تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 187673
بازدید دیروز : 195503
کل بازدیدها : 84376322
کاربران آنلاین : 0 نفر
مهمانان آنلاین : 139 نفر
کل کاربران : 29354 نفر
جدیدترین کاربر : roaroa
انجام شد
23
فارسی نوشته | علم و تکنولوژی | guardian.co.uk | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
پرفسور استفان هاوکینگ ، بزرگترین فیزیک دان معاصر دنیا می گوید: اعتقاد به بهشت یا زندگی پس از مرگ یک داستان خیالی است برای کسانی که از مرگ وحشت دارند. / بزرگترین دانشمند زنده بریتانیا ، با رد قاطع ادیان اعتقادات خود را در رابطه با مرگ، اهداف انسانی و شانس بشریت برای ادامه حیات را تشریح کرده است /استيون هاوکينگ، فيزيکدان و فضا شناس سرشناس بريتانيايی در يک مصاحبه اختصاصی با روزنامه گاردين ديدگاههای خود را در مورد مرگ، دلايل وجود انسان و تصادفی بودن موجوديت هستی و بشر را تشريح کرده است./استيون هاوکينگ، می گويد اعتقاد به وجود بهشت و يا نوعی از حيات پس از مرگ در حقيقت « افسانه ای » است برای مردمانی که از مرگ می هراسند. او با صراحت می گويد که پس از آخرين فعاليت مغز انسان ديگر حياتی برای وی وجود ندارد. اعلام اين نظر نشانی از مخالفت صريح وی با توجيحات دينی در اين زمينه است./در مصاحبه با روزنامه گاردين و در پاسخ به سئوال « رسالت انسان چيست و آدمی چگونه بايد زندگی کند؟» استيون هاوکينگ می گويد:« ما بايد به دنبال آن باشيم که از اعمال خود بزرگترين ارزشها را بيافرينيم.» به عنوان مثال او به موارد مهمی از دستاوردهای علمی مثل دوگانگی «دی ان ای» (DNA) و يا معادلات پايه ای علم فيزيک اشاره کرده و چنين پيشرفت هايی را رسالت و ...
democracyy  democracyy | ارتقاء : حدود 1 سال و 1 ماه قبل | ارسال : حدود 1 سال و 1 ماه قبل
برچسبهای لینک : هاوکینگ  آخرت  مرگ  انسان  
  • +3
kazemita kazemita حدود 1 سال و 1 ماه قبل گفت :
من هم كتاب قبلی و هم كتاب جدیدش را خوانده ام. اول بگم كه این برادر كتاباشو بسیار عامه فهم می نویسه و فكر نكنین قراره با مقاله های فیزك اتمی -در حد نوبل- روبرو بشین. داستانش به طور خلاصه این طوریه كه قدیما دانشمندان یكتاپرست علم فیزیك نقظه صفر آفرینش رو نقطه تكین می دانستند. یعنی مثلا معادلات نسبیت عام انیشتین در لحظه انفجار بزرگ تعریف نشده بود. از نظر اونها در اون زمان جز خالق گیتی كسی نمی توانسته شرایط اولیه اش را تعیین كند. و البته او شرایط اولیه ای را به گونه ای برگزیده كه منتج به تشكیل حیات در سیاره ای در منظومه شمسی در كهكشان راه شیری شود. با پیشرفت علم, فیزیكدانان دریافتند كه نقطه صفر آفرینش را با تغییر فرمولها و مدلهای فیزیكی می توان بدون تكینگی در نظر گرفت و این از نظر آنها این یعنی دیگر چه نیاز به خالق است؟
برای آدمی كه خدا را تنها -احتمالا- در لحظه اول آفرینش دخیل در امور می داند این استدلال دقیقا به معنای ناك اوت است. كما اینكه خود هاوكینگ هم اگر سخنرانی هایش را در طی این چند دهه ببینید لحن كلامش عوض شده است. ولی مساله این است كه آیا همه آدمها خالق گیتی را این جوری می بینند؟ مثلا كسی كه می گوید به ‌حول و قوه خداوند بر می خیزم و می نشینم (در هر لحظه) و جان من در دست اوست (در هر لحظه) این استدلال از بین برنده ایمان او نخواهد بود.
این دو گروه یعنی متدیننین و فیزیكدانان فیلسوف گرا حرف همدیگر را نمی فهمند. گرچه كمتر كسی است كه یافته های خود خالص فیزیك را رد كند. ولی وقتی كه فیزیكدانی -بر اساس قواعد فیزیك- سعی كند فلسفی حرف بزند بعضی ها ممكن است بگویند خارج از حوزه اش اظهار نظر كرده است.
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید