تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
  • تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند )
  • این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
  • RSS نظرات این لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 74005
بازدید دیروز : 86719
کل بازدیدها : 22307708
کاربران آنلاین : 13 نفر
مهمانان آنلاین : 52 نفر
کل کاربران : 17817 نفر
جدیدترین کاربر : amirlotfi
انجام شد
17
فارسی نوشته | 120 بازدید | سرگرمی | 666guy.wordpress.com | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
یه روز یه پیرزن بیوه‌ی 70 ساله تصمیم میگیره که دوباره ازدواج کنه، واسه همین یه آگهی ازدواج می‌زنه توی روزنامه و توش مینویسه که: "به یک شوهر با ویژگیهای زیر نیازمندیم: هم سن و سال خودم باشه، کتکم نزنه، زیاد دور و برِ من چرخ نزنه، و این که بتونه توی سکس من رو ارضا کنه!" 2 روز بعد صدای زنگ در خونه‌ی پیرزنه بلند میشه، پیرزن میره و در رو باز میکنه و پشت در، یه مرد با موهای خاکستری رو میبینه که رو ویلچر نشسته و دست و پا نداره! پیرزن می‌پرسه: "واسه آگهی من تشریف آوردید؟ واقعآ از من انتظار ندارید که قبولتون کنم، دارید؟" پیرمرد میگه: "آره واسه آگهی اومدم" پیرزن یا پوزخند جواب میده: "خودت رو نگاه کن، تو پا نداری!" پیرمرد جواب میده: "بنابراین نمی‌تونم دور و برت چرخ بزنم!" پیرزن میگه: "تو دست هم نداری!" پیرمرد دوباره لبخند میزنه و میگه: "بنابراین هیچ وقت نمی تونم کتکت بزنم!" پیرزن ابرویی بالا میندازه و میگه: "ببینم می‌تونی من رو ارضا کنی؟" پیرمرد پشت میزنه به ویلچر و یه لبخند بزرگ میاد روی لباش و میگه: "من زنگ در خونه‌ات رو زدم، نزدم؟!" تاریخ عروسی: شنبه‌ی هفته‌ی آینده...!
amirapt  amirapt | ارتقاء : حدود 1 سال و 5 ماه قبل | ارسال : حدود 1 سال و 5 ماه قبل
برچسبهای لینک : پیرمرد  پیرزن  ازدواج  آگهی ازدواج  
  • +1
feyziyeh feyziyeh حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
جالب بود
  • +2
amirapt amirapt حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
ارادت فراوان فیضیه جان
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید