تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 164941
بازدید دیروز : 195503
کل بازدیدها : 84364956
کاربران آنلاین : 7 نفر
مهمانان آنلاین : 185 نفر
کل کاربران : 29354 نفر
جدیدترین کاربر : roaroa
انجام شد
16
فارسی نوشته | فرهنگی | hamdami.com | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
ملت اسرائیل و یهودیان جهان، در هر نقطه ای که هستند امشب (دوشنبه 29 سپتامبر 2008) و فردا شب (سه شنبه) فرا رسیدن نوروز یهودیان و سال نو عبری را جشن می گیرند و با شادمانی و سرور، از سال نو (روش هشانا) استقبال می کنند. در اسرائیل و در جوامع یهودی سراسر دنیا امشب خانواده ها دور یکدیگر گرد آمده و مراسم زیبای عید را با مسرت و نشاط برگزار می کنند و میوه های فصل را برکت می دهند. یهودیان در آئین باستانی روش هشانا، از جمله سیب و عسل می خورند و آرزو می کنند که در سال نو، کام آنان همیشه شیرین و قلبشان شاد باشد. روش هشانا – نوروز یهودیان، از کتاب مقدس تورات سرچشمه می گیرد. در باب بیست و نهم کتاب لاویان (صحیفه سوم تورات) چنین آمده است: ".... و در ماه هفتم، روز اول ماه را برای شما مقدس داشتم. در این روز به هیچ کاری نپردازید و در کرناها بدمید". و منظور از ماه هفتم، شش ماه پس از عید پسح، عید آزادی یهودیان از بندگی مصر است که با اولین ماه بهار مصادف می شود. بنابراین می توان گفت که یهودیان دو نوروز دارند که یکی در اوائل بهار و دیگری در اوائل پائیز برگزار می شود. عید اول یادگار خروج یهودیان از سرزمین بندگی مصر است. ولی از هنگامی که آنها دوباره در سرزمین پدری خویش استقرار یافتند و از نو به کشاورزی و دام پروری پرداختند، آغاز سال نو ...
Jerusalem  Jerusalem | ارتقاء : حدود 3 سال و 7 ماه قبل | ارسال : حدود 3 سال و 7 ماه قبل
برچسبهای لینک : ראש השנה  روش هشانا  
  • -2
zoolfaghar zoolfaghar حدود 3 سال و 7 ماه قبل گفت :
مرگ بر اسرائیل و اسرائیلی نشین
  • 0
zoolfaghar zoolfaghar حدود 3 سال و 7 ماه قبل گفت :
به هر عمل ناشايست و خطرناكى دست مى‏زنند بنا بر اين نبايد تعجب كنيم وقتى بشنويم كه يهود داراى دو عيد مقدّس است كه اين عيدها بدون تناول خون تمام نمى‏شود:

اول ـ عيد يوريم در مارس Purim
دوم ـ عيد فصح در آپريل(1)Passover هر ساله افراد زيادى قربانى اين دو عيد (مقدّس) مى‏شوند براى نمونه به اين رويداد توجّه فرمائيد:
بطورى كه همه روزنامه‏ها نوشتند: روز چهار شنبه سال1840م، كشيش ايتاليائى آقاى اپ، فرانسوا، انطون توما به اتفاق خدمتكار خود ابراهيم از خانه بيرون آمده و ناپديد مى‏شوند.
پس از تحقيق و جستجوى بسيارى كه از طرف ملّت و دولت شروع شد معلوم مى‏شود كه كشيش بيچاره بدست يهود به قتل رسيده است.
سليمان سرتراش كه يكى از متّهمين بود، در اعترافات خويش چنين اظهار داشت: نيم ساعت از مغرب گذشته بود كه خدمتكار داود هرارى وارد شده و درخواست كرد كه فورا خود را به خانه داود برسانم، من هم فورا خود را به منزل او رساندم، در آنجا هارون هرارى، اسحاق هرارى، يوسف هرارى، يوسف لينيوده، خاخام موسى ابوالعافيه، خاخام موسى بخوريودامسلونكى و داود هرارى (صاحب خانه) را ديدم كه جمع بودند من به مجرد آن كه وارد منزل شدم و كشيش (توما) را دست و پا بسته ديدم، فهميدم براى چه مرا احضار كردند.

خلاصه، پس از آن كه من وارد شدم، درهاى منزل بسته و طشت بزرگى حاضر نمودند و از من خواهش كردند كه او را بكشم، ولى من امتناع كردم.

داود گفت: پس تو و بقيّه، سرش را بر طشت نگه داريد، تا ما كارش را يكسره كنيم.

در اين وقت كشيش را پيش آورده، محكم بر زمينش زده و بى‏آنكه قطره‏اى از خونش بر زمين بچكد سرش را از بدن جدا كردند.

بعدا جسد بى‏جان او را به انبار برده و با هيزم آتش زديم.

سپس جسد او را قطعه قطعه كرديم و در كيسه‏هاى بزرگى جاى داده و در صرّافى واقع در اوّل خيابان يهود دفن نموديم.

مأموريتمان كه تمام شد، به ابراهيم خادم كشيش وعده دادند كه اگر اين سرّ را براى كسى فاش نكند، او را از مال خود داماد خواهند كرد.

بازپرس سؤال كرد:

ـ استخوانهايش را چه كرديد؟

ـ با دسته هاونگ! خورد كرديم!
  • +1
zoolfaghar zoolfaghar حدود 3 سال و 7 ماه قبل گفت :
سرش را چه كرديد؟

ـ با دسته هاونگ! خورد كرديم!

ـ روده‏هايش را چه كرديد؟

ـ آنها را قطعه، قطعه كرده و در يكى از صرّافيهاى نزديك دفن نموديم!

آنگاه بازپرس رو به اسحاق هرارى كرده و سؤال نمود:

ـ آيا به اعترافات (سليمان) اعتراض داريد؟

ـ آنچه (سليمان) مى‏گويد صحيح است، ولى شما نمى‏توانيد اين عمل را جرم حساب كنيد، زيرا يكى از مراسم مذهبى ما در اين عيد استفاده از خون انسان است.

ـ خونهاى كشيش را چه كرديد؟

ـ در شيشه كرده به خاخام موسى ابوالعافيه داديم.

ـ شيشه سفيد بود يا سياه؟

ـ سفيد بود.

ـ چه كسى شيشه را به خاخام تسليم كرد؟

ـ خاخام موسى سلونكى.

ـ در مراسم مذهبى شما، درچه چيزى از خون استفاده مى‏شود؟

ـ در (خمير نان عيد).

ـ آيا همه يهود بايد از اين نان استفاده كنند؟

ـ نه، ولى چنين نانى حتما بايد نزد خاخام بزرگ موجود باشد(2).

باز در همين كتاب مى‏نويسد:(3) در سال1823 روز عيد فصح در شهر Valisob واقع در شوروى سابق كودك دوساله‏اى ناپديد گشت و پس از يك هفته جستجو جسد بيجان او را در يكى از لجن‏زارهاى خارج شهر پيدا نمودند و با آن كه آثار فرو بردن ميخ و سوزن، بر آن نمايان بود، ولى قطره‏اى خون بر لباسهايش وجود نداشت و چنانچه بعدا معلوم شد، جسد را بعد از قتل شسته بودند.

خانمى كه تازه يهودى شده و در اين قصّه متّهم بود در اعترافات خود چنين گفته:

ما از طرف يهود مأمور شديم كه اين كودك مسيحى را ربوده و در ساعت معينى در منزل يكى از آنها حاضر كنيم.

هنگامى كه ما با اين كودك وارد منزل شديم ديديم همه دور ميزى نشسته و منتظر ما هستند.

طفل را روى ميز گذاشته و با قدرى شكلات و بيسكويت و شيرينى سر او را گرم كرده، كودك بيچاره همين كه مشغول خوردن شد يكى از آنها ميخ تيز و درازى را در رانش فرو برد.

صداى دلخراش كودك بلند شد هراسان به يكى از آنها پناه برد، او هم نامردى نكرد و با سوزن درازى كه در دست داشت كمرش را مجروح كرد، طفل باز فريادى زد و به سوّمى پناه برد او هم سينه‏اش را سوراخ نمود و خلاصه آن قدر ميخ و سوزن به تنش فرو كردند كه همانجا جان سپرد.

سپس خونهايش را در شيشه كرده و به خاخام بزرگ تسليم كردند.
  • +1
zoolfaghar zoolfaghar حدود 3 سال و 7 ماه قبل گفت :
در كتاب (من اثر النكبة تأليف نمرالخطيب) مى‏نويسد:(4) در يكى از روزهاى گرم تابستان، يهود به يكى از خانه‏هاى مسلمانان فلسطينى حمله كرده دختر بزرگ آن خانواده چنين مى‏گويد: وقتى سربازان يهودى وارد منزل ما شدند چنان وحشت زده شده بودم كه مى‏خواستم هلاك شوم، خواهر كوچكم به گوشه‏اى فرار كرد، پدر و مادرم فرياد مى‏زدند و كسى نبود به ما كمك كند.

مردان وحشى و حيوان صفت و قسىّ‏القلب يهود، مادرم را گرفته در موضع مخصوصش چند گلوله شليك كرده! بعدا پدرم را با لگد و مشت و ته تفنگ كشته و ما را دست و پا بسته كشان كشان از خانه بيرون آوردند.

او مى‏افزايد: من نمى‏دانم بر سر خواهرم چه آمد، من را با يك عدّه مردان خشن يهودى به پشت كاميون سوار كرده و به جانب مجهولى روانه شديم.

در ميان راه خواستند با من عمل منافى عفت انجام دهند مقاومت كردم ولى مرا بيهوش كرده و وقتى به هوش آمدم فهميدم كه ديگر آبرويم رفته است.

هم‏اكنون مرا به عنوان هم‏خواب در يكى از هتلها، استخدام كرده‏اند!

خدا شاهد است، اين قصّه كوچك، آن قدر مرا تحت تأثير قرار داد كه وقتى آن را خواندم اشك از ديده‏هايم جارى گشت و چنان شد كه هر وقت آن را به نظر مى‏آورم، اشكم جارى مى‏گردد، به طورى كه وقتى خواستم آن را براى يكى از دوستان نقل كنم، بغض آن چنان گلويم را فشرد كه از شنونده معذرت خواستم و گفتم: من آن قدر شجاع نيستم كه بتوانم اين قصّه را به آخر برسانم!

و حتّى همين الآن كه مشغول نوشتن اين كلمات مى‏باشم اشك در چشمانم حلقه زده است.

اى واى كار مسلمانان به كجا رسيده كه يهود دختر و ناموس آنها را برباد دهند؟!

مسلّما، مسلمانان مرگ را هزار مرتبه بر اين فاجعه ترجيح مى‏دهند... در روزى كه قشون (معاويه) به شهر (انبار) حمله كردند، زينت زنان مسلمان و ذمّى را ربودند، أميرالمؤمنين(ع) بالاى منبر رفته مى‏فرمايد: بخدا قسم اگر كسى در شنيدن اين فاجعه بميرد، من ملامتش نخواهم كرد.

من نمى‏دانم اگر حضرت على(ع) امروز مى‏بودند و از اين قصّه باخبر مى‏شدند چه مى‏گفتند و چه مى‏كردند.
  • +1
budbud budbud حدود 3 سال و 7 ماه قبل گفت :
مرگ بر اسرائیل و اسرائیلی نشین

خجالت بکش . مگر بدبخت چی نوشته!
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید