اگر همسر آلمانی شما که به خاطر ازدواج، "مصلحتی" مسلمان شده، بدون اطلاع قبلی و به شیوهی اسلامی طلاقنامهی شما را در کشوری غریب کف دستتان بگذارد، چه احساسی به شما دست میدهد؟ لابد همان احساسی که به "یاسمن" قهرمان کتاب "چشمها در تهران"، نوشتهی شانی کتایون دست داده است. همسر یاسمن در این کتاب که به زبان آلمانی و در انتشاراتی "اولریکه هلمر" منتشر شده، فیلمبردار مشهوری است که در مصر زندگی میکند، در حالیکه یاسمن مجبور است در آلمان و در کنار دو فرزند خود بماند. یاسمن هنگامی از قصد طلاق همسر آلمانی مسلمانشدهاش، اووه، با خبر میشود که همراه فرزندانش برای مدتی کوتاه به قاهره سفر میکند: در یک صبح دمکرده، در حالیکه یاسمن، قوری چای به دست وارد تراس میشود تا با شوهرش صبحانه بخورد، دو مرد عرب با نامهای در دست ظاهر میشوند و پاکت سربستهای را به او تحویل میدهند. این دو مرد که خود را مأموران دادگستری معرفی میکنند، یاسمن را مجبور میکنند، زیر ورقهی دریافت پاکت را امضاء کند. یاسمن وقتی پاکت را باز میکند، گواهی طلاق خود را که مهر شیخی مصری بر آن خورده، روبرو میشود. بالای صفحه با حروف درشت نوشته شده: طلاق غیابی!
Perserin | ارتقاء : حدود 2 ماه قبل | ارسال : حدود 2 ماه قبل
یاسمن طرفدار زندگی مشترک، بدون ازدواج است و به اصول خودش هم تا آنجا که میتواند وفادار میماند و این کار را بهرغم فشارهای زیاد اجتماعی انجام میدهد و سالها با شریک زندگی اولش، یک پزشک جوان، بدون ازدواج زندگی میکند. یاسمن بنا بر تجربیات شخصی و اتفاقاتی که برای خواهر و مادرش میافتد، مصمم بوده یا ازدواج نکند یا اگر هم بکند با یک اروپائی. غیر از علاقه و عشقی که از هر دو طرف بهوجود میآید، در واقع پشتوانه فرهنگی اووه که یک اروپائی روشنفکر است و نه یک مرد سنّتی شرقی، نقش بزرگی در تصمیم یاسمن برای ازدواج بازی میکند. خواست یاسمن این بود که این زندگی مشترک ادامه پیدا کند و این بدون ازدواج در ایران، با وجود یک حکومت دینی که در تمام امور شخصی شهروندی دخالت میکند، ممکن نبود؛ بخصوص در سالهای دهه هشتاد.
علت اصلی کوتاه آمدن یاسمن، این است که آنها زود بچه دار میشوند. اووه که با اصرار و حتی چند قطره اشک و اینکه پدر خوبی خواهد بود و غیره، سعی میکند احساسات یاسمن را در این مورد تحت تاثیر قرار دهد که موفق هم میشود. یاسمن باز هم اعتماد میکند. البته عشق هر دو طرف هم به یکدیگر در این مورد بی تاثیر نیست. تفاوت فرهنگی تا این اندازه نقش بازی میکند که یاسمن که حالا مادر است بخاطر فرزندش باید کوتاه بیاید که فرزندش، فرزند طلاق با عواقب روحی آن نشود و همین تربیت شرقی که در رابطه زندگی مشترک، زن باید کوتاه بیاید تا خانواده دوام بیاورد، بی شک نقش داشته است. همانطور که در داستان میبینیم این از خودگذشتگی و کوتاه آمدنهای یاسمن، هیچ تضمینی برای عدم جدائی یا دوام خانواده نیست...
مذهب در این رابطه دو بار نقش تعیین کننده داشته است. بار اول: اووه باید مسلمان میشد تا بتواند با یاسمن ازدواج کند که در ایران، انتخاب دیگری برای هیچ کدام وجود نداشت. اووه با مسلمان شدن، دارای حقوق خاص یک مرد مسلمان میشود. یاسمن اما از حق تعین مهریه برای خود داوطلبانه صرفنظر میکند. زیرا معتقد است که او کالا نیست که برای خودش قیمت تعیین کند. در این حال یاسمن تصورش را هم نمیکند که اووه، روزی از این حق علیه یاسمن استفاده کند. بار دوم، هنگام استفاده اووه از حق طلاق در غیاب در دادگاه شرع است. اووه بهرغم ادعای روشنفکر بودنش و اعتقاد به عدالت وبرابری زن ومرد و غیره، این راه را انتخاب میکند.
با توجه به درصد بالای طلاق، چه در ایران و چه در آلمان، در زوجهای دارای یک فرهنگ هم بهنظرم نمیرسد که مسئله دو فرهنگی نقش بزرگی در عدم موفقیت زندگی مشترک داشته باشد.دلیل اصلی شکست ازدواج و زندگی مشترک، به نظر من بیشتر میتواند این باشد که ازدواج و زندگی مشترک به شکل سنتی بسرعت دارد، کارکرد والزام خودش را از دست میدهد. اندگی مشترک دو فرهنگی در عین حال میتواند خیلی جالب باشد و رابطه را غنیتر کند. چون هر دو طرف از هم چیزهای تازهای یاد میگیرند. دشواری در همزیستی دو فرهنگی، بهخصوص اگر این همزیستی طولانی شود، هنگام جدائی پیشمی آید؛ به این شکل که طرفی که از فرهنگ خودش دور شده و در فرهنگ دوم جذب شده، پس از جدائی احساس جدا شدن و گسیختگی از ریشه و از هر دو فرهنگ میکند و تا مدتی نمیداند در کدام طرف جا دارد و به طرف کدام فرهنگ میخواهد برود. یعنی باید دوباره از صفر شروع کند.یاسمن در اروپا وفرهنگ آلمانی است که حامی خود را پیدا میکند؛ حق حضانت که نه بر اساس جنسیت، بلکه بر اساس توانائی و قابلیت به مادر یا پدر ـ در اینجا به یاسمن ـ داده میشود. یا به رسمیت نشناختن "طلاق شرعی غیابی" که اووه سعی میکند آن را در آلمان نیز به ثبت برساند.
ببینید که این قوانین وحشیانه و ضد زن (طلاق غیابی) در هر کشوری می توانه انسانیت را تباه کنه. گو این که اووه به صرف داشتن چنین حقی به عنوان یک مرد مسلمان شده کاری را با یاسمن کرد که هرگز جرات نمیکرد و نخواهد کرد که با یک زن آلمانی بکنه!
- تا کنون 12 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )