جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 30243 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84297607 کاربران آنلاین : 1 نفر مهمانان آنلاین : 227 نفر کل کاربران : 29346 نفر جدیدترین کاربر : keyvan1354 انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 30243 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84297607 کاربران آنلاین : 1 نفر مهمانان آنلاین : 227 نفر کل کاربران : 29346 نفر جدیدترین کاربر : keyvan1354 انجام شد
|
![]()
|
2- نفس پیروزی مهم نیست. تبعات پیروزی مهمترند (همه سبزها میدانستند که حضور موسوی برروی تایم بخودی خود اهمیتی ندارد بلکه تبعات این حضور برایشان مهمتر بود. به این ترتیب حتی مخالفان موسوی هم در رای گیری حضوری غیرمشروط داشتند)
3- افکار بزرگ الزاما نیازمند حرکتهای بزرگ نیست. با گامهای کوچکتری هم میتوان تغییر ایجاد کرد (هدف بزرگ سبزها با اقدامات کوچک هر کدام از هواداران تحقق یافت. هواداران برای این تغییر فقط لازم بود به سایت رای گیری رفته و کلیک میکردند. این کلیکهای کوچک در نهایت هدفی بسیار بزرگ و البته باورنکردنی را محقق کرد)
4- یک حرکت دسته جمعی وقتی موفقتر است که تعداد هرچه بیشتری از افراد را برای یک اقدام کوچک بسیج کند.( واریز بیش از 500 هزار رای در ظرف سه روز به سود موسوی یقینا نیازمند حضور هرچه بیشتری از سبزها بود. پایین بودن هزینه مشارکت توانست آنچنان سیلی از هواداران سبز را به سایت تایم هدایت کند که تغییر بزرگ را رقم زند)
5- حرکتهای اجتماعی موفق نیازمند شروع خوب است. وقتی راه افتاد میتواند انرژی خود را تامین کند (روزهای اول تبلیغات سبزها برای حضور افراد در رای گیری زیاد بود در روزهای آخر چنان سیلی راه افتاده بود که اساسا نیازی به تبلیغ نبود)
6- رهبری جنبش سبز در دستان خرد جمعی است (هیچ کدام از رهبران شناخته شده جنبش سبز فراخوانی برای این رای گیری نداده بودند. اما سبزها قادر بودند به کمک فناوریهای نوین خرد جمعی خود را به نحوی شایسته بکار گیرند.
با این مانور موفق سبزها و اینک که در آستانه روزهای تاریخی کارگر، معلم و سالگرد شروع جنبش سبز قرار داریم، یک سوال مطرح است: سبزها چگونه میتوانند از تجربه گرانقدر رای گیری تایم استفاده کنند؟
میشه بگی چرا؟
منظورم بردن روز معلم به دانشگاه و برنامه ریزی شبیه به سیزده آبان است.
سیزده آبان و روزهای پس از آن موفق بودیم که ثابت کنیم جنبش زنده است و حضور دارد. حضور و دوام جنبش ثابت شده است. فکر میکنم دیگر نیازی به تظاهرات خیابانی برای اثبات زنده بودن جنبش نیست. اگر حضوری در خیابان یا دانشگاه لازم باشد اینبار باید اهداف دیگری داشته باشد. این همان درس شماره 2 در لینک ارسالی است. تبعات حرکت چه خواهد بود؟ امیدوارم سایر دوستان هم با شرکت در این گفتگوی من و شما از نظرات ارزشمندشان بی نصیبمان نگذارند. بنابراین سوال مشخص من اینه: برنامه ریزی برای تظاهرات در محلهائی همچون دانشگاه در روز معلم از نظر دست آوردهای سیاسی در ازای هزینه های آن چقدر موجه است؟
من هم نگفتم غیر لازمه. میگم بحث هزینه فایده است. چی از دست میدیم چی بدست میاریم؟ ضمنا نمیفهمم چرا هیچ چیز به حضور خیابانی نمیرسه؟ یعنی تنها راه سیاست ورزی توی خیابون هستش؟
یعنی همه دست آورد بشر در قرنها سیاست ورزی همین سه راهی است که گفتید یا راههای دیگری هم وجود دارد؟ راستی چطور هنوز نتوانسته ایم از ژتانسیل اعتصابات برای امتیاز گیری استفاده کنیم؟ آیا جز اینه که راهشو بلد نیستیم؟ چطور میشه هزینه اعتصابات رو کمتر کرد؟