند.
در صورتى كه اولاً ايشان در هيچ يك از سه رشته بيان شده تحصيل نكرده و دوم اين كه ترجمه كتاب فضائل بلخ تنها رساله ايشان بوده است.
حاجيولوژى رشته تحصيلى شريعتى
-رشته تحصيلى دكتر شريعتى چنانچه در كتابخانه دانشگاه سوربن پاريس موجود است، حاجى و لژى يعنى حاجى، شيخ، ملاشناسى و يا به نوعى مقدس شناسى بوده است.
خانم دكتر پوران شريعت رضوى در كتاب "طرحى از يك زندگى" چند نامه محرمانه دكتر شريعتى را منتشر نموده است در صفحه ۱۶۰ اين كتاب، دكتر شريعتى طى نامه اى همسر مهربان فرهيخته اش را سگ مى خواند:
پوران عزيزم قربانت گردم. حالت؟ چطورى؟ در چه حال و حالتى؟ فرشتگى يا سگى
"خداوندا به زنان ماشعوروبه مردان ماشرف اعطافرما"
یعنی زنان مابی شعورومردان ما بی شرف ازدیدگاه شریعتی بودند گویا مدرنیته بدجوری درون شریعتی رامنقلب وپریشان کرده بود