تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 127893
بازدید دیروز : 195503
کل بازدیدها : 84346432
کاربران آنلاین : 5 نفر
مهمانان آنلاین : 164 نفر
کل کاربران : 29351 نفر
جدیدترین کاربر : technology
انجام شد
10
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
هابز و لاک دو تن از مؤسسان فلسفه مدرن هستند. البته این دو بیشتر به عنوان فیلسوف سیاسی نامبردارند، اما هم کتاب «لویاتان» هابز و هم کتاب «رساله درباره فهم بشری» لاک از مهم‏ترین کتاب‌های شناخت‌شناسی در قرن هفدهم و آغاز عصر مدرن محسوب می‏شوند. روسو البته شناخت‏شناس نبود، اما متأثر از فلسفه شناخت لاک، انسان‏شناسی خاصی تدوین کرد که فلسفه سیاسی قرارداد اجتماعی را در سیطره خود گرفت. چه رابطه‏ای میان شناخت‏شناسی، انسان‏شناسی و فلسفه سیاسی این فیلسوفان وجود دارد؟ مقاله حاضر در پی جستجوی پاسخ این پرسش و تقویت این فرضیه است که شناخت‌شناسی لاک انسان‏شناسی روسو را زمینه‏سازی کرد و این دو، یکی با صراحت کمتر و دیگری با صراحت بیشتر، تفکری را تقویت کردند که می‏توان از آن به عنوان آنارشیسم پنهان تعبیر کرد. این تفکر به دست مارکس به اوج خود رسید و به جزء مشترک فلسفه‏های سیاسی رقیب هم‌چون لیبرالیسم و سوسیالیسم بدل شد.
nasour  nasour | ارتقاء : حدود 3 سال و 9 ماه قبل | ارسال : حدود 3 سال و 9 ماه قبل
  • +2
man.umadam man.umadam حدود 3 سال و 9 ماه قبل گفت :
با اینکه با هر دو اینها در برخی موارد موافق هستم، ولی میتوانم بگویم که نظرات کلی آنها را نمیتوان در هر برهه ای (مخصوصا حالا) پیاده کرد. هر فیلسوفی تاریخ مصرف مخصوصی دارد، البته نظر شخصی منه
  • +1
nasour nasour حدود 3 سال و 9 ماه قبل گفت :
اینکه با هر دو اینها در برخی موارد موافق هستم، ولی میتوانم بگویم که نظرات کلی آنها را نمیتوان در هر برهه ای (مخصوصا حالا) پیاده کرد. هر فیلسوفی تاریخ مصرف مخصوصی دارد، البته نظر شخصی منه

من با نظرت موافقم
ولی باید اینو در نظر بگیریم که همه ی داشته های شهروند متمدن امروزی حاصل تجربه و خطای اندیشمندان سیاسی برای ساخت آرمانشهر بشری است.
ما نیاز داریم که اندیشه و روش فکری صاحبان اندیشه را ولو اینکه کلی یا تاریخ مصرف گذشته باشد مرور کنیم.
  • +1
man.umadam man.umadam حدود 3 سال و 9 ماه قبل گفت :
نظر شما متین، ولی من اعتقاد دارم که هر جامعه ای رو باید با توجه به شرایط حال (صرفنظر از محدودیتهای موقتی اعمال شده بر آن) طراحی و راهبری کرد. فیلسوفان گذشته به هیچ عنوان نمیتوانسته اند یک طرح جامع از جوامع کنونی داشته باشند.
آینده را فیلسوفان نمیسازند، این سیاستمداران هستند که با ایجاد شرایط فلسفی باعث تغییرات میشوند. تغییراتی که باعث ساخته شدن آینده دلخواه آنها میگردد.
  • +1
nasour nasour حدود 3 سال و 9 ماه قبل گفت :
دوست عزیز همه ی سیاست مداران بنوعی تابع یک اندیشه ی سیاسی که ماحصل فکر یک فیلسوف سیاسی است بوده اند.
  • +1
man.umadam man.umadam حدود 3 سال و 9 ماه قبل گفت :
موافقم ولی، بین سیاستمدار و فیلسوف یک تفاوت عمده وجود دارد. فیلسوف به اعتقاد خود اعتقاد دارد و تلاش میکند آنرا به هر نحوی حفظ کند، ولی، سیاستمدار برای هدفش اعتقادات متنوعی اخذ میکند که در مراحلی میتوانند متضاد باشند.
هیچج سیاستمداری نیست که کارهای و اعتقادات خود را به فیلسوفهای متعدد منتصب نداند، ولی، آیا اقدامات سیاستمداران با اعتقادات آن فیلسوفها مطابفت دارد یا نه؟
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید