|
|
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی ) |
| nathan - amordad.iran - hich - navidi - farhad - devprogramnet - feyziyeh - kia.arian - ajorbahman - tirtekene - |
|
|
|
بازدید امروز : 24115
بازدید دیروز : 53935 کل بازدیدها : 3671152 کاربران آنلاین : 6 نفر مهمانان آنلاین : 22 نفر کل کاربران : 4586 نفر جدیدترین کاربر : saead817 |
مخلصت اهورا
بله ، ناتان خان به حرف منم گوش نميدن كه ميگم بيا تو دنباله ، وقتي ميگم مشت ميزنه بهم !!! اونم نه يكي 3 تا !!! ناتان هنوز در درد به سر مي برم ( شوخي كردم
اهورا
بزودی پر بارتر بر می گردم ، کمی زمان بده هیچ گرامی
منظور شما را نمی فهمم اهورا جان ، اگر می شود واضح بفرمایید ، جریان مشت چیست ؟
من زیاد در دنباله نیستم ، شوخی بچه های اینجاست ؟!
حتما ، خدمت می رسیم نویدی جان
من زیاد در دنباله نیستم ، شوخی بچه های اینجاست ؟!
حالا ديگه ميزني و ميگي نميدونم ديگه !!! باشه ، باشه ...
این کامنت توسط amordad.iran در ۰۴ شهريور ویرایش شد
باشه ، ديگه اگه گذاشتم وسط خيابون با مشت بزني تخت سينه ي آدم
الا ای شیخ جویای بکارت
به لای پای دخترها چه کارت ...
بدن ها فرق دارد با بدن ها
خصوصاً مال دخترها و زن ها
همه یک شکل و جور و قالبی نیست
نمی فهمی؟ زن است این، طالبی نیست
یکی را پرده باشد نازک و ُترد
شود زائل اگر یک ضربه ای خورد
یکی را پرده کشدار و غشائی است
مثال شخص آقا ارتجاعی است
که تا وقتی که آن بانو نزاید
از آن یک قطره هم خون در نیاید
یکی هنگام ورزش داده از دست
یکی تا آخرش همراه او هست
رسما اعلام می کنم ، آی دی اهورا هک شده !!!
شعر از خودته ناتان جان ؟
شعر از شاعر مفخم ، استاد مسَلم ، مولانا و هادینا ، خرسندی کبیر بود
یکروز مگس ماده داشت بچه اش رو در طویله ای نصحیت می کرد ، خلاصه از هر در سخنی گفت و دلبند رو پند داد . وقتی اندرزهاش تموم شد ، بچه گفت مادر جان از وقتی شروع به حرف زدن کردی ، 40 مگس بر آلت الاغ نشستند و بر خاستند !!!!
بچه می خواست به مادرش بگه 40 نفر قبل تو ترتیبشون داده شد و تو داشتی وقتت رو با نصحت من تلف می کردی