جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 6965 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84285968 کاربران آنلاین : 0 نفر مهمانان آنلاین : 166 نفر کل کاربران : 29344 نفر جدیدترین کاربر : kamangir2000 انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 6965 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84285968 کاربران آنلاین : 0 نفر مهمانان آنلاین : 166 نفر کل کاربران : 29344 نفر جدیدترین کاربر : kamangir2000 انجام شد
|
![]()
|
داستانی که سمعانی (ذیل تنوخی) دربارۀ ابوزکریا خطیب تبریزی (د 502ق/1109م) و استادش ابوالعلاء معری آورده، مؤبد رواج زبان آذری در آذربایجان در قرن 5ق/11م است. براساس این داستان روزی خطیب تبریزی در معرّهالنعمان در مسجد نزد استاد خود بوده که یکی از همشهریان او به مسجد وارد شده است. خطیب با زبان خود با او صحبت کرده و سپس که استادش دربارۀ این زبان از او پرسیده گفته است این زبان «اَذْرَبیّه» نامیده میشود. (3/93) حمداللّه مستوفی در نزههالقلوب (تألیف در 740ق/1339م) زبان زنجان و مراغه و ...
قدیمترین متنی که از زبان آذری باقی مانده 2 قصیده است که در دستنویسی از زینهالمجالس که به شماره 2051 در کتابخانۀ ایاصوفیه محفوظ است و در 730ق/1330م به دست محمدبن احمد سراج تبریزی نوشته شده، آمده است. یکی از این 2 قصیده که در شکایت از روزگار است، ظاهراً به نام امیر مجیرالدین یعقوب فرزند ملک عادل ابوبکربن ایوب از خاندان ایوبیان جزیره (میا فارقین) است (نکـ نسوی، 207-246) و در میان سالهای 620-626ق/1223-1229م و احتمالاً در شهر اخلاط سروده شده است و دارای 57 بیت است و قصیدۀ دیگر 29 بیت دارد و برخی ویژگیهای آوایی و دستوری و لغوی زبان آذری از آنها مستفاد میشود (نکـ ادیب طوسی، 367-417).
نمونههای دیگری که از آذری در دست است عبارت است از: 1- چند واژه که در روضاتالجنان حافظ حسین کربلایی از زبان بابامزید (د 655ق/1257م) نقل شده؛ 2- حدود 22 واژه در حواشی نسخهای از کتاب البلغه اَبویعقوب کردی نیشابوری (تألیف در 8668ق/1269م، محفوظ در کتابخانۀ چستربیتی)، آمده که عبدالملکبن ابراهیم قفّالی تبریزی کاتب نسخه آنها را در مقابل واژههای عربی و فارسی کتاب اورده است (خطابۀ چاپ نشدۀ مرحوم استاد مجتبی مینوی در ششمین کنگرۀ تحقیقات ایرانی در تبریز در 1355ش)؛ 3- یک غزل ملمع آذری ـ فارسی در 7 بیت و یک تک بیت از همام تبریزی (636-714ق/1238-1314م) (دیوان، 134)؛ 4- 11 واژه در صحاحالفرس هندوشاه نخجوانی؛ 5- 11 دوبیتی و 3 جمله از شیخصفیالدین اردبیلی در صفرهالصفای ابنبزاز (تألیف در 760ق/1358م) و سلسلهالنسب صفویه تألیف شیخحسین از نوادههای شیخ زاهد گیلانی معاصر شاه سلیمان صفوی (کسروی، 37-48؛ ذکاء، «یک دوبیتی آذری»،
از سدۀ یازدهم به این سو، بیش از 2 عبارت و چند واژه در نوشتهها و فرهنگها دیده نشده است. از آن جمله است فرهنگ جهانگیری که 2 واژه «سیکیل» (= زگیل) و «مله» را آورده و فرهنگ سروری یا مجمعالفرس که واژههای فرهنگهای سدههای قبل است. همچنین در مجمعالامثال محمدعلی هله رودی که در 1049ق/1639م نوشته شده دو عبارت به گویش مردم تبریز آمده که یکی گفتگویی است میان یک قاضی و مردی تبریزی و دیگری سخنانی است از زبان یک تبریزی که میخواستند او را به دار کشند. در برهان قاطع نیز 9 واژۀ آذری آمده که بعضی از آنها تکراری است.
پس از یورشهای امیرتیمور به ایران و نفوذ و تسلط سلسلههای قراقویونلو (810-872ق/8-1407-8-1467) و آققویونلو (872-908ق/1468-1502) در آذربایجان، زبان آذری بزرگترین آسیبها را دید و در برابر زبان ترکی قبایل تاتار (غزیااوغوز) و اوشار (افشار) و گوگدولاق که در اطراف شهرهای آذربایجان مستقر شده ...
چنانکه اشاره شد زبان آذری به کلی از آذربایجان رخت بر نبست و امروزه در پارهای از مناطق هنوز به آذری تکلم میشود. این مناطق از شمال به جنوب عبارتند از: 1- کرینگان از دهات دیزمار خاوری از بخش وَزْرقان شهرستان اهر؛ 2- کِلاسور و خوینهرود از دهات بخش کلیبر شهرستان اهر؛ 3- گَلین قَیه از دهات هَرزَند از بخش زنوز شهرستان مرند؛ 4- هنبران از بخش نَمین شهرستان اردبیل؛ 5- بیشتر دهات بخش شاهرود خلخال؛ 6- تعدادی از روستاهای طارم علیا؛ 7- روستاهای اطراف رامند در جنوب و جنوب غربی قزوین؛ 8- تالش از اللّه بخش محله و شاندرمن در جنوب تا تالشِ شوروی (دانشنامۀ ایران و اسلام). بهطوری که سالمندان آذربایجان اشهار میدارند در گذشتهای بسیار نزدیک در مناق بیشتری به آذری صحبت میشده است. ازجمله مردم اسکو و لیقوان و پیرامون آن تا حدود 100 سال پیش به همین زبان تکلم میکردهاند، همچنین در اقلید (آن سوی ارس) به تاتی سخن میگفتهاند.
اشتراک گویشهای مناطق یاد شده در یک دسته از ویژگیهای آوایی و صوفی و نحوی. وابستگی انها را با شاخۀ معینی از زبانهای ایرانی شمال غربی مسلم میسازد. این شاخه را میتوان زبان مادی نامید (دانشنامۀ ایران و اسلام).
دوست عزیز اگر بعد خواندن این توضیحات باز هم فرق زبان ترکی و آذری رو متوجه نشدید کاری از دست من بر نمیاد. شما بهتر نگاه دوگماتیک خودتونو به مسائل عوض کنید تا با دید داوری و قاضی وار به مسائل نگاه کنید قبل از سنگر بستن در مقابل آنها.
پارتیزان جان از این آدرس دانلودش کن az-aran-ta-azarbayjan.4shared.com
این نظر توسط نویسندهی آن یک دقیقه پس از ارسال ویرایش شد
نمردیم و دگم هم شدیم!
برای نسبی گرایی چون من "دگم" بودن چندان آسان نیست ...
برای نسبی گرایی چون من "دگم" بودن چندان آسان نیست ...
من شمارو محکوم به دوگم بودن نکردم ، من فقط معنی جمله و نتیجه گیری شما رو در مورد یک مقاله گفتم. البته در مورد این کامنتی که گذاشتید و موردی که از شخصیت نسبی گرای خودتون گفتید تضاد زیادی میبینم.
از نظر زبانی هیچ فرقی بین اهالی تبریز و ارومیه در ایران و اهالی باگو و گنجه و شیروان در جمهوری آذربایجان نیست. اگر کسی ادعایی دارد بفرماید ما هم استفاده کنیم.