جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 101021 بازدید دیروز : 216389 کل بازدیدها : 74126001 کاربران آنلاین : 14 نفر مهمانان آنلاین : 1 نفر کل کاربران : 28999 نفر جدیدترین کاربر : javani12 انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 101021 بازدید دیروز : 216389 کل بازدیدها : 74126001 کاربران آنلاین : 14 نفر مهمانان آنلاین : 1 نفر کل کاربران : 28999 نفر جدیدترین کاربر : javani12 انجام شد
|
![]()
|
حقیقتاً تو قرن ۲۱ نژدپرست بودن دیگه خنده داره حالا چه پانتورک چه پان-ایرانیست
پان ایرانیسم نژادپرستی نیست دوست عزیز. اگر اینطور است پس حتما دکتر مصدق هم از نظر شما نژادپرست بوده؟! پان ایرانیسم، همان ناسیونالیسم ایرانی است در قالب دو مکتب پان ایرانیسم (فرهنگی) و حزب پان ایرانیست (سیاسی) و اصلا با دیدگاه های تجزیه طلبانه و قوم گرایانه نظیر پان ترکیسم و پان عربیسم و... قابل مقایسه نیست.
مرگ بر نژادپرستی
این گلها برای شما دوستان عزیز
.
يكي از عمده ترين تفاوتهاي ميان اين سه جريان ناسيوناليستي اين بود كه ناسيوناليسم عرب و ناسيوناليسم ترك در آغاز ماهيت قومي داشتند، يعني نوعي گرايش فكري در جامعهي (عثماني) كه متشكل از اقوام گوناگون داراي سوابق سياسي، مذهبي و فرهنگي متفاوت بود. هر يكي از دو جريان فوق در مراحل آغازين خود، در پي تاسيس يك دولت جديد مبتني بر گروه قومي عرب و ترك بودند. اين احساس عربيت و ترك بودن، به ويژه به شكل سياسي آن از ميانههاي قرن نوزدهم پيدا شد و قبل از آن، هر دو گروه بر مبناي هويت اسلامي در درون سيستم خلافت اسلامي زندگي ميكردند.
ناسيوناليسم ايراني بر خلاف اين دو جريان فكري، ماهيت قومي نداشت تا در پي تاسيس دولت جديد از دورن يك امپراتوري بزرگتر باشد. بر عكس، ناسيوناليسم ايراني در واقع نوعي بيداري آگاهي ملي بود كه به درجات گوناگون، البته بيشتر به شكل فرهنگي و سپس سياسي در ميان اقشار گوناگون جامعه ايراني وجود داشت. تاريخ كهن دولت ايران كه حداقل، هزار سال قبل از ظهور اسلام تولد يافته بود از يك سو، و كتابهاي گوناگون تاریخي و ادبي موجود دربارهي ايران باستان و به ويژه پهلوي و ترجمه آنها به عربي و فارسي پيرامون تاريخ ايران، وجود ميراث ادبي كهن، به شكل نظم و نثر، و تداوم آگاهي ملي ايرانيان، البته به شكل سنتي و نه مدرن آن، از سوي ديگر، در بيداري ملي ايرانيان نقش اساسي ايفا كرده بود. گذشته از اين، وجود آثا حماسي همچون شاهنامه فردوسي با يادآوري دوران اسطورهاي و تاريخي ايران، ويژگي و برجستگي خاصي به آگاهي ملي و هويت ايرانيان در مقايسه با دو گروه قومي عرب و ترك بخشيده بود. ويژگي «قومي» جريان ناسيوناليسم عربي و تركي و تلاش آنها براي ايجاد يك دولت يكدست قومي و بحران هويت شديدي كه در پايان قرن نوزدهم جامعه عثماني را در برگرفته بود، باعث شد كه هر دو ناسيوناليسم قومي عرب و ترك، به تدريج جنبه رمانتيك به خود گرفته و به مرزهاي افراطي ايدئولوژيهاي «پان» قدم بگذارند. بدين خاطر بود كه اين دو جريان از اوايل قرن بيستم به بعد گونههاي افراطي ناسيوناليسم «پان عربي» و «پان تركي» را به خود گرفتند و براي يك پارچه كردن و ادغام سرزمينهاي پراكندهاي كه به گمان آنها نشان از رگههاي قومي آنها داشت، تلاش كردند. بدين گونه بود كه حتي پس از فروپاشي امپراتوري عثماني، دولتهاي جديد التاسيس عربي و تركيه با الهامگيري از ايدئولوژي الحاق گرايانهي «پان عربيسم» و «پان تركيسم»، در پي گسترش نفوذ سرزمين خود به مناطق همجوار و گاه دور از مرزهاي خود برآمدند.
ناسيوناليسم ايراني، حتي در نوع «پان» خود كه به لحاظ زماني، مدتها پس از پان تركيسم و پان عربيسم ظهور كرد، هيچ گاه جلوههاي الحاق گرايانه و افراطي به خود نگرفت. اين به ويژه از اين جا ناشي ميشد كه ناسيوناليسم ايراني بنا به ماهيت خود ، بر خلاف دو جريان ناسيوناليسم عرب و ترك، در پي ...
شاید کامنتی که من گذاشتم گویا نبود، منظور من نژادپرستی بود نه وطندوستی
این نظر توسط نویسندهی آن دو دقیقه پس از ارسال ویرایش شد