تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
  • تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند )
  • این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
  • RSS نظرات این لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 24595
بازدید دیروز : 99981
کل بازدیدها : 22433902
کاربران آنلاین : 24 نفر
مهمانان آنلاین : 54 نفر
کل کاربران : 17860 نفر
جدیدترین کاربر : zabzdelavar
انجام شد
11
فارسی نوشته | 88 بازدید | سرگرمی | 666guy.wordpress.com | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
آگنس ازدواج کرد و صاحب 13 تا بچه شد… وقتی که شوهرش فوت کرد، آگنس دوباره ازدواج کرد و صاحب 7 تا بچه‌ی دیگه شد… اما دوباره شوهرش فوت کرد… ولی آگنس دوباره ازدواج کرد و این بار صاحب 5 تا بچه‌ی دیگه شد… افسوس و صد افسوس… آگنس، این شیرزن پر کار… سرانجام دار فانی را وداع گفت… بر بالای سر تابوت، کشیش برای آگنس طلب مغفرت و مرحمت کرد و گفت: “خداوندا… آن‌ دو سرانجام به هم رسیدند…” در همین حال یکی از حاضرین در مراسم خاکسپاری به سمت بغل دستیش خم می‌شه و آروم ازش می‌پرسه: “فکر می‌کنی منظور کشیش، شوهر اولش باشه؟ یا شوهر دومش؟ یا شوهر سومش؟” بغل دستی جواب می‌ده: “فکر کنم منظورش پاهاش باشه!”
amirapt  amirapt | ارتقاء : حدود 1 سال و 5 ماه قبل | ارسال : حدود 1 سال و 5 ماه قبل
  • +1
amirapt amirapt حدود 1 سال و 5 ماه قبل گفت :
حالا چی کار کنم؟ اسمش رو بذارم جوک بلند؟
آقا دیگه از اول همین اسم رو برای اینجور داستان‌ها انتخاب کردم...
شما امر کنی عوض می‌کنم...
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید