گفتم که مقاله ای که برای کنفرانس INFORMS فرستاده بودیم پذیرفته شده. قبلا هم در مورد داستان های تزم حرف زدم بودم (ببینید: چرا عدالت مهم است - حاصل ِ دو سال و نیم زندگی ِ ناکمانگیرانه). این پست نگاهی کوتاه است به هسته ی این مقاله. اگر از انگولک های ریاضی خوشتان می آید، فکر می کنم بدتان نیاید. هدفی هم دارم از این پست که آخر ماجرا ذکر می کنم.
هر مقاله ی علمی، در حول و حواشی جایی که من هستم، یک یا چند هسته دارد. اینها ایده های نابی هستند که پشت میز به مغزت نمی رسند. نصفه شب موقع خانه رفتن به تو الهام می شوند یا زیر دوش. ایده می آید، می ایستی، فکر می کنی، می پری هوا، و اینطوری داستان ساخته می شود
- تا کنون 5 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )