تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
  • تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند )
  • این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
  • RSS نظرات این لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 83565
بازدید دیروز : 75953
کل بازدیدها : 22057579
کاربران آنلاین : 7 نفر
مهمانان آنلاین : 31 نفر
کل کاربران : 17723 نفر
جدیدترین کاربر : alimohamd
انجام شد
11
فارسی نوشته | 87 بازدید | سرگرمی | 666guy.wordpress.com | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
آگنس ازدواج کرد و صاحب 13 تا بچه شد… وقتی که شوهرش فوت کرد، آگنس دوباره ازدواج کرد و صاحب 7 تا بچه‌ی دیگه شد… اما دوباره شوهرش فوت کرد… ولی آگنس دوباره ازدواج کرد و این بار صاحب 5 تا بچه‌ی دیگه شد… افسوس و صد افسوس… آگنس، این شیرزن پر کار… سرانجام دار فانی را وداع گفت… بر بالای سر تابوت، کشیش برای آگنس طلب مغفرت و مرحمت کرد و گفت: “خداوندا… آن‌ دو سرانجام به هم رسیدند…” در همین حال یکی از حاضرین در مراسم خاکسپاری به سمت بغل دستیش خم می‌شه و آروم ازش می‌پرسه: “فکر می‌کنی منظور کشیش، شوهر اولش باشه؟ یا شوهر دومش؟ یا شوهر سومش؟” بغل دستی جواب می‌ده: “فکر کنم منظورش پاهاش باشه!”
amirapt  amirapt | ارتقاء : حدود 1 سال و 4 ماه قبل | ارسال : حدود 1 سال و 4 ماه قبل
  • +1
hich hich حدود 1 سال و 4 ماه قبل گفت :
بیشتر اسم " جوک بلند" مناسب اینه تا "داستان کوتاه"
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید