جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 31557 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84298264 کاربران آنلاین : 2 نفر مهمانان آنلاین : 227 نفر کل کاربران : 29346 نفر جدیدترین کاربر : keyvan1354 انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 31557 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84298264 کاربران آنلاین : 2 نفر مهمانان آنلاین : 227 نفر کل کاربران : 29346 نفر جدیدترین کاربر : keyvan1354 انجام شد
|
![]()
|
شوراي امنيت و سازمان ملل متحد نيز طي بيش از شصت سال نتوانستهاند امنيت پايدار و احساس امنيت را بر روابط بينالمللي حاكم نمايند و شرايط امروز به مراتب نامناسبتر از دهههاي قبل است.
به راستي علت چيست؟
به نظرم علت را بايد در سياستها و اقدامات چند دولت زيادهخواه و مستكبر جستوجو كرد كه به برخي از آنها اشاره مينمايم:
1- سياست توليد و به كارگيري سلاحهاي هستهاي
اولين سلاحهاي هستهاي توسط دولت آمريكا ساخته و به كارگيري شدند. اين اقدام ضدبشري به ظاهر دست برتر را براي آمريكا و متحدينش در جنگ دوم پديد آورد، ليكن خود عامل و مشوق اصلي توسعه سلاحهاي هستهاي توسط ديگران شد. نفس توليد سلاحهاي هستهاي در يك كشور بهترين توجيه و عامل توسعه توسط ديگران است.
2- استفاده از سلاح هستهاي به عنوان ابزار بازدارندگي
اين سياست عامل اصلي توسعهي رقابت تسليحاتي است؛ چرا كه بازدارندگي، مستلزم داشتن دست بالا در كيفيت و كميت سلاح است و اين خود به رقابت خانمانبرانداز هستهاي دامن زده است. ميدانيد امروز بيش از 20 هزار كلاهك هستهاي در دنيا وجود دارد كه حدود نيمي از آن در آمريكا انبار شده است كه از اين تعداد حدود 2500 كلاهك، استراتژيك بوده و به سوي اهداف حياتي دنيا نشانهگيري شده است. در طرف رقيب آمريكا نيز بالاجبار و به بهانه بازدارندگي، توسعه سلاح اتمي ادامه دارد.
متاسفانه دولت آمريكا هم از سلاح هستهاي استفاده كرده است و هم به طور رسمي تهديد به استفاده از آن كرده است. يك كشور ديگر اروپايي نيز چند سال قبل به بهانهاي همين تهديد را تكرار كرد. وقتي دارندگان و تهديدكنندگان و استفادهكنندگان از سلاح اتمي با برخورداري از حق ناعادلانه وتو در بالاترين مرجع مسوول امنيت جهاني حضور دارند، آيا اين به معناي تشويق ديگران به توليد سلاح اتمي براي تامين امنيت مليشان نيست.
4- استفاده ابزاري و يكجانبه از شوراي امنيت و آژانس انرژي اتمي
متاسفانه اين رفتار ناپسند و ناعادلانه بر اثر تكرار به يك روند تبديل شده است. شوراي امنيت آشكارا به ابزار اعمال سياستهاي چند دولت زورگو تبديل شده و تا كنون نتوانسته است از حقوق و امنيت ملي كشورها صيانت نمايد. توجيه حمله به عراق و افغانستان، رفتار در جنگ صدام عليه ملت ايران و در موضوع فلسطين مويد اين معناست.
آژانس انرژي اتمي نيز به جاي خلع سلاح دارندگان سلاح اتمي، به عنوان فلسفه وجودياش و كمك به اعضا براي استفاده مناسب و صلحآميز از انرژي هستهاي طبق وظيفه ماده 4 اساسنامه، متاسفانه به ابزار فشار بر اعضاي فاقد سلاح و جلوگيري از بهرهمندي آنان از حقوق هستهاي قانوني تبديل شده است.
تا كنون هيچ يك از اعضاي فاقد سلاح هستهاي نتوانستهاند به راحتي و بدون تحمل فشارها و تهديدها از حقوق قانوني خود در استفادهي صلحآميز از انرژي هستهاي برخوردار شوند؛ اين در حالي است كه عليرغم صراحت مادهي 6 اساسنامه، حتي يك گزارش از نظارت بازرسان آژانس از تاسيسات هستهاي دولت آمريكا و متحدانش منتشر نشده است و هيچ برنامهي مصوبي براي خلع سلاح آنها وجود ندارد. در مقابل، تحت فشار همان دارندگان سلاح هستهاي و به بهانههاي گوناگون، دهها قطعنامه عليه اعضاي فاقد سلاح هستهاي صادر شده است.
در حالي كه رژيم صهيونيستي بيش از 200 كلاهك اتمي ذخيره كرده، مسبب چندين جنگ گسترده بوده و همواره ملتها و كشورهاي منطقه را تهديد به ترور و حملهي نظامي ميكند، از سوي دولت آمريكا و متحدانش به طور مطلق حمايت ميشود و كمكهاي لازم براي توسعه سلاح اتمي نيز دريافت ميكند. ولي همين دولتها به بهانه احتمال كذب انحراف در فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ديگران و بدون ارائه حتي يك سند معتبر، سنگينترين فشارها و جنگهاي رواني را بر اعضاء آژانس اعمال مينمايند. آنان در توجيه اين سياست دوگانه ميگويند كه رژيم صهيونيستي عضو آژانس نيست.
آيا اين به معناي تشويق ديگران به خروج از آژانس و تعليق تعهدات منع گسترش سلاحهاي هستهاي نيست!
6- يكسان معرفي كردن سلاح اتمي با انرژي اتمي
ميدانيد كه انرژي اتمي جزو پاكترين و ارزانترين انرژيهاست. تغيير آب و هوايي و آلودگيهاي ناشي از سوخت فسيلي و تجديدناپذيري آن ضرورت توسعه بهكارگيري انرژي اتمي را دوچندان ميكند. به علاوه فناوري هستهاي در توليد دارو، در شناخت و درمان بيماريهاي صعبالعلاج، در صنعت و كشاورزي و بسياري از زمينههاي مورد نياز كاربرد گسترده و بسيار مفيد و موثري دارد.
از بزرگترين خيانتهاي دارندگان انحصاري سلاح اتمي، يكسان معرفي كردن سلاح اتمي با انرژي اتمي است. اصولا مسير ساخت سلاح با مسير استفاده از انرژي اتمي متفاوت است و آنها اين را به خوبي ميدانند. ميخواهند هم سلاح را و هم انرژي هستهاي را به صورت انحصاري در اختيار داشته باشند و از اين طريق اراده خود را بر جامعه جهاني تحميل نمايند.
آيا اين رفتار زمينه توسعه و توليد سلاح هستهاي نيست؟
1- تشكيل يك گروه مستقل بينالمللي براي برنامهريزي و نظارت بر خلع سلاح اتمي و جلوگيري از اشاعه با اعطاي اختيارات كامل از سوي مجمع عمومي؛ اين گروه به گونهاي عمل كند كه همه دولتها و ملتهاي مستقل در مديريت كار مشاركت موثر داشته باشند.
2- تعليق عضويت دارندگان، استفادهكنندگان و تهديدكنندگان به سلاح هستهاي از آژانس بينالمللي انرژي اتمي و شوراي حكام.
تا كنون حضور و فشار آنان و تسلط سياسي بر آژانس مانع از انجام وظايف قانوني خصوصا در مواد 4 و 6 اساسنامه و موجب انحراف آژانس از انجام ماموريتهاي قانوني شده است؛ به خصوص دولت آمريكا كه در جنگ عراق از سلاح ساخته شده از زباله هستهاي استفاده كرده و موجب گسترش بيماريهاي صعبالعلاج در عراق و منطقه شده است، نبايد عضو شوراي حكام باشد.
3- بازنگري در پيمان منع گسترش سلاح هستهاي
اين بازنگري بايد توسط كشورهاي مستقل و فاقد سلاح هستهاي صورت گيرد. حضور دارندگان سلاح اتمي به خصوص دولت آمريكا مانع از تنظيم يك قرارداد و تعهد عادلانه است. دولت آمريكا خود متهم به توليد و اشاعه و استفاده ظالمانه است. او نميتواند مدعي باشد. اين پيمان بايد جامع و مانع و عادلانه و به قدري مستحكم باشد كه از بالاترين كارآيي برخوردار گردد.
4- تلاش جمعي براي اصلاح ساختار شوراي امنيت
ساختار فعلي به شدت ناعادلانه و ناكارآمد است و از عوامل اصلي حمايت از دارندگان سلاح هستهاي است.
يا بايد حق وتو كه ناعادلانه وغيرانساني و غيردموكراتيك است لغو شود و يا اگر عدهاي اصرار دارند همچنان از اين حق ظالمانه برخوردار باشند براي كاهش تبعات منفي آن كشورهاي ديگري از آمريكاي لاتين، از اروپا، از آفريقا و از آسيا نيز داراي حق وتو شوند تا حداقل اعتماد به شوراي امنيت ايجاد گرد.
5- كارگروهي از حاضران براي پيگيري مصوبات و پيشنهادات تشكيل گردد.