(توضیح: این مطلب واکنشی ست نسبت به متنی که محسن نامجو تحت عنوان "ندامت نامه" منتشر کرده است. نامجو به خاطر به کار گرفتن آیاتی از قرآن در قطعه ای موسیقیایی مورد انتقاد شدید قرار گرفته بود و پس از آن ندامت نامه ای را منتشر کرد که متن کامل آن در پایان این مطلب می آید.)
شاید میشد این نوشته تجزیه ای باشد برای آنچه تو تجربه کرده ای، ولی افسوس میدانم تعزیه ای میشود برای ندامت نامه ات. برای کسی که اشتباه فهمیده شد. چه خوب که در این قسمت از تاریخ و جهانی تا افتخاراتمان سنگین تر شود ویکی بر شمار توابین و نادمین و عریضه نویسان در گاه و بارگاه افزوده.
ز سفره چه می جویی ... با خودت چه می گویی .
این گناه بر گردن حافظه ی تاریخی ماست که از یاد بردیم وقتی گفتی که هیچ گاه در هیچ اعتصاب غذایی شرکت نکردی و با هیچ دانشجویی در روزهای خونین تیر ماه در هیچ سالی همراه نبودی و قلع و قمع قلم به دستان را به سکوت نشستی و با مخالفان این سیستم ۳۰ ساله که در آن زنده بودن را استشمام میکنیم هم سخن نشدی و عاملان بارگاه خلیفه از تو تقدیر کردند و با هیچ جمع مشکوکی پیوند نخوردی و دوری از این خاک سوخته برایت مرگ آور بود. نامجوی دوست داشتنی من...
agriphont | ارتقاء : حدود 2 ماه قبل | ارسال : حدود 2 ماه قبل
مرسی از شاهین نجفی عزیز که چقدر عالی نوشته بود و از شما دوست عزیز به خاطر لینک تون.
ممنون روژین عزیز از لطف و توجهت . نامه شاهین نجفی(که خود خواننده است و کارهای او هم اکثرا انتقادیست) شاید در بعضی موارد قابل نقد و بحث باشه اما در این مورد که در نحوه برخورد و قضاوت و توقع از نامجو و نامجوها این ما هستیم که مقصریم با نوشته کاملا موافقم. این مخاطب ایرانیست که حد توقعش رو از هنرمند به عنوان یک انسان با تمام خصوصیات انسانیش و نقاط ضعف و قوتش نمیشناسه و با این توقع گاهی اون رو از جایگاه خودش فراتر میبره.
دوست دارم تمام دوستان در این بحث شرکت کنند چون به نظر من موضوع جالب و در عین حال مهمیست
اما اگری وقتی به شعرهایی که نامجو خوانده نگاه می کنی واقعا انتظارت بالا میره. یعنی حداقل این انتظار را میشه داشت که آنچه بر زبان میاره مایه ی نفرت هم نسل های خودش نشه. نامجو در موسیقی خیلی بی پروا و رها عمل کرد . از این که از دانشگاه اخراج شد یک جورهایی به خودش بالید اما این جا خیلی بزدلانه عمل کرد. اگر واقعا به حرف هایی که زده ایمان داشته باشه که وااسفاست.
خواهش پرزرین عزیزکارهای شاهین رو گوش میدم. نوع خوندنش یک کم به گوش ماها آشنا نیست اما متنهای خوبی داره. در مورد اصل بودن نامه نامجو هم باید بگم در صورت جعلی بودن هنوز تکذیبیه از طرف نامجو یا طرفدارانش منتشر نشده.
اما اگری وقتی به شعرهایی که نامجو خوانده نگاه می کنی واقعا انتظارت بالا میره. یعنی حداقل این انتظار را میشه داشت که آنچه بر زبان میاره مایه ی نفرت هم نسل های خودش نشه. نامجو در موسیقی خیلی بی پروا و رها عمل کرد . از این که از دانشگاه اخراج شد یک جورهایی به خودش بالید اما این جا خیلی بزدلانه عمل کرد. اگر واقعا به حرف هایی که زده ایمان داشته باشه که وااسفاست.
در مورد دلیل گفته های نامجو قضاوتی نمیکنم. از یک طرف باید قبول کرد که بعد از ماجرایی که براش پیش اومد و شکایتی که ازش شد در صورت برگشتش به ایران مجازات سنگینی در انتظارش بود و نامجو مجبور به انتخاب بود و از طرف دیگر به قول تو اون سبک شعر و موزیک با نوشتن ندامت نامه اون هم با اون ادبیات در نگاه اول جور در نمیاد. باید قبول کرد که محسن نامجو هم یک انسانه با تردیدها و ترسها و تزلزلها و مصلحت اندیشیهای خودش در کنار استعداد و نبوغ و جسارتش که معمولا بیشتر به چشم میاد. با قبول این موضوع درک اتفاقاتی که افتاده راحت تر میشه.
این نامه از خود نامجو هست . در لینک پایین مصاحبه خودش هست که این را تایید می کنه. و حتا چیز های دیگر را هم اضافه می کنه. و میگه نمی خواد براش مشکلی در ایران رفتن پیدا بشه. و داستانی هم که برای مجوز کارهاش هست و ...
حتا در اینجا و در مصاحبه با رادیو فردا، به محدودیت امتیاز میده و اون رو منشا خلاقیت میدونه و به این طریق توجیهش می کنه... هیچ کس هم ازش نمی پرسه که چرا پس بیرون آمده؟
محدودیت ممکنه باعث خلاقیت بشه ولی مانع پرورش و توسعه و عمق پیدا کردن یک هنر میشه.
این نوع توجیهات محصول ذهنی هست که محصول فرهنگ سازی ج.ا یا هر مستبدی است. محصول ج.ا یا نظام استبدادی برای انسان رشد یافته تحت آن نظام ، یک عقل توجیه گر است که وجود آن استبداد و شرایط بوجود آمده از آن را توجیه می کنه و باعث دوامش میشه.
حتا در اینجا و در مصاحبه با رادیو فردا، به محدودیت امتیاز میده و اون رو منشا خلاقیت میدونه و به این طریق توجیهش می کنه... هیچ کس هم ازش نمی پرسه که چرا پس بیرون آمده؟
محدودیت ممکنه باعث خلاقیت بشه ولی مانع پرورش و توسعه و عمق پیدا کردن یک هنر میشه.
موافقم , پذیرش تاثیر محدودیت در پرورش خلاقیت دلیل بر توجیه و تبرئه محدودیت و خفقان و نبود آزادی نیست. خلاقیت وقتی در محدودیت شکل میگیره و رشد میکنه که سعی در شکستن و مقابله با اون داشته باشه نه اینکه شکل اون بشه و سعی در توجیه و تحکیمش داشته باشه.
این ج.ا. انسان را به تباهی می کشانه. مجنون عزیز خیلی ممنونم از آگاه سازی.
او اگری هم ممنونم بابت این پست. دیگه نمیشه با کارای نامجو حال کرد. اینه فرق هنرمند مردمی و غیر مردمی.
- تا کنون 21 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )
ممنون روژین عزیز از لطف و توجهت . نامه شاهین نجفی(که خود خواننده است و کارهای او هم اکثرا انتقادیست) شاید در بعضی موارد قابل نقد و بحث باشه اما در این مورد که در نحوه برخورد و قضاوت و توقع از نامجو و نامجوها این ما هستیم که مقصریم با نوشته کاملا موافقم. این مخاطب ایرانیست که حد توقعش رو از هنرمند به عنوان یک انسان با تمام خصوصیات انسانیش و نقاط ضعف و قوتش نمیشناسه و با این توقع گاهی اون رو از جایگاه خودش فراتر میبره.
دوست دارم تمام دوستان در این بحث شرکت کنند چون به نظر من موضوع جالب و در عین حال مهمیست
خواهش پرزرین عزیز
در مورد دلیل گفته های نامجو قضاوتی نمیکنم. از یک طرف باید قبول کرد که بعد از ماجرایی که براش پیش اومد و شکایتی که ازش شد در صورت برگشتش به ایران مجازات سنگینی در انتظارش بود و نامجو مجبور به انتخاب بود و از طرف دیگر به قول تو اون سبک شعر و موزیک با نوشتن ندامت نامه اون هم با اون ادبیات در نگاه اول جور در نمیاد. باید قبول کرد که محسن نامجو هم یک انسانه با تردیدها و ترسها و تزلزلها و مصلحت اندیشیهای خودش در کنار استعداد و نبوغ و جسارتش که معمولا بیشتر به چشم میاد. با قبول این موضوع درک اتفاقاتی که افتاده راحت تر میشه.
من با آهنگ فرخزادش خیلی حال میکنم
http://www.iranican.com/blog/?p=177
محدودیت ممکنه باعث خلاقیت بشه ولی مانع پرورش و توسعه و عمق پیدا کردن یک هنر میشه.
محدودیت ممکنه باعث خلاقیت بشه ولی مانع پرورش و توسعه و عمق پیدا کردن یک هنر میشه.
موافقم , پذیرش تاثیر محدودیت در پرورش خلاقیت دلیل بر توجیه و تبرئه محدودیت و خفقان و نبود آزادی نیست. خلاقیت وقتی در محدودیت شکل میگیره و رشد میکنه که سعی در شکستن و مقابله با اون داشته باشه نه اینکه شکل اون بشه و سعی در توجیه و تحکیمش داشته باشه.
او اگری هم ممنونم بابت این پست. دیگه نمیشه با کارای نامجو حال کرد. اینه فرق هنرمند مردمی و غیر مردمی.