|
|
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی ) |
| roadrunner - hich - feyziyeh - mehrdad - agriphont - arash1973 - farshidreiki - farangi - Crimsondevil - alirezarezaee - bahal - rogerrabit - a_sed_mammad - mehran - devprogramnet - kia.arian - atheist - SHAYGAN - farhad - |
|
|
|
بازدید امروز : 15695
بازدید دیروز : 53935 کل بازدیدها : 3666942 کاربران آنلاین : 12 نفر مهمانان آنلاین : 26 نفر کل کاربران : 4586 نفر جدیدترین کاربر : saead817 |
زن : ….
دانشجو : آخرین باری که رگل شدین ؟
زن :……
دانشجو : آخرین باری که خونریزی ماهیانه داشتی ، کی آخرین بار خون دیدی ؟
زن : آها …. اون موقعی بود که مادر شوهرم از شهرستان اومده بود خونه مون.
دانشجو : مادر شوهرت کی اومده بود ؟
زن : دو هفته بود که امتحانات بچه ها تمام شده بود که اونها آمدن.
دانشجو : امتحانات بچه ها دقیقا کی تمام شد؟
زن : فکر کنم یک هفته بعد از ماه رمضان !
دانشجوی پزشکی در حالی که این معادله را روی کاغذ می نویسه به سمت تقویم می ره ….. ببین حالا مادرشوهرت چند روز موند خونه تون؟!
بیمار دوم ... دکتر : شغلت چیه . مریض : زن باعبانم . دکتر : چقدر وقته آبیاری نشدی مریض : از فصل خزان تا حالا ...
و ...
کلا ما شرقیها خیلی با حالیم
این کامنت توسط feyziyeh در ۰۸ مرداد ویرایش شد
میگم رودرانر جان فکر کنم محاسبات دانشجو که تمام شد خانم دوباره رگل شد!
این کامنت توسط mehrdad در ۰۸ مرداد ویرایش شد
- این در مورد یک دانشجوی پزشکی است که داره شرح حال میگیره. خوب مسلما اول هم نمیدونه که چه لغتی برای این خانم مناسبه. ( بخصوص که در برخی از موارد نمیشه از روی ظاهر قضاوت کرد) شما اگه در وهله اول از یک خانم مثلا با عباراتی که در آخر دانشجو مجبور شده بیان کنه این سوال را بکنید در بسیاری موارد حمل بر بی ادبی میشه. برای همین سعی کرده از کلمات رایج تر و مودبانه تر شروع کنه.
- نکته دوم اون قسمت است که میگه وقتی مادرشوهرم آمده بود و ... ارجاع هایی میده که مسلما به غیر از برای خودش نمیتونه معیار تاریخ باشه و هی این مراحل سوال و جواب ادامه پیدا میکنه تا به یک مرجع تاریخی برسه که برای هر دو طرف تا حدودی قابل استناد باشه. و تازه آخر هم تاریخ مربوطه تاریخ رسمی کشور نیست و دانشجو باید به تقویم مراجعه کنه و....
و اما ادامه داستان:
هی هی دکتر جو مو مشت عباس ه هیچوق و روم ندیدم. چتو ممکن د حامله رفته باشوم
دکتر: مگه مشت عباس بلت نیست بچه دارت کنه؟
والا نذونوم دکتر جو. ولی مشت عباس نرگس الاغشو بیشته دوست داره. تمام روز و شو با اونه!
دکتر: پس بگو ببینم چرا یه فصله خین ندیدی؟
والا از وقتی ملا علی فوت کرده دیه کسی تو دهات با کسی دشمنی نداره! الان یه فصله خین و خین ریزی ناریم دکتر جو!
(نتیجه اخلاقی داستان: همیشه با زبان مریض صحبت کردن باعث نمیشه مریض بفهمه چی میگیم)
این کامنت توسط mehrdad در ۰۸ مرداد ویرایش شد
هی هی دکتر جو مو مشت عباس ه هیچوق و روم ندیدم. چتو ممکن د حامله رفته باشوم
دکتر: مگه مشت عباس بلت نیست بچه دارت کنه؟
والا نذونوم دکتر جو. ولی مشت عباس نرگس الاغشو بیشته دوست داره. تمام روز و شو با اونه!
دکتر: پس بگو ببینم چرا یه فصله خین ندیدی؟
والا از وقتی ملا علی فوت کرده دیه کسی تو دهات با کسی دشمنی نداره! الان یه فصله خین و خین ریزی ناریم دکتر جو!
(نتیجه اخلاقی داستان: همیشه با زبان مریض صحبت کردن باعث نمیشه مریض بفهمه چی میگیم)