جامعه بهائی ايران ريشه در نهضت بابيه دارد و آن ديانتی است که در سال 1844 در ايران بنيان گذاشته شد. شارع آن, سيّد علیمحمّد شيرازی, که لقب باب را برای خود برگزيد (1850-1819), در سال 1850, در بحبوحه| حرکتهای ايذائی عمومی نسبت به بابيان که با قتل عامی در سال 1852 به اوج خود رسيد, اعدام شد. حدود سال 1866, ميرزا حسينعلی نوری (1892-1817), که لقب بهاءالله را برای خود انتخاب کرد, علناً مدّعی شد همان رهبر دينی است که باب در آثار خود نبوّت کرده است. از آنجا که بيش از نود درصد از بابيانی که از آزارها و کشتارها جان سالم به در برده بودند در زمره| پيروان بهاءالله در آمدند و در حدود همين احيان به بهائي مشهور شدند, از نقطه نظر جامعه شناختی و تاريخی معقول آن است که اين دو نهضت, يعنی بابيان و بهائيان را جنبش واحدی بناميم و از اين پس برای سهولت ارجاع, به جميع مراحل به عنوان حرکتهای ايذائی نسبت به بهائيان به آن اشاره خواهد شد, گو اين که اين نکته را بايد مدّ نظر قرار داد که اوّلين مرحله در واقع آزارهايی بود که متوجّه جامعه| بابی شد. برای توضيح پيش زمينه| اين مقاله, ذيلاً چهار مرحله حرکت،های ايذائی که بابيان و بهائيان در ايران متحمّل آن شدند, توصيف می،گردد
saboor | ارتقاء : حدود 2 ماه قبل | ارسال : حدود 2 ماه قبل