تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 46583
بازدید دیروز : 200583
کل بازدیدها : 84208025
کاربران آنلاین : 3 نفر
مهمانان آنلاین : 175 نفر
کل کاربران : 29341 نفر
جدیدترین کاربر : 71533024
انجام شد
24
فارسی نوشته | سرگرمی | mahjad.net | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
بر صندلی های مترو در ایستگاه نشسته بودیم تا قطار بیاید. رفقا فرصت را مناسب دیدند تا جدیدترین فیلم های خود را رد و بدل کنند. در میان فیلم ها، فیلم سیاسی مورد داری هم بود که صحبت هایمان معطوف آن شد. مشغول صحبت راجع به فیلم ها بودیم که خانم چادری و محترمی که چفیه ای گردنش انداخته بود آرام آرام طرف ما آمد و در حالی که چهارتایمان را معنادار نگاه می کرد با لحنی جدی بی مقدمه پرسید: ببخشید این ها چه فیلم هایی است که دست شما است؟ همگی شوکه شدیم. دوباره پرسید می خواهم بدانم شما چه فیلم هایی همراهتان است و بلافاصله دستش را طرف ما آورد تا فیلم را از دست مهدی بگیرد اما با امتناع مهدی مواجه شد. خانم چادری دست به چفیه اش کشید. سرتاپایمان را نگاهی کرد و با پوزخند گفت ترسیدید؟ برایتان متاسفم؛ الان به شما می گویم باید از که بترسید. سپس تلفن همراهش را درآورد و شروع کرد با آن ور رفتن، گویی که دارد شماره خاصی را می گیرد. چند ثانیه بعد صفحه تلفنش را نشانمان داد و گفت شماها باید از این بترسید...
Algorithm  Algorithm | ارتقاء : حدود 4 سال و 1 ماه قبل | ارسال : حدود 4 سال و 1 ماه قبل
نظری برای این لینک ثبت نشده
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید