گویند شاگردی به محضر استاد میرفت و همه روزه در اتاقی به پای درس استاد
می نشست. روزی استاد به او گفت از روی طاقچه کتاب را بیاور .
شاگرد پرسید : کدام طاقچه ، من در این مدت جز شما چیزی ندیده ام که تمام
هوش و حواس من به شما بود.
ناقل این داستان بر ذوب شدن شاگرد در درس استاد تاکید داشت اما آنچه امروز در
ذوب شدن افراد در مرادشان می بینیم حکایتی دیگر است که خلاف منظور ناقل خبر
را میرساند و آن اینکه مبادا فراگیری به فراموشی خود و تعطیلی اندیشه منجر شود.
گاه جملاتی از رئیس جمهور ایران می شنویم که شنونده از سلامت مغز او نومید
میگردد اما اگر به روش تحصیل مرید نزد مراد و ذوب شدن او در کلام استاد نظر
کنیم ، بیکباره ، بجای احمدی نژاد ، مصباحی را می یابیم جوانتر و فعالتر اما با
همان تراوشات ذهنی.
چند نمونه از هردو بزرگوار نقل میکنم ، تا ببینیم چگونه این از زبان آن سخن
می گوید . جملات این دو را باهم مقایسه کنید .
مصباح یزدی همچون شاگردش به سفرهای خارجه علاقه وافر داشته بویژه سفر
به امریکای لاتین و در نقل این مسافرتها چنین آورده :
مصباح : یکی از اسقفهای آنجا به من گفت ما باد بیائیم آنجا (ایران) و از شما
یاد بگیریم.
احمدی نژاد : از تمام دنیا برای حل مشکلاتشان با ما تماس می گیرند .
مصباح : یکی از دختران دانشجو به زبان ...
hich | ارتقاء : حدود 6 ماه قبل | ارسال : حدود 6 ماه قبل
- تا کنون 12 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )