تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 147871
بازدید دیروز : 200583
کل بازدیدها : 84258669
کاربران آنلاین : 4 نفر
مهمانان آنلاین : 197 نفر
کل کاربران : 29343 نفر
جدیدترین کاربر : ashkan_35
انجام شد
19
فارسی نوشته | فرهنگی | dibache.com | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
نمايش در اتاق خواب خانه‌ي دو طبقه نات اكرمن رخ مي‌دهد كه جايي در كيوگارد نز واقع است. كف اتاق كيپ تا كيپ با قالي فرش شده است . يك تخت‌خواب دو نفره ي بزرگ و يك ميز توالت بزرگ. اتاق اسباب و اثاثه و پرده مفصل دارد، و روي ديوارها چند تابلوي نقاشي و يك دماسنج زشت آويزان است. به هنگام بالارفتن پرده، موسيقي ملايمي به گوش مي‌رسد. نات اكرمن، توليدكننده‌ي لباس، پنجاه وهفت ساله، طاس وشكم گنده، روي تخت دراز كشيده و روزنامه‌ي ديلي‌نيوز فردا را دارد تمام مي‌كند. لباس حمام به تن و دم پايي به پا دارد، و در پرتو چراغي كه روي ميز سفيد كنار تخت است، مطالعه مي‌كند. زمان نزديك نيمه شب است . ناگهان صدايي مي‌شنويم، و نات روي تخت به حال نشسته در مي‌آيد و به پنجره نگاه مي‌كند. نات : اين ديگه چي یه؟ ) شبح تيره ي شنل پوشي ناشيانه ميكوشد از پنجره بالا بيايد. اين جناب مزاحم باشلق و لباس چسبان سياهرنگي پوشيده است. باشلق سرش را پوشانده است، اما چهرهي ميانسال و سفيد سفيدش را مي‌بينيم. به ظاهر چيزي است شبيه نات. با صداي بلند نفس نفس مي‌زند و لبه‌ي پنجره مي‌لغزد و داخل اتاق بر زمين مي‌افتد. مرگ : (چون كس ديگري نمي‌تواند باشد!) يا عيسي مسيح ، كم مونده بود گردنم بشكنه. نات : مات و مبهوت نگاه مي‌كند . شما كي هستي؟ مرگ : مرگ. نات ...
vertigoneh  vertigoneh | ارتقاء : حدود 4 سال و 3 ماه قبل | ارسال : حدود 4 سال و 3 ماه قبل
  • +1
olad olad حدود 4 سال و 3 ماه قبل گفت :
مرگ در میزند را خوانده بودم ولی دو تای دیگه را خیر. ممنون.
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید