|
|
دو جوان كه در آن شب، فقط به اندازه اجاره ٢ماه خانه خانواده امين، گراس و مشروب و مخدرمصرف كرده بودند،طبیعتا" آنقدرها جوانمرد نبودند كه از يك «مادر مستأصل» بگذرند و او را بدون آزار و با اندكي كمك و اميدبخشي از اين كار پرهيز دهند. |
|
|
امين از آن شب که مادر را مجاب کرد با او صادق باشد و همه چیز را از او شنید،دنیای متفاوتی را پیش روی خود دید. بقول خودش این اتفاق،یک شبه پیرش کرد.او دیگر نه تمرکز درس خواندن دارد و نه دلزدگی و بدبینی،چیزی از شادابی یک نوجوان دوازده ساله برای او باقی گذاشته است.امین آينده اي بهتر از اين براي خواهر كوچكش نمي بيند که روزی،به زودی، او نیز به تن فروشی ناگزیر شود. |
|
|
سئوالم اين بود كه امين ١٢ ساله كي و چطور بغضش را فرياد خواهد زد؟ و حال مي پرسم وقتي بغض او و امثال او تركيد،اين جامعه ما چگونه جامعه اي خواهد شد؟و چه چيزي از آتش خشم فریاد او در امان مي ماند؟ |
|
|
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی ) |
| hich - vigrex - feyziyeh - SHAYGAN - rozhin - farhad - agriphont - arash1973 - shahrzad - nazli - kia.arian - Algorithm - farangi - mojiparadox - mehran - roadrunner - devprogramnet - Athryal - Sina4403 - Mahyar - one1 - sasan - farshidreiki - Jamshid - hagi_mostafa - harfehesaab - mehrdad - barbapapa - |
|
|
|
بازدید امروز : 12487
بازدید دیروز : 53935 کل بازدیدها : 3665338 کاربران آنلاین : 13 نفر مهمانان آنلاین : 22 نفر کل کاربران : 4585 نفر جدیدترین کاربر : mobini.mobin |