تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 46849
بازدید دیروز : 200583
کل بازدیدها : 84208158
کاربران آنلاین : 3 نفر
مهمانان آنلاین : 168 نفر
کل کاربران : 29341 نفر
جدیدترین کاربر : 71533024
انجام شد
29
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
چهارده ، پانزده ساله بودم که دوستی در يک صبح تابستانی ، کتاب کيمياگر پائلو کوئيلو را برای اولين بار در پارک قيطريه به دستم داد. هنوز تب کوئيلو ايران را در بر نگرفته بود. کتاب چاپ اول بود ، از نويسنده اي نآشناس. همان روز در همان پارک،کتاب را خواندم و به صاحبش پس دادم. عصر آن روز ، دو جلد از کتاب را از انتشارات تجريش خريدم ، يکی برای خودم و ديگری برای دايی جوانم که با ما زندگی ميکرد. دايی که عازم ينگه دنيا به جستجوی افسانه شخصی اش بود، کتاب را با خود برد و من با کتابم ماه ها را سپری کردم. کتاب های بعدی کو ئيلو را ميبلعيدم. ديگر تب کو ئيلو ايران را گرفته بود. همه دچار او بودیم. آن زمان دانش آموز دبيرستانی در نياوران بودم. هر روز در مسير خانه از جلوی شهر کتاب نوساز نياوران رد ميشدم . آن زمان پول توجيبی ام به بزک و دوزک نميرسيد، هرچه داشتم سر راه در شهر کتاب نياوران خرج ميشد. يادم نميرود روزی را که در همان شهر کتاب ترجمه اي متفاوت از آخرين اثر کوئيلو را خواندم. نام مترجم " دکتر آرش حجازی " بود. جلد کتاب زيبا بود، کيفيت کاغذ ها بهتر بود. همه چيز نشان از عشق به کتاب بود. نام انتشارات را خواندم : کاروان نام را در ذهنم يادداشت کردم. کاروان برايم انتشاراتی پيشرو بود. در سطح استانداردهای روز ...
maryam1  maryam1 | ارتقاء : حدود 2 سال و 5 ماه قبل | ارسال : حدود 2 سال و 5 ماه قبل
  • +1
bozdelmirza bozdelmirza حدود 2 سال و 5 ماه قبل گفت :
از اتفاق من هم با اينكه كتاب مي خواندم به زور كوئيلو خوان شدم خوب بود و هست هر از گاهي دوباره كتاب هاش رو مي خونم. البته از نظر من ترجمه هاي حجازي خوب هستند ولي نه بهترين!
این نظر توسط نویسنده‌ی آن سه دقیقه پس از ارسال ویرایش شد
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید