اگرچه نمایشگاه بورگز نتیجه ای جز انتقاد و ضدیت به بار نیاورد و تابلوها و مجسمه های آن به دست فراموشی و یا فرسودگی سپرده شد، اما از میان این گروه کارها یکی باقی مانده و به نتایج پرباری رسید.
این تابلو نقطه پایانی در کارهای ساختاری و سرآغازی برای کارهای تازه من بود. در بالای این تابلو و در میان دایره ای پلاستیکی، کلمه "هیچ" با خط خوش فارسی و از همان جنس پلاستیک نوشته شده و در پایین آن دو دست گچی بر پنجره ای مسی چنگ زده بود و هاله ای از نور بر این مجموعه افتاده بود.
پس از گذشت سال ها نمی توانم آنچه را که برای ساختن این قطعه در سر داشتم بیان کنم. نمی دانم نگران آن بودم که به هیچ رسیده ام و می خواستم از آن بر حذر باشم و یا طالب بودم که در آن بمانم و آن را به ثمر رسانم. باید بر مبنای همین اندیشه ها بوده باشد که آن دست ها را در گیر پنجره ای مسین پر جلا نموده و طلب یاری کرده بودم.
آغاز یک دوران و یا دستیابی به یک فکر تازه در صورتی قابل توصیف است که همه جوانب آن در نظر گرفته شود. این فرضیه اگر در همه جا و بر همه کس صادق نباشد، در مورد رسیدن من به " هیچ " صادق بوده است و چنان که شرح خواهم داد، همه عوامل دست به دست هم داده بودند تا مرا به سوی این کلمه سوق دهند.
بدون شک محیط هنری آن زمان، از جمله دانشکده ...
hich | ارتقاء : حدود 2 ماه قبل | ارسال : حدود 2 ماه قبل
با این وجود، هیچ من آن هیچی که نقاشان غربی به آن رسیده بودند، نبود. این هیچ، هیچ امید و دوستی بود و نفی کسی و چیزی را دنبال نمی کرد.
مساله دیگری که دلبستگی مرا به این هیچ افزون کرد، اندام زیبا و متناسب آن بود. این اندام مثل اندام آدمی نرم و انعطاف پذیر بود و به آسانی در وضعیت های مختلف قرار می گرفت، به راحتی بر صندلی می نشست و یا بر میز تکیه می داد. اما از همه مهم تر سر آن بود که با "ه" دو چشم آغاز می شد. در نظر من چنان ترکیبی زیاد هم تصادفی نبود. به نظرم می آمد که بشری که این کلمه را ساخته، به قدرت فیزیکی آن آگاهی داشته است.
چنین بود که هیچ های زیادی ساختم. هنوز مدت زمانی از پیدایش هیچ های مجردم نگذشته بود که آن را با یاران قدیمی ام فرهاد و شاعر دمخور کردم و سپس هیچ را به درون قفس آوردم.
مثل همیشه عالی!همینطور اسمی که انتخاب کردین برای خودتون و این لینک و حرف های آقای تناولی. نگاه دیگر به این کلمه و بار معنایی کلمات...
مثل همیشه عالی!همینطور اسمی که انتخاب کردین برای خودتون و این لینک و حرف های آقای تناولی. نگاه دیگر به این کلمه و بار معنایی کلمات...
خواهش می کنم روژین عزیز! در حقیقت انتخاب این اسم از طرف من چندان هم با هدف خاصی نبوده! شاید در ناخودآگاه ذهنم چیزی وادارم کرد این اسم رو انتخاب کنم ، ولی به هر حال من اونقدر دانش روانکاوی و روانشناسی ندارم که راجع به این موضوع نظر بدم.
نه من برای هیچ چیز افسوس نمی خورم
نه، من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
نه! برای چیزهای خوب سرنوشتام و نه چیزهای بدش
برایام همه علیالسویه است
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! من برای هیچ چیز افسوس نمی خورم
بهای همهچیز پرداخته شده، گذشته و فراموش شده است
کاری به کار گذشتهها ندارم!
با سوغاتیهایام
آتش میزنم
غمهایام را، شادیهایام را
دیگر احتیاجشان ندارم!
عشقهایام رفتهاند
با لرزش هایشان
برای همیشه رفتهاند
از صفر شروع میکنم
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! برای چیزهای خوب سرنوشتام و نه چیزهای بدش
برایام همه علیالسویه است
برای هیچ چیز و هیچچیز، نه، من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
نه! برای چیزهای خوب سرنوشتام و نه چیزهای بدش
برایام همه علیالسویه است
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
چرا که زندگیام، چرا که خوشیهایام
امروز با تو شروع میشود!
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! برای چیزهای خوب سرنوشتام و نه چیزهای بدش
برایام همه علیالسویه است
برای هیچ چیز و هیچچیز، نه، من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
- تا کنون 22 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )
مساله دیگری که دلبستگی مرا به این هیچ افزون کرد، اندام زیبا و متناسب آن بود. این اندام مثل اندام آدمی نرم و انعطاف پذیر بود و به آسانی در وضعیت های مختلف قرار می گرفت، به راحتی بر صندلی می نشست و یا بر میز تکیه می داد. اما از همه مهم تر سر آن بود که با "ه" دو چشم آغاز می شد. در نظر من چنان ترکیبی زیاد هم تصادفی نبود. به نظرم می آمد که بشری که این کلمه را ساخته، به قدرت فیزیکی آن آگاهی داشته است.
چنین بود که هیچ های زیادی ساختم. هنوز مدت زمانی از پیدایش هیچ های مجردم نگذشته بود که آن را با یاران قدیمی ام فرهاد و شاعر دمخور کردم و سپس هیچ را به درون قفس آوردم.
مثل همیشه عالی!همینطور اسمی که انتخاب کردین برای خودتون و این لینک و حرف های آقای تناولی. نگاه دیگر به این کلمه و بار معنایی کلمات...
این کامنت توسط agriphont در ۰۸ مهر ویرایش شد
اينم آخرين بيت شعر هيچ. تقديم به هيچ عزيز
ای هستی تو ننگ عدم تا به کجا هیچ "
نه، من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
نه! برای چیزهای خوب سرنوشتام و نه چیزهای بدش
برایام همه علیالسویه است
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! من برای هیچ چیز افسوس نمی خورم
بهای همهچیز پرداخته شده، گذشته و فراموش شده است
کاری به کار گذشتهها ندارم!
با سوغاتیهایام
آتش میزنم
غمهایام را، شادیهایام را
دیگر احتیاجشان ندارم!
عشقهایام رفتهاند
با لرزش هایشان
برای همیشه رفتهاند
از صفر شروع میکنم
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! برای چیزهای خوب سرنوشتام و نه چیزهای بدش
برایام همه علیالسویه است
برای هیچ چیز و هیچچیز، نه، من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
نه! برای چیزهای خوب سرنوشتام و نه چیزهای بدش
برایام همه علیالسویه است
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
چرا که زندگیام، چرا که خوشیهایام
امروز با تو شروع میشود!
نه! برای هیچ چیز و هیچ چیز
نه! برای چیزهای خوب سرنوشتام و نه چیزهای بدش
برایام همه علیالسویه است
برای هیچ چیز و هیچچیز، نه، من برای هیچ چیز افسوس نمیخورم
مرسی پرزرین جان! این شعر و آهنگش همیشه عالی ست...