شاید من خیلی بد بینم. اما این از عمق فاجعه کم نمیکنه. دیشب با نسرین داشتیم قدم میزدیم. از جلوی ساختمان دادگستری رد میشدیم. پیادهرو جلوی ساختمان برای تردد مناسب نیست. به خاطر همین ما دو انتخاب داشتیم. اول این که از خیابون بریم که من اصلا دوست ندارم. دوم این که از توی چمنهایی که شهرداری جلوی دادگستری کاشته رد شیم. بنابراین گرم صحبت وارد چمن شدیم. من داشتم به حرفای نسرین گوش میدادم که صدای سوتی حواسم رو پرت کرد. زیر چشمی نگاه کردم. دیدم نگهبان دادگستری از بالای برج نگهبانی داخل، که از دیوارهای دادگستری بلندتر بود داره سوت میزنه و دست تکون میده که ...
arashfahim | ارتقاء : حدود 2 ماه قبل | ارسال : حدود 2 ماه قبل
- تا کنون 7 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )