تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 118049
بازدید دیروز : 195503
کل بازدیدها : 84341510
کاربران آنلاین : 3 نفر
مهمانان آنلاین : 167 نفر
کل کاربران : 29351 نفر
جدیدترین کاربر : technology
انجام شد
28
فارسی نوشته | اجتماعی | irancpi.net | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
روشنفکران مشروطه خواه برای ایجاد «ایرانی نوین، نیرومند و پیشرفته» به تعبیر آبراهامیان سه وسیله را برگزیدند که عبارت بودند از «مشروطیت، دنیویت و ناسیونالیسم … که اولی قدرت ارتجاعی سلطنت را از بین می بَرَد، دومی نفوذ سنتی روحانیون را زایل می سازد و سومی چنگالهای استثمارگر امپریالیستها را قطع می کند.» (۲) کلیه عقاید و آرا و همچنین اعمال و کردارهای مشروطه خواهان در این جمع بندی آبراهامیان جای می گیرد. براساس همین مبنا می توان بررسی نمود که سالهای حکومت رضاشاه پهلوی در تقابل یا تکامل جنبش مشروطیت قرار داشته است ---- به اعتقاد ماکس وبر جامعه شناس شهیر آلمانی، دموکراسی نه یک هدف بلکه صرفاً یک وسیله جهت رسیدن به هدف است. هدفی که وی تحقق نظم قانونی دولت عقلانی می داند.(۳) این دیدگاه را بی تردید مشروطه خواهان ابتدای قرن بیستم در ایران نیز داشتند. زیرا همانگونه که اشاره شد غایت جنبش مشروطه توسعه و ترقی ایران بود و آزادی خواهی و مشروطه خواهی نیز رهیافتی سیاسی بود که در راستای این هدف قرار گرفت. البته این به معنای نفی اندیشه ها و کردارهای آزادی خواهانه مشروطه خواهان و ماهیت دموکراتیک جنبش مشروطیت نیست. بلکه تأکید براین مسئله است که مشروطه خواهان در سالهای اولیه جنبش، وسیله دستیابی به پیشرفت و استقلال را در ...
kooshan  kooshan | ارتقاء : حدود 1 سال و 7 ماه قبل | ارسال : حدود 1 سال و 7 ماه قبل
  • +2
kooshan kooshan حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
این یک بررسی اجمالی هست در مورد دور مشروطه و گذار به رضاشاه به پهلوی.در پی بحثهای اخیر با دوستان چون مستنده نوشته خالی از لطف ندیدم لینک کنم
  • +2
kooshan kooshan حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
میگم دوستان با این لینک انتظار نیست کسی نظرش رو برگردونه ولی خوندنش خالی از لطف نیست.
  • +2
hich hich حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
گذاشتم در انجمن لینک های ارزشمند
  • +1
tahavol1952 tahavol1952 حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
به اعتقاد ماکس وبر جامعه شناس شهیر آلمانی، دموکراسی نه یک هدف بلکه صرفاً یک وسیله جهت رسیدن به هدف است. هدفی که وی تحقق نظم قانونی دولت عقلانی می داند.(۳) این دیدگاه را بی تردید مشروطه خواهان ابتدای قرن بیستم در ایران نیز داشتند


کاملا مخالفم.به نظر من دمکراسی خود هدف است.باید قبول کنیم که نمیتوان بدون داشتن زیرساخت های دمکراسی کشوری آزاد و آباد ساخت.به نظر من کشوری که روشنفکرانش در زندان و چاپلوسان و متملقان بر سر کار باشند به هیچ روی آزاد و آباد شمرده نمیشود حتی اگر دارای دولتی قوی و متمرکز باشد.توجه کنید که در یک ایران آباد باید حق نقد و آزادی هم وجود داشته باشد.اگر مردم یک کشور تحت قوانین دمکراسی و عادلانه نباشند آیا به نظر شما از رفاه و پیشرفت واقعی برخوردار خواهند بود؟
  • +2
kooshan kooshan حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
قبول کنیم که نمیتوان بدون داشتن زیرساخت های دمکراسی کشوری آزاد و آباد ساخت.به نظر من کشوری که روشنفکرانش در زندان و چاپلوسان و متملقان بر سر کار باشند به هیچ روی آزاد و آباد شمرده نمیشود حتی اگر دارای دولتی قوی و متمرکز باشد.توجه کنید که در یک ایران آباد باید حق نقد و آزادی هم وجود داشته باشد.اگر مردم یک کشور تحت قوانین دمکراسی و عادلانه نباشند آیا به نظر شما از رفاه و پیشرفت واقعی برخوردار خواهند بود؟

همین جمله خودش مفهومش اینه که دموکراسی وسیله ای است که ما رو به هدف رفاه و پیشرفت می رسونه.شما هم میدونی خود دموکراسی ماهوی چیزی نیست که هدف باشه یک فرایند برای پیشرفته نازنین.به هر حال وبر فکر کرده نظریه داده. شما همین جملت یعنی دموکراسی وسیله هست.ما فکر می کنیم که این حvف از ارزش دموکراسی می کاهد نه اینطور نیست
  • +1
kooshan kooshan حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
مثالش همین پاکستانه که یکی از دموکرات ترین کشورهای جهان بوده و تا حدی هست.چه شده؟می بینیم.هند حاصله این همه دموکراسی ناب در حد چین دیکتاتور شده؟پس ما باید بدونیم از این وسیله چه استفاده ای باید کرد.در ضمن مهمتر اینه که همونطور که دموکراسی وسیله ای برای رسیدن به هدف بزرگتر خود دموکراسی هم به وسایل و زیر ساختهایی برای محقق شدن نیاز داره.این خیلی مهمه که بهش دقت نمی کنیم.تازه ما حتما باید به فرهنگ یک جامعه و سیر تکاملش دقت کنیم.اینکه در فرانسه یا امریکا بشینیم مبنا رو اونجا یا سوئد قرار بدیم و به این و اون دشنام که چرا مشروطه رو دزدیدن شاید نشان از کینه و یا ساده انگاشتن ژیچیده گی های یک فرایند اجتماعی تاریخیه
  • +1
kooshan kooshan حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
این مقاله همین هدف رو دنبال کرده که ایا رضا شاه کجای کارش اشتباه بوده؟آیا این حرف یا انتظار درستیه که بگیم چرا دموکراسی نیاورد؟طبق گفته کاربر عزیز تحول هم باید اول زیر ساختهای این مهم را محقق می کرد.ایا جامعه اونروز ما چقدر فهم و حوصله دموکراسی رو داشته؟الان چی؟ما خود همین مجموعه صبر دموکراسی داریم؟من میگم خیلی جاها نه!!به کامنت منفی بی دلیل دادن....
  • +1
tahavol1952 tahavol1952 حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
این مقاله همین هدف رو دنبال کرده که ایا رضا شاه کجای کارش اشتباه بوده؟آیا این حرف یا انتظار درستیه که بگیم چرا دموکراسی نیاورد؟طبق گفته کاربر عزیز تحول هم باید اول زیر ساختهای این مهم را محقق می کرد.ایا جامعه اونروز ما چقدر فهم و حوصله دموکراسی رو داشته؟الان چی؟ما خود همین مجموعه صبر دموکراسی داریم؟من میگم خیلی جاها نه!!به کامنت منفی بی دلیل دادن....


ببینید مسئله اینجاست که نبودن زیرساخت های دمکراسی بهانه ای برای برقراری دیکتاتوری نمیشود.تنها در طی ده سال قبل از کودتای 1299 رضاشاه ما در ایران جنبش های بسیار مترقی مانند جنبش مشروطه و در پی آن جنبش ثقت الاسلام و جنبش خیابانی را داشته ایم.به نظر من نفس برقراری چنین جنبش هایی تنها در طول ده سال نشان میدهد که ملت ما واقعا در پس بیش از 100 سال دیکتاتوری قاجار در پی هوایی تازه و دمکراسی و زندگی جدیدی بوده اند.کودتای 1299 رضاشاه در آن شرایط اشتباه بزرگی بود که تمامی آرزوهای یک ملت برای رسیدن به آزادی را نقش بر آب کرد.من اقدامات بزرگ رضاشاه در راه پیشرفت ایران را انکار نمیکنم ولی معتقدم همه این آبادیها و پیشرفت ها بدون وجود نظامی دمکراسی و عادلانه بیهوده است و سرانجام به مسیری انحرافی مانند جمهوری اسلامی در زمان حاضر می افتد.

  • +1
kooshan kooshan حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
نازنین من اول اینکه من خواهش می کنم اگر این مقاله رو دوست نداری بخونی تاریخ معتبر معاصر زیاد هست(.البته شما استاد بنده ی)مشروطه ایرانی آجودانی توسط 12 دانشگاه در امریکا کانادا و انگلیس در همین مدت کوتاه رفرنس اعلام شد از جمله استنفورد و یو سی ال ا.(مثال گفتم).1299 ماجرای کودتای ضیا بود که وقتی رضا شاه دید چقدر از حمایت انگلیس برخوردار بود با کمک احمد شاه و ....برکنارش کرد.اینکه از اون شرایط استفاده کرده به نفع خودش بحث دیگه.ببین عزیزم نه رضا شاه بابا یا فامیلم بوده نه تو نازنین اینقدر بیسواد و بی انصاف که منکر خدماتش بشی.پس مسئله یک بحثه.ما میگیم رضا شاه دیکتاتور.کدوم دیکتاتور در برقراری دانشگاه و آموزش پرورش مدرن اینقدر تلاش کرده.کدوم دیکتاتور به وزرای سلسله قبلش بجای از میان بردن یا منزوی کردنشون ماموریت بنا کردن دادگستری مدرن(مشیر و فروغی)میده.آیا دیکتاتوری با همون مکتب ها و عدلیه های اخوندی و نیز صلح کردن با اخوند و ساخت و باخت با اونا بجای سرکوبشون برای مدرن کردن جامعه راحت تر نبود.نازنین شرایط اون روز ایران مهمه.بله امروز حرف شما درست و مصداق داره.ولی در شرایط اونروز و تازگی کشف نفت و جنگ جهانی میشه ما خیلی محکوم کنیم.بله رضا شاه در اعمال خشونت ها و دیکتاتور منشی هایی بوده برامده از تربیت در جامعه پدر سالار ایرانی و نیز نظام خشک قجری.ولی کسی نمیگه خیلی خوبه ما باید بررسی کنیم
  • +1
kooshan kooshan حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
ولی کسی نمیگه خیلی خوبه ما باید بررسی کنیم چه راهی در 16 سال ایران رو از اون انجماد و واپس زدگی قجری می تونست با اون همه دستاورد همراه کنه.هر چند در سطح ما این حرفها طبیعیه.ولی یک مورخ و کارشناس باید از ظرف و مکان زمان حرف بزنه.میگیم محمد رضا شاه دیکتاتور.باشه منم قبول.ولی میگیم که به نصفه جمعیت ایران در سال 40 اجازه رای داد.یعنی نصفی دیگه رو وارد پروسه دموکراسی و حق حاکمیتشون کرد.و میگیم که همه روحانیون و اخوندا از خمینی بد تا شریعتمداری خوب و بروجردی مخالف بودن.این کهتناقضه.این چه دیکتاتوره اخ و بدیه که بجای اینکه با امتیاز دادن به اخوندا هم اون ها رو همراه استبدادش کنه و همزنها رو طلبکار نکنه میاد بر ضد دیکتاتوری خودش کار می کنه.ببین نازنین ما باید تارخ رو بی کینه نگاه کنیم.اگر محمد رضا شاه انقلاب سفید نمی کرد تو فکر می کنی سقوط میکرد.اگر زنها اونجور وارد اجتماع(که ما فحش میدیم به رضا شاه دیکتاتور قلدر برای کشف حجاب)و دانشگاهها نمی شدن و گوشه خونه بودن پهلوی سقوط میکرد؟یعنی خودشون نفهمیدن که این کارها چقدر به ضررشونه؟میدونسن خوب بهتر از من و تو!ولی چرا کردن.(میدونم اندک افرادی میگن غرب مجبورشون کرد!چون جواب دیگه به این پرسش چیه؟؟!!)
این نظر توسط نویسنده‌ی آن دو دقیقه پس از ارسال ویرایش شد
  • +1
tahavol1952 tahavol1952 حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
اگر محمد رضا شاه انقلاب سفید نمی کرد تو فکر می کنی سقوط میکرد.اگر زنها اونجور وارد اجتماع(که ما فحش میدیم به رضا شاه دیکتاتور قلدر برای کشف حجاب)و دانشگاهها نمی شدن و گوشه خونه بودن پهلوی سقوط میکرد؟یعنی خودشون نفهمیدن که این کارها چقدر به ضررشونه؟میدونسن خوب بهتر از من و تو!ولی چرا کردن.(میدونم اندک افرادی میگن غرب مجبورشون کرد!چون جواب دیگه به این پرسش چیه؟؟!!)


شما علت سقوط پهلوی را تنها این اعمال میدانید؟قبلا هم گفتم خدمات این سلسله را منکر نمیشوم یکی از دلایل مخالفت آخوندها با پهلوی همین اقدامات مدرنیزاسیون آنها بود که اجازه عرض اندام را از آخوندها گرفته بود.همین کشف حجاب شاید یکی از بزرگترین اقدامات باشد.چون بیکباره چادر و چاقچور و آن مانع بزرگ را از سر راه زنها و پیشرفتشان برداشت تا جایی که بعد از هفتاد سال هنوز هم آخوندها در حسرت بازگرداندن حجاب دوران قاجار به زنان مانده اند.ولی چه سود که همه این اقدامات در غیاب مردم و روشنفکران و تنها با زور سرنیزه انجام میگرفت.آیا به نظر شما اگر عقیده به ارتجاعی بودن حجاب در قلب زنان جا میگرفت آنها باز هم به خیابانها میریختند و خواستار حکومت اسلامی میشدند؟این است که میگویم مدرنیزاسیون و پیشرفت جامعه بدون دمکراسی و آگاهی بخشی واقعی توده ها به جایی نخواهد رسید.
  • +1
kooshan kooshan حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
نه نگفتم تنها این بوده.شما متوجه عرض من نشدید.گفتم میشه دموکراسی مستقیم برای همین زنان اورد.اصلا میشه مصرفش کرد.کل نوشته من رو متوجه شدید دوست من؟
  • +1
tahavol1952 tahavol1952 حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
نه نگفتم تنها این بوده.شما متوجه عرض من نشدید.گفتم میشه دموکراسی مستقیم برای همین زنان اورد.اصلا میشه مصرفش کرد.کل نوشته من رو متوجه شدید دوست من؟


بله میتوان به زنها حق رای داد آزادی پوشش داد حق آواز خواندن داد و هزار و یک حق دیگر.ولی وقتی قدر این آزادی ها را نفهمد و فلسفه آنها را نشناسد چه سود؟میرود مثل مادران و خواهران ما سفره حضرت عباس می اندازد و برای امامزاده نذر میکند و برای حکومت اسلامی تظاهرات میکند.آیا اگر زنان ما واقعا به آزادی هایی که به آنها داده شده بود ایمان داشتند اینقدر راحت آنها را از دست میدادند یا برای نگه داشتنشان می جنگیدند؟
  • +1
kooshan kooshan حدود 1 سال و 7 ماه قبل گفت :
خدا پدر مادرت رو بیامرزه.پس همونقدر که دیکتاتوری پهلوی که هیچ بابای منم باشه محکومه ما و جامعه و فرهنگ ما هم حوصله و فهم و ظرفیت پذیرشش پایین که ناجور کم بوده و به همین خاطر میگم تاریخ باید در ظرف زمان و مکانش برای قضاوت دیده بشه.مرسی
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید