جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 105045 بازدید دیروز : 216389 کل بازدیدها : 74128013 کاربران آنلاین : 10 نفر مهمانان آنلاین : 1 نفر کل کاربران : 28999 نفر جدیدترین کاربر : javani12 انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 105045 بازدید دیروز : 216389 کل بازدیدها : 74128013 کاربران آنلاین : 10 نفر مهمانان آنلاین : 1 نفر کل کاربران : 28999 نفر جدیدترین کاربر : javani12 انجام شد
|
![]()
|
ای خفتگان، بر سرِ شکسته و ندیده زینب خود را پرپر نکنید، آن را ندیده اید، اما سر جوانانتان میشکنند و رخشان پرخون میکنند، این را که میبینید!
به کدام ملتند این دریوزگان؟ به کدام مذهبند این بیچارگان؟
میترسم از روزی که کاسه صبر مردم لبریز شود...
10:20 پیچ شمرون بودم، با دوستم ، ریرا سرماخورده نیومده. بودنِ مردم را حس میکنی و خیل خفاشان سیاه پوش را میبینی.
10:30 هرچه به میدان فوزیه (امام حسین) نزدیک تر میشویم، فشردگی مردم و نیروها بیشتر است. سرِ خیابون نظام آباد مردم ایستاده اند، درود به شرفشان و دلیریشان، رنگ سبز لبریز است. پرچم سبز هم هست.
10:35 همون آقای گنده ای که توپخونه هم بود، اینجا هم بود، با همون تیپ، توی بیسیم چیزی گفت و چند پلیس ضدشورش به سوی ما آمدند و گفتند : "اینجا وای نَستین، برین خونه هاتون، خبری نیست"
10:45 به سمت پل چوبی راه افتادیم ، زمزمه ها شنیده شد و ناگهان فریاد شد، یا حسین، یا حسین، میرحسین
چندسد نفر بودیم، فریاد زنان در پیاده رو، رو به جلو، سر خیابون گرگان رسیدیم. ناگهان موتورها از روبرو آمدند، نه برای پخش و پلا کردن مردم، بلکه برای پخش کردن ما روی زمین!
تا جنبیدیم چندین سر و دست شکسته بود و چهره های خون آلود ... هرکس دست بر سر یا بازو در بغل بود... فریادها... شیون ها... خون... برخی سوار خودروهای مردمی شدن که توی ترافیک بودن.
هریک را چند پلیس میزدند، با خشونت ، سنگین، بدون مهربانی، با وحشیگری...
10:50 نزدیک پل چوبی ، کنار شهرداری، چادری بنام تکیه برپا بود که درون آن پر از ل.ش بود و چند نفر را گرفتند و به کوچه کنار آن بردند.
جوانی کنار خودرو پراید افتاده بود و دست بر سر داشت. به کمکش رفتیم، سر به بالا کرد و خون بر ما و خودرو پاشید (عکس پیوست)، دنبالمان کردند، به کوچه ای رفتیم.
11:00 جوانی از خونه ای بیرون آمد و ما را به خانه اشان برد. دستمالی برای زخمی آورد و آب که خونها را شست. گفت سر کوچه ل.ش ها هستند، برین، میگیرن.
11:20 زخمی آنجا ماند. فریاد الله اکبر از خیابان می آمد. جوان به همسایه زنگ زد و از پشت بام به خانه آنها رفتیم و از کوچه ای بیرون آمدیم. بالای پل چوبی و نزدیک عشرت آباد بود.
11:30 نیروهای موتوری رو به پایین میرفتند. دود گاز اشک آور را در خیابون شاهرضا(انقلاب) میدیدیم. کاپشن من خونی شده بود. دوستم آن را در زباله ها انداخت. به ریرا زنگ زدم، گفت بیا نزدیکتر برات کاپشن بیارم.
پیاده راه افتادیم. نگذاشتند از گرگان به فوزیه بریم، نه خودرو، نه مردم، اما همهمه از دور شنیده میشد. برگشتیم کنار همان خودرو، یواشکی عکس گرفتیم (بپیوست) و آمدیم.
11:40 نرسیده به میدان فردوسی مردم تو پیاده رو ها بودند. موتورسوارها گذشتند، فریاد الله اکبر بلند شد، پس از چند دقیقه پلیسها آمدند و ما را پخش کردند.
12:00 زیر پل حافظ پر است از نیرو. به پارک دانشجو رسیدیم. لبریز از خودرو و نیرو. روی آنها نوشته بود: یگان ویژه- یگان سوم . روی لباسها نوشته بود :گردان امداد ... (یادم رفت)
اینجا مردم بسیارند، نیروها هم، تا انقلاب. توی دانشگاه تهران پر بود از خانومهای چادری که با قیمه نذری بیرون میومدن.
12:40 ریرا رسید، با کاپشن و امید.
بازگشتیم. خودروها بوق میزدند و مردم خندان. اتوبوسی رد شد که یا حسین و میرحسین میگفتند. غوغایی بود.
12:50 سر خیابون کاخ ، کنار ...
12:55 چهارراه پهلوی را بستند، نمیگذاشتند خودروها بسوی میدان 24اسفند(انقلاب) بروند.
13:10 چهارراه کالج درگیری بود، چی شده؟ بین نیروهای ل.ش درگیری بود، چندنفر بسیجی و چندنفر ل.ش پلیس، نمیگذاشتند مردم بایستند و نگاه کنند، هرچه بود درگیری بود کسانی آنها را جدا میکردند و هردو دسته بیسیم بدست بودند.
نگذاشتند پیاده به میدون فردوسی بریم. سربازها میگفتند، نرین باب اینا دیوونن، لت و پارتون میکنن و جلوی مارو گرفت.
از خ بامشاد رفتیم زیر پل، تا میدون، خبری نبود.
13:30 میدون رو بسته بودن، جلوی خودروها بسوی حافظ رو با خودروهای پلیس گرفته بودند.
13:50 تا دلت بخواد ل.ش سر خیابون وصال هست، بویژه بخش جنوبی.
14:00 میدون انقلاب هستیم، میخواهیم از این همه هیاهو جدا شده و بریم خونه، ناگهان فریاد یا حسین، میرحسین بلند شد. همه شگفت زده! از کجا؟ اتوبوس BRT بود، توی میدون میون اون همه نیرو... چه حالی داد. همه نگاه میکردن! ل.ش ها ریختن، از همه جا پیداشون شد، 10-15 نفری با باتومهای تلسکوپی ریختن جلوی اتوبوس و وسط میدون نگهش داشتن. خودروها هم ایستادند و برخی بوق میزدن. نمیدونید چه اندازه خشمگین شده بودند، با باتومها به اتوبوس میزدن و با دهانهای کثیفشون فریاد بر سر خودروها: برین، ساکت، بوق نزنین ، با چندتا راننده درگیر شدن.
پلیس به ما میگفت : برین، میبینین که وحشی شدن! میان سراغتون.
دوتا اتوبوس را نگه داشتن، دوتاشون سوار شدن تا اون تو دیگه شعارندن.
اون یکی را اوردن کنار، میگفتن همه پیاده شن، میخواستن یک-دوتا که اون عقبا بودن و دیده بودنشون رو بگیرن، با همهمه مردم خیابون و اتوبوس و از ترس راه بندان و شلوغی، اتوبوس رو ول کردن.
خیلی چسبید.
پیش درآمدی بود برای فردا، بد نبود. همین که نیروهای ترمیناتور و ل.ش بودن، نشون از خوبی اون بود.
برای عاشورا تنها یک چیز کم داریم: یک یا حسین، از میرحسین
پاینده ایران.
خسته نباشید . زحمت کشیدید .
سکوت اقای موسوی و اقای کروبی تاثیرش رو امروز داشته . امیدوارم فردا تجمعی شکل بگیره . امروز ظاهرا در حد چند صد نفره بوده . نمیدونم اگر رهبران سبز به سکوتشون ادامه بدهند ، فردا اصلا تجمعی شکل میگیره یا نه . از گزارشهایی که خوندم و فیلمهایی که دیدم ، متوجه شدم امروز تعداد نظامیان بیش از مردم بوده است . کاش تا شب اقایان ، حرفی بزنند ، و فراخوانی بدهند . وگرنه ممکن است فردا آنچنان که در نظر عده ایی بود برگزار نشود . بر خلاف تصور خیلی ها ، حضور اقایان موسوی و کروبی بسیار مهم است .
مراقب خودتون باشید . ممنون از اطلاع رسانی های بسیار خوبتون .
دوست عزیز ما نباید شبیه کیهان در توهم زندگی کنیم . امروز تقریبا تجمعی شکل نگرفته . در حد چند صد نفره بوده . فکر میکنم از تجمع در میدان توپخانه هم کمتر بوده . وقتی کسی نیامده که ما به زور نمیتوانیم بگوییم تجمع پر شکوه بوده .
گزارش گیگا هم نشان میدهد که تجمع حداقلی و سرکوب حداکثری بوده . ما باید وقایع رو آنچنان که هست ببینیم ، نه آنچنان که دوست داریم ببینیم . عدم استقبال امروز مردم ، تا این لحظه ، به دلیل بی تفاوتی اقایان موسوی و کروبی است . و اگر اینها تا شب پیامی ندهند ، یا در سخنرانی اقای خاتمی پیام خاصی فرستاده نشود ، بعید میدانم که فردا مردم آن استقبالی که در تصور است را انجام دهند .
دوست عزیز اگر فردا بشه و حضور چشم گیر نباشه ، که جنبش ضربه بسیار سنگینی میخوره . تا فردا نشده ، می بایست فکری کرد . سکوت رهبران اصلاح طلب خطرناک است . امیدوارم امشب اقای خاتمی حرفهای دندان گیری بزنه . اگر اقای خاتمی هم امشب دعوتی برای فردا نکند ، انوقت قضیه پیچیده میشود . اینکه اجازه سخنرانی به اقای خاتمی داده اند ، در صورتی که در ماه رمضان اجازه سخنرانی به ایشان ندادند ، به خودی خود عجیب است . سکوت موسوی و کروبی اگر تا فردا ادامه پیدا کند ، به هیچ عنوان موضوع ساده ایی نیست . میتوان گفت اتفاق بسیار عجیبی است . هر چه است مربوط به قضیه قم میشود . رهبران اصلاح طلب ، بین اقای خمینی و منتظری دچار تناقض شده اند . هم زمان نمیتوانند از هر دو حمایت کنند . این تناقض احتمالا باعث سکوت آنها شده است . چرا که نمیدانند در مورد این موضوع چگونه موضع گیری کنند . قضیه درخواست مجوز تظاهرات آنها نیز که عملا فراموش شد . و این نشان میدهد که دچار تردید شده اند ، که از کدام طرفداری کنند ، اقای خمینی ، یا اقای منتظری . و این انتخاب برای رهبران اصلاح طلب به هیچ وجه ساده نیست .
سخنرانی خاتمی هم که لغو شد . تجمع در حسینیه جماران هم به خاطر خاتمی شکل گرفت . حقیقتا اینکه بگوییم مردم بدون رهبری اصلاح طلبان راه خودشان را ادامه خواهند داد چندان به واقعیت نزدیک نیست . هر جنبشی نیاز به هماهنگ کننده دارد . اگر تجمعی امشب در جماران شکل گرفته به خاطر خاتمی است . اگر موسوی و کروبی هم فراخوانی داده بودند می دیدید که امروز تجمع عظیمی شکل میگرفت . و اگر انها سکوت کنند ، فردا نیز اتفاق خاصی نخواهد افتاد . یعنی تجمع در حد یک فراخوان اینترنتی شکل خواهد گرفت . متاسفانه سایتهای بالاترین و دنباله ، در مورد سکوت رهبران اصلاح طلب هیچ موضوع داغی نگذاشتند . باید انها را تحت فشار میگذاشتند که پیغامی برای عاشورا بدهند . اما خیلیها گفتند ، بدون انها هم خودمان میتوانیم . ولی این واقعیت ندارد . جنبش ما مکتبی نیست که بخواهیم مدام از رهبران تمجید کنیم ، جنبش مدرن است و یک جنبش مدرن مدام رهبرانش را نقد میزند و از آنها مطالبات دارد . اما ما تا حرف میزنیم ، عده ایی وحشت میکنند که وحدت کلمه از بین میرود . تفرقه افکنی میشود . تلقین ناامیدی میشود . این حرفها ، حرفهای مکتبی است نه یک جنبش مدرن .
گروه فشار به سخنرانی خاتمی حمله کرده
30 دقیقه پیش دوستم زنگ زد، جماران بود، میگفت دارن مارو سنگ بارون میکنن، گیر افتادیم
پیش از این گفته بودند که تاسوعا و عاشورا را چه میکنید، اما اینبار هنوز چیزی نگفتهاند!
من هم گفتم : برای عاشورا تنها یک چیز کم داریم: یک یا حسین، از میرحسین
نمیدونم چرا چیزی نگفتند! میسناسم دوستانی که تا پیام موسوی نباشد، نخواهند آمد.