جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 33821 بازدید دیروز : 200583 کل بازدیدها : 84201644 کاربران آنلاین : 1 نفر مهمانان آنلاین : 162 نفر کل کاربران : 29341 نفر جدیدترین کاربر : 71533024 انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 33821 بازدید دیروز : 200583 کل بازدیدها : 84201644 کاربران آنلاین : 1 نفر مهمانان آنلاین : 162 نفر کل کاربران : 29341 نفر جدیدترین کاربر : 71533024 انجام شد
|
![]()
|
فیگارو مینویسد ، حتی تصور اینکه نیروهای سازمان مجاهدین خلق از درون سکونتگاه خود که از دو خانه ساده و چندین ساختمان پیش ساخته تشکیل شده است ، بتواند تن سپاه پاسداران را به لرزه درآوردند ، مشکل است . حتی اگر این گروه از لحاظ مالی و سازمانی قوی باشند .
مالبرونو مینویسد : اعضای سازمان مجاهدین میکوشند تا ضمن فراموش کردن گذشته خود ، تصویری جدید از خود بسازند ، یا به نوعی برای خود تاریخی تازه خلق کنند . البته باید اعتراف کرد که آنها تا حدودی در این راستا موفق بوده اند .
چرا که توانستند با برخی تبلیغات و گسترش روابط با افراد مهم و با نفوذ فرانسه ، نام سازمان خود را از لیست سازمان های تروریستی اتحادیه اروپا خارج کنند .
از جمله حامیان این سازمان در فرانسه ، میتوان به رئیس سابق سازمان اطلاعات فرانسه ، همسر رئیس جمهور سابق فرانسه خانم دانییل میتران ، نخست وزیر سابق فرانسه و افراد دیگر نام برد .
با این حال این سازمان ، از نظر اکثر مقامات فرانسه زمانی خطرناک به نظر آمد که چندین تن از اعضای آن در زمان بازداشت یکی از رهبران خود یعنی مریم رجوی در سال 2003، تحت تأثیر این فضا حاضر شدند خود را آتش بزنند .
آلفی عزيز، اين روزنامه های اروپايی گاهی مقالات عجيبی مينويسند. چند روز قبل که يک روزنامه آلمانی به کوروش توهين کرده بود، امروز هم اين مقالبه بيشتر به يک حربه تبليغاتی/روانی برای مقابله با سپاه پاسداران شبيه است. البته مهم نيست مجاهدين خود را چگونه در دل فرانسويان جا می اندازند، امّا جايگاه نداشته شان در ميان مردم ايران روز به روز کمتر هم ميشود، بخصوص در اين شرايط که مردم ميبينند که نيازی به يک گروهک تروريستی و رهبران ديوانه آن برای ايجاد تغيير در آينده خود ندارند، و از داخل ميتوانند آينده خود را بسازند. مردم ايران باهوشتر از آن هستند که از دست جمهوری اسلامی راحت شوند و سرنوشت خود را به دست رجوی 100 برابر بدتر از جمهوری اسلامی بسپارند.حالا گروههای سياسی فرانسوی هرچه ميخواهند بگويند.
گلی جان اون مقاله مال یکی دو سال قبل بود و این تجزیه طلبا بسکه ازش خرکیف می شن از اون موقع تابحال صدبار لینکیدنش.
این نظر توسط نویسندهی آن یک دقیقه پس از ارسال ویرایش شد
ولی کلا در فرانسه داستان مجاهدین خلق و فرانسه ریشه در مناسبات شخصیه " فرانسوا میتران " رئیس جمهور سابق (در گذشته ) فرانسه داره ، میتران یکی از بهترین رئیس جمهورهای فرانسه بود و متمایل به مارکسیستهای اروپا ، به شدت با رژیم الامی در ایران درگیر بود و در دهه 80 و جنگ ایران و عراق ، پشتیبانی زیادی از عراق و سازمان مجاهدین برای سرکوب حکومت اسلامی در تهران انجام داد.. با توجه به دسته بندیهای سیاسی و احزاب فرانسه و البته مراودات سیاسیشون به دلیل آزادی واقعی (نسبتا) سیاسی و ابراز تمام عقاید در سطح جامعه به راحتی میشه دید ، فرانسویها نگرش مثبتی به سازمان رجوی ندارند ولی ازونجا که از حکومت تهران تنفر بیشتری دارن ، شاید از یه جهاتی رعایت این سازمان رو کرده باشند .
این نظر توسط نویسندهی آن شش دقیقه پس از ارسال ویرایش شد
زمانی که سارکوزی رئيس جمهور فرانسه شد، مجله تايم يک مقاله کامل در موردش نوشت و دقيقاً همانطوری که شما گفتيد توضيح ميداد که او علاقه شديد به ميتران دارد، و ميخواهد که جايگاهی مانند او پيدا کند. امّا يک طعنه زده بود که ميتران، چه خوب چه بد، يک سياستمدار قابل بود و از او تا سارکوزی، فاصله بسياری وجود دارد.
در مورد مجاهدين هم، زمانی که عراقی ها چند ماه پيش به اشرف حمله کردند، با اينکه بيشتر دوستان ميگفتند "خود کرده را تدبير نيست" امّا به قول شما يک حالت ترحمی هم وجود داشت که اينها بلاخره گروهی ايرانی هستند که گول قولهای رجوی ها را خورده اند و برای همه سنگين بود که آنجا از عده ای عراقی کتک بخورند. امّا شما دقت کنيد در اين چند ماه که از عمر جنبش ميگذرد، به روشهای مختلف سعی در استفاده از شرايط فعلی را داشته اند که البته مردم مانند دو دهه گذشته بهشان بی اعتنايی کردند، امّا برخی صحبتها در تخريب رهبران جنبس فقط ميتوانست به جمهوری اسلامی کمک کند.
زمانی که سارکوزی رئيس جمهور فرانسه شد، مجله تايم يک مقاله کامل در موردش نوشت و دقيقاً همانطوری که شما گفتيد توضيح ميداد که او علاقه شديد به ميتران دارد، و ميخواهد که جايگاهی مانند او پيدا کند. امّا يک طعنه زده بود که ميتران، چه خوب چه بد، يک سياستمدار قابل بود و از او تا سارکوزی، فاصله بسياری وجود دارد.
در مورد مجاهدين هم، زمانی که عراقی ها چند ماه پيش به اشرف حمله کردند، با اينکه بيشتر دوستان ميگفتند "خود کرده را تدبير نيست" امّا به قول شما يک حالت ترحمی هم وجود داشت که اينها بلاخره گروهی ايرانی هستند که گول قولهای رجوی ها را خورده اند و برای همه سنگين بود که آنجا از عده ای عراقی کتک بخورند. امّا شما دقت کنيد در اين چند ماه که از عمر جنبش ميگذرد، به روشهای مختلف سعی در استفاده از شرايط فعلی را داشته اند که البته مردم مانند دو دهه گذشته بهشان بی اعتنايی کردند، امّا برخی صحبتها در تخريب رهبران جنبس فقط ميتوانست به جمهوری اسلامی کمک کند.
خوب مسئله اساسی و وزیت بزرگ یک جامعه باز و دموکرات همینه که نظر اکثریت بر همه چیز غلبه پیدا میکنه از نظام اداری و مالی کشور تا صف آرائی گروها ، حزبها و گرایشات مختلف و اون ایدئولوژی و عقیده ای که مردم به هر دلیلی ازش دوری کنن رفته رفته محکوم به حذف یا ریزش از جامعه میشه
گل علی آقای عزیز ، دقیقا همینطوره...اصولا هر نوع خیانتی محکوم هست به خصوص اگه این خیانت ،همکاری با دشمنت باشه !
معتقدم سازمان مجاهدین خلق ظرفیت این رو داشت که الان محبوبترین نیروی اپوزیسیون نزد مردم باشه
کاملا موافقم، نه تنها محبوبترین بلکه مهمترین و قدرتمندترین.
حتی اگه با صدام هم همکاری نمیکردن باز هم محبوبیت نداشتند. ایدئولوژیشونو ببینین. اینا به خودشون هم رحم نمیکنن. تو عملیات مرصاد در واقع با خودشون تسویه حساب کردن. اونایی که سازمان تشخیص داد دردسر ساز هستند رو به کشتن داد. الان هم تو اردوگاههاشون از خودشون زندانی دارن. بچه ها رو از پدر مادر جدا میکنن و ...
در کل چیز جالبی نبودن و نیستن و احتمالا نخواهند بود.