جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 193509 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84379240 کاربران آنلاین : 1 نفر مهمانان آنلاین : 138 نفر کل کاربران : 29354 نفر جدیدترین کاربر : roaroa انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 193509 بازدید دیروز : 195503 کل بازدیدها : 84379240 کاربران آنلاین : 1 نفر مهمانان آنلاین : 138 نفر کل کاربران : 29354 نفر جدیدترین کاربر : roaroa انجام شد
|
![]()
|
کینه تا کجا؟ بعد از 50 سال؟
دکتر علینقی عالیخانی ـ وزیر اقتصاد سالهای 1348 ـ 1341 ـ در خاطراتش نقل میکند که در اولین جلسه هیأت دولت در پایان اظهاراتش پیشنهاد کرده «لازم است خسارات وارده را به تمام کسانی که آسیب دیدهاند جبران کنیم». چون پیشنهاد او با استقبال برخی دیگر از وزرا همراه شد، اسدالله علم نخستوزیر دستور داد: «خودتان بنشینید و کمیسیون تشکیل بدهید و ببینید به چه شکلی میشود یک راهحلی برای [کمک به] کسانی که خسارت دیدهاند پیدا کرد».
در سند نخست با امضای دکتر کشفیان، وزیر مشاور، طی گزارشی مختصر از سوابق رسیدگی به این موضوع، درخواست احمد واحدی طرح گردیده و از امور مالی نخستوزیری، تقاضای رسیدگی شده است. در مقدمه سند مذکور آمده است: «پس از واقعه 15 خرداد 1342 بر اثر تصمیمی که در جلسهای با حضور جاب آقای علم نخستوزیر وقت و وزراء کشور و دادگستری گرفته شده بود، کمیسیونی تحت نظر وزرای کشور، دادگستری و اقتصاد در فرمانداری تهران تشکیل گردید که به وضع خسارتدیدگان و مصدومین و بازماندگان مقتولین واقعه مذکور رسیدگی نموده و پیشنهاد کمک لازم نسبت به هر مورد «نمایه» در ادامه این سند با اشاره به روش کار کمیسیون آمده است که با توزیع پرسشنامههایی بین آسیبدیدگان «لیستی حاوی نام اشخاص و میزان کمک لازم به آنها با امضاء وزرا کشور و دادگستری و اقتصاد» تهیه گردید و توسط وزارت کشور به نخستوزیری ارسال شد که که در پی آن دستور پرداخت مبالغ پیشنهادی از «محل اعتباری» داده شد.
عالیخانی حتی از تأمین هزینههای تحصیل در دانشگاه خانوادههای مذکور سخن گفته و یادآوری کرده است که: «به یاد دارم تا شب انقلاب 57 هنوز کسانی بودند که از بودجه نخستوزیری از این بابت پول میگرفتند.»
کینه تا کجا؟ بعد از 50 سال؟
بله کینه. اصلن بگو 1000 سال. بلاهت حدی داره. یارو جهوده باید به قرآن قسم میخورده قانون رو درست کردن، به مردم احترام گذاشتن انگار شرت مسلمونها و مراجع تقلید رو پاره کردن.
خنده داری ماجرای ماها همینهاست. به زنان ما حق انتخاب دادن، قاضی شدن و وکیل و وزیر، اجبار پوشش اسلامی رو برداشتن همینها اومدن انقلاب کردن که نخیر ما نمیخوایم.
سالها بعد این هارو برای کسی تعریف کنی فکر میکنه داری جوک میگی. باور این همه حماقت در دنیای واقعی خیلی سخته. میفهمی؟؟؟ خیلی سخته!!!
جبهه ملی هم در این سالها رو به قدرت ایستاد و پشت به مردم کرد. یک روز از قانون اساسی دفاع کرد و یک روز از قانون الهی. به طوری که هیچوقت نفهمیدیم برنامه این حزب چه بوده است و برای کدام طبقه فعالیت میکرده است.
ما زنان مانند طبقه زحمتکش بهرهده بودهایم و این واقعیتی است. ما زنان همانند بردگان موجوداتی از خود بیگانه و بیاختیار بودهایم.
----------------------------------------------------
هما ناطق 24 سال بعد:
گه زدم. و به قول صادق هدایت اکنون آن گه را «قاشق قاشق» میخورم :
خانم هما ناطق، استاد و پژوهشگر برجسته ایرانی در ششم اسفندماه ۱۳۸۱ در مطلبی که در کیهان لندن، هفتم اسفندماه همان سال به چاپ رسید در مورد روشنفکرانی که هنوز از انقلاب و شرکت خود در آن دفاع میکنند نوشت:
«روشنفکرانی که پس از ۲۳ سال، هنوز برای آن انقلاب «شکوهمند» آن راهپیماییها و آن عربدهکشیها سینه میزنند و خوشاند به اینکه، تاجداران را برافکندیم و دستاربندان را بر جایشان نشاندیم. چه خوش گفت شادروان غلامحسین صادقی که از برکت آن انقلاب «عقل مردم مدور و ایران برکهای گشت و کرمپرور شد.»
وی آنگاه از خود برای شرکت در انقلاب ۵۷ انتقاد کرده و چنین مینویسد: «پرونده بنده چه بسا نابخشودنیتر از دیگران باشد. چرا که در انقلاب، هم مدرس بودم و هم محقق! بدا که شور چنان ورم داشت که اندوختهها و دانستهها را به زبالهدانی ریختم و در هماهنگی با جهل جماعت به خیابانها سرازیر شدم. ادیبانهتر بگویم: گه زدم. و به قول صادق هدایت اکنون آن گه را «قاشق قاشق» میخورم و پشیمان از خیانت به ایران، گوشهای خزیدهام تا چه پیش آید.»
وی در پایان افزود: «قرنها پیش از این «طالب آملی» گفته بود: پای ما کج، راهبر کج، قصد کج، گفتار کج.»
رژیم ستم شاهی 32 نفر را در این قیام به شهادت رساند.
قیام ! ملی! 15 خرداد
حاج عراقی درباره طیب و ناصر جیگرکی و رمضون یخی و... نقش آن ها در خرداد 42 می گوید:
«... منزل آقا (خمینی) بودیم آن جا اسم طیب خان وسط آمد... آقا درآمد گفت که اینها علاقمند به اسلام هستند... نوکر امام حسین هستند... خلاصه رفتیم خانه طیب خان... طیب صد تومان داد به پسرش اصغر گفت می دوی عکس آقا خمینی را می خری می بری تو تکیه... ناصر جگرکی، از گردن کلفت های باغ فردوس و چهارراه مولوی بود، هنوز ما از ساعت حرکتمان قدری مانده بود که خبر آوردند این فرد با تعدادی نزدیک به 200 الی 300 تن از الوات های آن جا به قول خودش، ازین تیغ کش ها دارند می آیند."
--------------------------
نخستین کانون اغتشاش در تهران میدان بارفروشان بود و گروهی به سرکردگی قمه کش معروف تهران طیب حاج رضایی به راه افتاده بودند. طیب ازافراد شرور و چاقوکش و متهم به قتل نفس بود و پنج سال هم در زندان به سر برده بود. طیب صاحب چند شیره کش خانه در تهران بود. در روز ۱۵ خرداد، طیب عامل موثر اغتشاش ها، آتش زدن کلوبها و بانک هاو تاراج مغازهها بود.[۱۴] به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی در شماره ۱۴ خرداد ۱۳۶۲ تظاهرکنندگان را بین ۵۰۰ تا ۵۰۰۰ در نقاط مختلف شهر تخمین زده اند تنها در یک جا از ۸۰۰۰ نفر در میدان ژاله یاد می شود. مرکز اصلی تظاهرات از یک طرف جلوی بازار و میدان ارگ بود. حرکت برنامه ریزی شده بود و حمله به اداره انتشارات و رادیو و مرکز تسلیحات ارتش و کلانتریها برای دستیابی به سلاح گرم بود. تعدادی اتومبیل و سایر وسایل نقلیه پلیس و ماشینهای آتش نشانی به آتش کشیده شد. به ویژه در میدان ارگ تعدادی از نیروهای انتظامی و تظاهر کنندگان کشته شدند. این حملهها به تسلیحات ارتش و کلانتریها و اداره انتشارات و رادیو با وجود مقاومت مامورین چند بارتکرار شد.
تظاهرات دیگر در نقاط گوناگون شهر چون میدان شوش، چهارراه شاه، میدان قزوین و سی متری به راه افتاد. حمله به روزنامههای اطلاعات، کارخانه پپسی کولا، بانکها، کاخ دادگستری، آتش زدن مکانهای عمومی و کتاب خانهها، آتش زدن خانههای مردم، آتش زدن باشگاه جعفری، حمله و آتش زدن مرکز فرهنگی ایران و آمریکا، خراب کردن کیوسکهای تلفن، تخریب وسایل حمل و نقل عمومی، مضروب کردن زنان بی حجاب همه برای رسیدن به منظور اصلی یعنی پراکنده ساختن نیروهای انتظامی و بهم ریختن نظم کشور بوده است. شعارها "مرگ بر این دیکتاتور خون آشام " و "یا مرگ یا خمینی" بود بر خلاف ادعاهای مکرر که حرکت را حرکتی خود جوش معرفی می کنند، این حرکت خیلی بیشتر به یک حرکت برنامه ریزی شده با حملههای پیاپی به اداره انتشارات و رادیو و مرکز تسلیحات ارتش و کلانتریها برای دسترسی به اسلحه گرم بود
-----------------------------------
نقش محمد توفیق القیسی چه بود؟
یادم هست جوات گرامی روزی نکته خوبی ذکر کردی.اینکه اصلا گروهی برایشان مقاله نوشتن و خواندن یا ذکر تاریخ یا سند مهم نیست.دقیقا یا تربیت شده نظام اسلامی هستند یا هم مسلک او.یعنی چشم را بسته دهان را باز و یکسری حرف نخ نما شده فریاد می زنند.
برادر این لینک تلاوت قران نیست که تو بعدش بگی..الله..یستعلی!!!