جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 36635 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84300803 کاربران آنلاین : 7 نفر مهمانان آنلاین : 188 نفر کل کاربران : 29346 نفر جدیدترین کاربر : keyvan1354 انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 36635 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84300803 کاربران آنلاین : 7 نفر مهمانان آنلاین : 188 نفر کل کاربران : 29346 نفر جدیدترین کاربر : keyvan1354 انجام شد
|
![]()
|
من به هر کسی که قرار است کارت پایان خدمتش را بگیرد توصیه می کنم آخرین باری که از پادگان بیرون می آید، برگردد، رو به دروازه یا به دژ دیده بانی کند و انگشت وسطش را به اهتزاز درآورد و از صمیم قلب بگوید: “گور بابای همتون”. چون، صادقانه بگویم، اگر در انسانی ترین حالت ممکن، آرزوی متلاشی شدن مغز تمام پرسنل آن پادگان ها را نداشته باشم، حداقل، آرزوی خوشبختی و کامیابی شان را هم نخواهم داشت. بیشتر کسانی که به خدمت می روند هم تقریباً همین طورند. پس اصلاً عجیب نیست که آن ها هم روز آخر به تمام آن دم و تشکیلات بگویند “گور بابات”. اما نمی شود هم ادعای دلسوزی افرادی از یک مجموعه را داشته باشی و هم نگاه کنی توی صورتشان و بگویی گور بابایتان. نه که نشود البته، می شود.. اما آنقدر دچار تناقضت می کند که مجبور می شوی از ترفند پرگاری استفاده کنی تا محق به نظر برسی. من با فرار یا مهاجرت از ایران مشکلی ندارم، اگر شرایطش برای خودم هم فراهم بود حتماً این کار را می کردم.. هرچند که امثال من ستمدیده تر از شادی صدر هستند، و نیازشان به نزول رحمت پناهندگی هم بیشتر ازوست، و تجربیاتی که باعث شده درونشان مملو از تنفر از این کشور شود خیلی عمیق تر و خشن تر از کل چیزیست که امثال شادی صدر به عنوان “خاطرات سرد و تاریک” توصیفش می کنند، اما خرده نمی گیریم بر کسانی که بسیار کمتر از ما مجبور به پرداخت هزینه شدند، و در آن سوی آب ها به گرمی و صمیمیتی که بیشتر استحقاق ما بود تا آنها مورد استقبال و تکریم قرار گرفتند و با این وجود به خود اجازه دادند تا تک تک اجزای پل نفرین شده پشت سر خود را زیر سوال ببرند را کاملاً درک می کنیم. باور کنید درک می کنیم… شاید حسادت کنیم، اما خرده نمی گیریم. اما باور کنید نمی شود هم پلی را مسخره کرد هم آرزوی سرپا ماندن تا ابد را برایش داشت. شادی صدر از پادگان ایران بیرون رفت، برگشت و انگشت وسطش را برای همه ما بلند کرد … تا اینجایش مشکلی ندارم، گفتم که با ...