جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 118049 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84341510 کاربران آنلاین : 3 نفر مهمانان آنلاین : 167 نفر کل کاربران : 29351 نفر جدیدترین کاربر : technology انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 118049 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84341510 کاربران آنلاین : 3 نفر مهمانان آنلاین : 167 نفر کل کاربران : 29351 نفر جدیدترین کاربر : technology انجام شد
|
![]()
|
کاملا مخالفم.به نظر من دمکراسی خود هدف است.باید قبول کنیم که نمیتوان بدون داشتن زیرساخت های دمکراسی کشوری آزاد و آباد ساخت.به نظر من کشوری که روشنفکرانش در زندان و چاپلوسان و متملقان بر سر کار باشند به هیچ روی آزاد و آباد شمرده نمیشود حتی اگر دارای دولتی قوی و متمرکز باشد.توجه کنید که در یک ایران آباد باید حق نقد و آزادی هم وجود داشته باشد.اگر مردم یک کشور تحت قوانین دمکراسی و عادلانه نباشند آیا به نظر شما از رفاه و پیشرفت واقعی برخوردار خواهند بود؟
همین جمله خودش مفهومش اینه که دموکراسی وسیله ای است که ما رو به هدف رفاه و پیشرفت می رسونه.شما هم میدونی خود دموکراسی ماهوی چیزی نیست که هدف باشه یک فرایند برای پیشرفته نازنین.به هر حال وبر فکر کرده نظریه داده. شما همین جملت یعنی دموکراسی وسیله هست.ما فکر می کنیم که این حvف از ارزش دموکراسی می کاهد نه اینطور نیست
ببینید مسئله اینجاست که نبودن زیرساخت های دمکراسی بهانه ای برای برقراری دیکتاتوری نمیشود.تنها در طی ده سال قبل از کودتای 1299 رضاشاه ما در ایران جنبش های بسیار مترقی مانند جنبش مشروطه و در پی آن جنبش ثقت الاسلام و جنبش خیابانی را داشته ایم.به نظر من نفس برقراری چنین جنبش هایی تنها در طول ده سال نشان میدهد که ملت ما واقعا در پس بیش از 100 سال دیکتاتوری قاجار در پی هوایی تازه و دمکراسی و زندگی جدیدی بوده اند.کودتای 1299 رضاشاه در آن شرایط اشتباه بزرگی بود که تمامی آرزوهای یک ملت برای رسیدن به آزادی را نقش بر آب کرد.من اقدامات بزرگ رضاشاه در راه پیشرفت ایران را انکار نمیکنم ولی معتقدم همه این آبادیها و پیشرفت ها بدون وجود نظامی دمکراسی و عادلانه بیهوده است و سرانجام به مسیری انحرافی مانند جمهوری اسلامی در زمان حاضر می افتد.
این نظر توسط نویسندهی آن دو دقیقه پس از ارسال ویرایش شد
شما علت سقوط پهلوی را تنها این اعمال میدانید؟قبلا هم گفتم خدمات این سلسله را منکر نمیشوم یکی از دلایل مخالفت آخوندها با پهلوی همین اقدامات مدرنیزاسیون آنها بود که اجازه عرض اندام را از آخوندها گرفته بود.همین کشف حجاب شاید یکی از بزرگترین اقدامات باشد.چون بیکباره چادر و چاقچور و آن مانع بزرگ را از سر راه زنها و پیشرفتشان برداشت تا جایی که بعد از هفتاد سال هنوز هم آخوندها در حسرت بازگرداندن حجاب دوران قاجار به زنان مانده اند.ولی چه سود که همه این اقدامات در غیاب مردم و روشنفکران و تنها با زور سرنیزه انجام میگرفت.آیا به نظر شما اگر عقیده به ارتجاعی بودن حجاب در قلب زنان جا میگرفت آنها باز هم به خیابانها میریختند و خواستار حکومت اسلامی میشدند؟این است که میگویم مدرنیزاسیون و پیشرفت جامعه بدون دمکراسی و آگاهی بخشی واقعی توده ها به جایی نخواهد رسید.
بله میتوان به زنها حق رای داد آزادی پوشش داد حق آواز خواندن داد و هزار و یک حق دیگر.ولی وقتی قدر این آزادی ها را نفهمد و فلسفه آنها را نشناسد چه سود؟میرود مثل مادران و خواهران ما سفره حضرت عباس می اندازد و برای امامزاده نذر میکند و برای حکومت اسلامی تظاهرات میکند.آیا اگر زنان ما واقعا به آزادی هایی که به آنها داده شده بود ایمان داشتند اینقدر راحت آنها را از دست میدادند یا برای نگه داشتنشان می جنگیدند؟