تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 131477
بازدید دیروز : 195503
کل بازدیدها : 84348224
کاربران آنلاین : 8 نفر
مهمانان آنلاین : 174 نفر
کل کاربران : 29351 نفر
جدیدترین کاربر : technology
انجام شد
22
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
افلاکي روايت کرده که روزي مولانا در حالي که از مدرسه پنبه فروشان قونيه بيرون آمده و بر استري سوار شده باتفاق جماعتي از طلاب علم ميگذشت، شمس تبريزي به او برخورد پرسيد: بايزيد بسطامي بزرگتر است يا محمد بن عبدالله. مولانا گفت: اين چه سئوال است؟ محمد خاتم پيغمبران است، چگونه ميتوان بايزيد را با او مقايسه کرد. شمس الدين تبريزي گفت: پس چرا پيغمبر ميفرمايد (ما عرفناک حق معرفتک) و بايزيد بسطامي ميگويد (سبحاني ما اعظم شأني)؛ مولانا بطوري آشفته شد که از استر بيفتاد و مدهوش شد، چون بهوش آمد با شمس به مدرسه رفت و تا چهل روز در حجره اي با او خلوت داشت.
bastoor  bastoor | ارتقاء : حدود 1 سال و 5 ماه قبل | ارسال : حدود 1 سال و 5 ماه قبل
برچسبهای لینک : بایزید  بسطامی  عرفان  عارف  شمس  مولانا  
  • +1
bastoor bastoor حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
زرتشتيان بسطام درباره وي چنان معتقد بودند که وقتي يکي شان را گفتند چرا مسلمان نشوي؟ جواب داد اگر اسلام آنست که بايزيد دارد من طاقت آن را ندارم و اگر آنست که شما بکار ميداريد طالب آن نيستم.
این نظر توسط نویسنده‌ی آن یک دقیقه پس از ارسال ویرایش شد
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید