جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 93019 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84328995 کاربران آنلاین : 8 نفر مهمانان آنلاین : 182 نفر کل کاربران : 29351 نفر جدیدترین کاربر : technology انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 93019 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84328995 کاربران آنلاین : 8 نفر مهمانان آنلاین : 182 نفر کل کاربران : 29351 نفر جدیدترین کاربر : technology انجام شد
|
![]()
|
Tchaikovsky - Swan Lake
پتر ایلیچ ( peter iljitch )که آلمانی ها او را بتهون روسیه نام نهاده اند در ۷ مه ۱۸۴۰ ( ۱۷ اردیبهشت) در شهر ( wotkinsk)چشم به جهان گشود. پدرش مهندس کان شناسی و مادرش از خاندان مهاجرین فرانسوی بود . کار سرپرستی پتر تا سن ۸ سالگی به عهده پرستاری فرانسوی به نام ( فانی دور باک- fanny durbach ) قرار داشت. وی در زمان کودکی پتر به خوبی توانست از عهده اموزش اولین اصول زبان فرانسه به او بر اید.در سال ۱۸۵۰ با اقامت خانواده در پتروگراد اولین اثر موسیقی را با عنوان ( don juan) مطالعه کرد و از همین سالها بود که فریفته اثار موزار شد. خودش می گوید : دون ژوان اولین تکه موسیقی بود که بر دل من نشست و تار و پود هستی مرا به لرزه در اورد . به وسیله ان در جهان زیبایی های هنری پا نهادم که جولانگاه نابغه های بزرگوار است لا جرم پیشه موسیقی خود را رهین موزار می باشم . اوست که استعداد نهفته مرا تکان داد و بیدار کرد و مرا بر ان داشت که موسیقی را از هر چیز در دنیا بیشتر دوست بدارم.
چایکوسکی در ۱۰ سالگی به دانشکده حقوق پتروگراد فرستاده شد و در سال ۱۸۶۰ یعنی در ۲۰ سالگی دانشکده را به اتمام رساند و وارد وزارت دارایی شد اما محیط خیلی خشک انجا هم نتوانست او را از موسیقی دور کند.
با بنیان گذاشتن هنرستان موسیقی پتروگراد توسط ( rubinstein) چاکوسکی در ان مشغول به تحصیل شد و با حمایت پیانیست سرشناس که به ذوق او پی برده بود از شغل اداری اش کناره گرفت. ۳ سال طول کشید تا چایکوسکی به موسیقیدانی قدر تبدیل شود . او بعد از ترکیب تکه(ode a la joie ) موفق به دریافت دانشنامه هنر ازاد شد.
در ابتدای کار او تحت تاثیر ریمسکی کورساکوف ( rimsky korsakoff) و بالا کیرف(balakireff ) قرار گرفت . بالا کیرف به او پیشنهاد ساختن قطعه اوواتور برای ( رومئو و ژولیت ) را داد و چایکوسکی هم به ناشر خود توصیه چاپ قطعه سادکو( sadko) از ریمسکس کورساکوف را داد . هر چند که بعد ها چایکوسکی نسبت به ( دسته نیرومندان) حسادت کرد و از ان ها کناره گرفت!
در همین دوران چایکوسکی به سمت استادی هنرستان موسیقی پتروگراد انتخاب شد و با الکساندر اوستروسکی (A.Ostrowski) به مراوده پرداخت و کمدی Voievode را به موسیقی دراورد. با وجود موفقیت بسیار زیاد این اپرا چایکوسکی انرا نابود کرد چرا که از ان راضی به نظر نمی رسید. بعد از ان چایکوسکی تکه های دیگری را ساخت چون: سنگوروچکاsnegourotchka و یک اپرای جدید به نام اپریچنیکOpritchnik.تکه طوفان که خود یک منظومه سمفونیک است اما چایکوسکی خود از اپریچنیک ناراحت بوده و در کاغذی به یکی از دوستانش چنین اقرار میکند:
"اپریچنیک مرا شکنجه می دهد این اپرا به قدری سست است که در تمام تمرین گوش هایم را می گیرم برای ان که انرا نشنوم و هنگام نمایش از شرمندگی می خواهم به زمین فرو بروم. غریب است . زمانی که مشغول ساختنش بودم ان را خیلی میپسندیدم ولی چه نومیدی که از نخستین تمرین گریبان گیرم شد . نه جنبش در ان وجود دارد نه سبک دارد و نه الهام! تشویق ها و کف زدن های مردم هیچ دلیل نمیشود .مطمئنم که این قطعه را شش بار بیشتر نمایش نخواهند داد و از همین فکر خفه میشوم."
چایکووسکی در مسابقه ای که انجمن موسیقی بر گزار کرده بود شرکت کرد و توانست با ترکیب قطعه ( اهنگر واکولا) اولین جایزه را نصیب خود کند با این وجود وی بعد از ارائه دادن اثر در مورد ان چنین داوری میکند:
"اپرای من پر است از جزییات خسته کننده و ساز شناسی ان زیاد سنگین میباشد . بخصوص تاثیر صوتی ان ضعیف است . سبک ان سبک اپرا نیست و وسعت و توان کافی ندارد."
چایکووسکی به سال ۱۸۷۶ در جواب تقاضای روز نامه ( روسیکا- ویدموستی) در مورد گشایش تئاتر ( بایروت) با نظری سطحی اثار واگنر را بررسی کرد و چنین در روزنامه نوشت:
تاثیری که نمایش (حلقه نیبلونگن) در من ایجاد نمود یادبودی است اغشته با زیبایی درجه اول به خصوص از لحاظ سمفونی و من از این کار در حیرتم ! چه منظور واگنریک اپرای سمفونیک نبود . در برابر این استعداد بیکران و یارایی بی سابقه فنی او به حالت شگفت زده سر تمکین فرود می اورم. با وجود این از عقیده واگنر درباره اپرا به شک افتاده ام.
او بدون ان که دنباله رو ( گروه نیرومندان ) باشد و اثری سازگار با طبع ان ها ایجاد کند از درام پوشکین با نام اونگین ( Oneuine) الهام گرفت و در ۲ ژانویه ۱۸۷۸ قطعه اونگین را به پایان رساند.
منبع
به مغز هایی که این اهنگها درشون ساخته میشه باید بوسه زد
به مغز هایی که این اهنگها درشون ساخته میشه باید بوسه زد
بسیار خوشحالم که این کار سرشناس و بسیار زیبا از چایکوفسکی بزرگ مقبول شما افتاد رگبار گرامی...
دقیقا باید بر این دست های هنرمند و مغزهای شکوفا بوسه زد و سر تعظیم در برابرشون فرود اورد....
ای کاش موسیقی هم در کشور ما چونان کشورهای صاحب سبک پاس داشته می شد.....ای کاش......
قشنگ بود
شزمنده میرزا جان
کامل تر از این نسخه رو متاسفانه پیدا نکردم.
لینک های یوتیوب متاسفانه به سرعت در حال پاک شدن هستند به خصوص کارهای ارجینال....
خلاصه به بزرگواری خودتون ببخشید....
میرزا جان
کارهای walz هم یه جورایی ادم رو به رقص وا می داره.جند تا کار والسه قبلا گذاشتم تو دنباله به خصوص از شوپن..
البته نوع رقص متناسب با این کار همون ballet هست.
شرمنده من هیکل به درد ballet نمی خوره و بلد هم نیستم فقط خودم رو تکون می دادم!