تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 150455
بازدید دیروز : 212321
کل بازدیدها : 73633887
کاربران آنلاین : 12 نفر
مهمانان آنلاین : 2 نفر
کل کاربران : 28999 نفر
جدیدترین کاربر : javani12
انجام شد
11
آگنس ازدواج کرد و صاحب 13 تا بچه شد… وقتی که شوهرش فوت کرد، آگنس دوباره ازدواج کرد و صاحب 7 تا بچه‌ی دیگه شد… اما دوباره شوهرش فوت کرد… ولی آگنس دوباره ازدواج کرد و این بار صاحب 5 تا بچه‌ی دیگه شد… افسوس و صد افسوس… آگنس، این شیرزن پر کار… سرانجام دار فانی را وداع گفت… بر بالای سر تابوت، کشیش برای آگنس طلب مغفرت و مرحمت کرد و گفت: “خداوندا… آن‌ دو سرانجام به هم رسیدند…” در همین حال یکی از حاضرین در مراسم خاکسپاری به سمت بغل دستیش خم می‌شه و آروم ازش می‌پرسه: “فکر می‌کنی منظور کشیش، شوهر اولش باشه؟ یا شوهر دومش؟ یا شوهر سومش؟” بغل دستی جواب می‌ده: “فکر کنم منظورش پاهاش باشه!”
amirapt  amirapt | ارتقاء : حدود 3 سال و 3 ماه قبل | ارسال : حدود 3 سال و 3 ماه قبل
  • +1
tirtekene tirtekene حدود 3 سال و 3 ماه قبل گفت :
خيلي قشنگ بود آقا! دمت گرم!
  • +1
hich hich حدود 3 سال و 3 ماه قبل گفت :
بیشتر اسم " جوک بلند" مناسب اینه تا "داستان کوتاه"
  • +1
amirapt amirapt حدود 3 سال و 3 ماه قبل گفت :
حالا چی کار کنم؟ اسمش رو بذارم جوک بلند؟
آقا دیگه از اول همین اسم رو برای اینجور داستان‌ها انتخاب کردم...
شما امر کنی عوض می‌کنم...
  • +1
hich hich حدود 3 سال و 3 ماه قبل گفت :
نه بابا! اینو محض خنده گفتم!
  • +1
tirtekene tirtekene حدود 3 سال و 3 ماه قبل گفت :
حالا چی کار کنم؟ اسمش رو بذارم جوک بلند؟
آقا دیگه از اول همین اسم رو برای اینجور داستان‌ها انتخاب کردم...
شما امر کنی عوض می‌کنم...


البته مهم پاها بود كه به هم رسيدند!
  • +1
bozdelmirza bozdelmirza حدود 3 سال و 3 ماه قبل گفت :
بسیار نشاط رفت!
  • +1
hich hich حدود 3 سال و 3 ماه قبل گفت :
بسیار نشاط رفت!
بر ما هم همچنین!
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید