تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 31619
بازدید دیروز : 200583
کل بازدیدها : 84200543
کاربران آنلاین : 2 نفر
مهمانان آنلاین : 171 نفر
کل کاربران : 29341 نفر
جدیدترین کاربر : 71533024
انجام شد
15
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
سخنرانی محمود شصت چی در قم سکانس اول [روز. داخلی. محمود شصت چی از دست خودش عصبانی ست. تصميم گرفته به مردم بگويد که رئيس جمهور خوبی نبوده و خودش به اين موضوع پی برده است و اکنون می خواهد استعفا دهد؛ می خواهد برود به عنوان يک مهندس در شرکتی، اداره ای، نهادی، جايی، کاری بگيرد و لقمه به اندازه ی دهان اش بردارد. لقمه ی رياست جمهوری که آقای مصباح و مهندسان انتخاباتی برايش گرفته اند خيلی بزرگ است و دارد خفه اش می کند. تازه متوجه شده است که ميز و صندلی و ديوارهای اطراف اش همه دکور است. تازه متوجه شده است که آدم هايی که دور و برش ايستاده اند و هی دولا و راست می شوند هنرپيشه اند و دارند نقش بازی می کنند. متوجه شده است که فردا اگر به همين آدم ها نقش ديگری بدهند، مثلا چاکران حکومت سلطنتی يا رفقای حکومت کمونيستی آن جا هم همين نقش را بازی خواهند کرد و به فرمان کارگردان دولا و راست خواهند شد. عزم اش را جزم می کند و به طرف تريبون سخنرانی به راه می افتد. در راهرو آينه ای به ديوار است. چشم اش به خودش می افتد و از کنار آينه می گذرد. لحظه ای درنگ می کند. بر می گردد. در آينه تصوير خودش را می بيند، اما جور ديگر. اين نيمه ی ديگر اوست. نيمه ی بی وجدان و قدرت طلب او]. محمود شصت چی قدرت طلب- کجا داری می ری؟ محمود شصت چی پشيمان- ديگه بَسَّمِه. ...
messiah  messiah | ارتقاء : حدود 4 سال و 1 ماه قبل | ارسال : حدود 4 سال و 1 ماه قبل
برچسبهای لینک : کشکول خبری هفته  ف. م. سخن]  
نظری برای این لینک ثبت نشده
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید