آه خدايت بيامرزد تو را دكتر شريعتي ! كه جان ها را به هيجان آوردي و چه تصوير
زيبائي از اسلام به ما دادي . تو گفتي كه پامبر اسلام همچون همه ي پيامبران
سلسله ي ابراهيمي چوپان بود و نه چون بودا شاهزاده يا چون زرتشت همنشين
پادشاه ، گفتي پيامبر مثل همه ي مردم عادي لباس مي پوشيد و وقتي عرب
جاهلي براي ايمان آوردن از باديه اي به مسجد پيامبر مي آمد ، مي پرسيد كدامتان
محمد ( ص ) هستيد ؟ و سوار بر الاغ برهنه مي شد و كسي راهم پشت سر خود
سوار مي كرد ، گفتي كسي از او نمي ترسيد و زماني زني در مقابل او لكنت زبان
گرفت ، گفت از كه مي ترسي ؟ من فرزند همان زني هستم كه با دست هاي خود
شير مي دوشيد . و گفتي نزديكي هاي مرگ با تن تبدار ، همه را صدا كرد تا در
مسجد جمع شوند ، سپس گفت آيا كسي حقي بر گردن من دارد تا ادا كنم ، مردي
گفت آري ، روزي سواره همراه تو بودم و خواستي شلاغي بر مركب خود بزني اما بر
پشت من فرود آمد و اينك مي خواهم قصاص كنم . گفت بيا قصاص كن . مرد شلاق
به دست نزديك آمد و گفت آن روز پشت من برهنه بود ، سكوتي سنگين بر مردم
حاضر در مسجد حاكم شد، پيامبر جامه ي خود را بالا كشيد و گفت بزن ! و آن مرد
خم شد و پشت پيامبر را بوسيد . تو به ما گفتي علي روي خاك نشسته بود و هم از
اين رو پيامبر به او گفت ابوتراب . تو گفتي علي ...
taofighi | ارتقاء : حدود 9 ماه قبل | ارسال : حدود 9 ماه قبل
- تا کنون 9 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )
هوس کردم برم دوباره بخونمشون