عینک ته استکانی اش را جا به جا کرد و گفت:
آقا هزار تومان گوشت بده!
قصاب که لاشه گوسفند را برانداز می کرد، گفت:
مادر جان گوشت کیلویی هشت هزار و پانصد تومان است. هزار تومان که چیزی نمی شود.
پیرزن در حالی که با دستان چروکیده هزار تومانی تا شده را از زیر چادر سیاهش بیرون می آورد ، جواب داد:
همان یک کم را بده.
melody | ارتقاء : حدود 2 ماه قبل | ارسال : حدود 2 ماه قبل
- تا کنون 15 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )