تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 179209
بازدید دیروز : 195503
کل بازدیدها : 84372090
کاربران آنلاین : 3 نفر
مهمانان آنلاین : 154 نفر
کل کاربران : 29354 نفر
جدیدترین کاربر : roaroa
انجام شد
12
بسیاری از منتقدان لیبرالیسم، این مکتب را از آن حیث که مبتنی بر «فردگرایی۱» است، در خور نقد یافته‌اند. از منظر این منتقدان، «فردگرایی» از حیث اخلاقی دست کم دو اشکال مهم دارد: اوّل آن‌که فردگرایی با روحیه دگردوستی۲ و ایثار قابل جمع نیست. یعنی فرد لیبرال، از آن حیث که فردگراست، «خویشتن‌مدار» و «خودخواه» است. دوّم آن‌که فردگرایی نهایتاً به نادیده گرفتن «حقوق جمعی۳» می‌انجامد. یعنی در چهارچوب مفروضات دیدگاه لیبرال، صرفاً «حقوق فردی» به رسمیت شناخته می‌شود و مفهوم «حقوق جمعی» معنای روشن و قابل دفاعی نمی‌یابد. هدف من در این نوشتار آن است که نشان دهم: اوّلاً لیبرالیسم لزوماً به «خویشتن‌مداری اخلاقی۴» نمی‌انجامد؛ و ثانیاً می‌توان درکی از «حقوق جمعی» داشت که با مفروضات اساسی لیبرالیسم سازگار باشد. در این نوشتار مقصود من از «لیبرالیسم» بیش و پیش از هر چیز، دیدگاهی است که مطابق آن نقش اصلی دولت عبارت است از تأمین و تضمین حقوق اساسی سیاسی و مدنی آحاد جامعه. این حقوق اساسی از مقوله حقوق فردی تلقی می‌شود؛ و پاره‌ای از مهم‌ترین مصادیق آن عبارت است از حق آزادی بیان، حق آزادی عقیده و مذهب، حق آزادی اجتماعات، حق مشارکت سیاسی مؤثر، حق دادرسی عادلانه، و نیز حق برابری فرصت‌ها. / . . .
Mahi_siah  Mahi_siah | ارسال شده حدود 4 سال و 3 ماه قبل
نظری برای این لینک ثبت نشده
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید