تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
  • این لینک مربوط به موضوع "تجمع اعتراضی مردم مقابل زندان اوین" می باشد
  • RSS نظرات این لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 167067
بازدید دیروز : 200583
کل بازدیدها : 84268267
کاربران آنلاین : 5 نفر
مهمانان آنلاین : 157 نفر
کل کاربران : 29343 نفر
جدیدترین کاربر : ashkan_35
انجام شد
64
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
داستان چیست؟ منتظریم نه نفر دیگر اعدام شوند تا ما خشمگین تر از قبل برای روز بیست و دوم بهمن آماده شویم. پنج روز است که خانواده های زندانیان در سوز و سرما به جلوی در زندان اوین می روند. برای چه؟ چون نگران هستند که فرزندانشان، همان هایی که در ماه های قبل در کنار ما در خیابان ایستاده بودند و سبز بودند، ناگهانی به طناب دار آویخته شوند و آنها خبرش را از سیمای میلی بشنوند. نمی توانیم زمانی را تعیین کنیم، و به تعداد زیاد به مقابل اوین برویم؟ نه شعار بدهبم و نه سنگ پرت کنیم. تنها کنار خانواده های زندانیان بیاستیم تا بدانند که تنها نمانده اند. حتی اگر برای اعتراض و به صورت هماهنگ و گسترده نمی رویم، نمی توانیم به صورت فردی و دلخواه به مقابل زندان اوین برویم و چند ساعتی را در سرما کنار آنها بیاستیم تا بدانند که عزیزانشان در زندان به فراموشی سپرده نشده اند؟ فراموش نکنید که ممکن است عده ای از ما از شب بیست و دوم بهمن مهمان اوین باشیم و خانواده هایمان پشت دروازه آن چشم به راه...
Kh_Golsorkhi  Kh_Golsorkhi | ارتقاء : حدود 2 سال و 3 ماه قبل | ارسال : حدود 2 سال و 3 ماه قبل
  • +1
xblax xblax حدود 2 سال و 3 ماه قبل گفت :
من هر سال واسه این بازی خودم به آب و آتیش میزدم و کارایی می کردم که دیگه لقب هوادار خونی میشد روم گذاشت.
ولی امثال با اکراه و بدون هیچ هیجانی نشسته بودم بازی نگاه می کردم.
حتی موقع گل اول استقلال هیچ عکس العملی نشونی ندادم طوری که توو خونه ای هاام دیگه صداشون در اومده بود و می خواستن ببینن من چمه!(من سالهای قبل واسه گل استقلال طوری خوشحالی می کردم که عابر پیاده ی دوتا کوچه بالاتر که اصلا" توو عالم فوتبال نبود میفهمید استقلال گل زده!)
سر گل دوم پرسپلیس هم حداقل کاری که اگه سال پیش بود می کردم خاموش کردن تلویزیون بود (سابقه ی گلدون و شیشه ی میز شکستنم دارم!!) ولی امثال انگار نه انگار.

کلا" موقع دیدن این دربی از خودم بدم میومد و احساس می کردم بدجور سرکارم و حکومتم از من همینو می خواد.
این دربی اصلا" به من نچسبید.
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید