تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 204177
بازدید دیروز : 195503
کل بازدیدها : 84384574
کاربران آنلاین : 4 نفر
مهمانان آنلاین : 151 نفر
کل کاربران : 29354 نفر
جدیدترین کاربر : roaroa
انجام شد
31
فارسی نوشته | فرهنگی | iran-uk.com | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
اين يك ماجراي واقعي است. ماجراي رنج هاي مرد و زني كه به عربستان سفر كرده اند. آن ها در واقع فريب افرادي را خورده اند كه به صورت باندهاي سازمان يافته در طول سال به جلب مشتري براي سفر حج اقدام و مبالغ هنگفتي از آنان دريافت مي كنند. اين ماجراي مردي است كه به همراه همسر خود وارد اين ماجرا شده است. تابستان سال ۸۹ تيرماه سال ۱۳۸۹ در يك ميهماني خانوادگي، يكي از بستگان از فردي صحبت به ميان آورد كه افراد را بدون نياز به معطل ماندن در نوبت هاي طولاني براي حج تمتع به مكه مي برد. او گفت كه فرد مذكور خارج از سيستم حج و زيارت اين كار را انجام مي دهد و هر سال عده اي را به حج مي برد قبل از اين هم از زبان عده اي كه از همين طريق به حج رفته بودند شنيده بودم كه بدون برخورد با مشكل جدي رفته و برگشته بودند. به همين دليل با همسرم مشورت كردم و قرار شد در اين باره بيشتر تحقيق كنم بعد از صحبت با همان فرد قرار شد با آقاي(ب) كه به گفته او رئيس كاروان بود ملاقات كنم چندين بار اين ملاقات به تعويق افتاد تا اين كه در ذيقعده سال گذشته، بالاخره آقاي(ب) را با قرار قبلي ملاقات كردم فردي كه از بستگان ما بود مرا به آقاي (ب) معرفي كرد و گفت كه خواهان سفر حج هستم آقاي (ب) بي درنگ گفت: جا نداريم و امكان پذيرفتن افراد جديد وجود ندارد بعد از چند دقيقه ...
tecteh1  tecteh1 | ارتقاء : حدود 9 ماه قبل | ارسال : حدود 9 ماه قبل
  • +1
tecteh1 tecteh1 حدود 9 ماه قبل گفت :
وقتي به آن ها رسيديم و همسرم را به درمانگاه سعودي ها بردم در آن جا متوجه شدم كه كف پاهايم مي سوزد وقتي جوراب از پايم درآوردم تمام پوست كف پايم همراه جوراب كنده شد كه در درمانگاه پاهايم را پانسمان كردند ساعت ۴ بعدازظهر شده بود و از ناهار خبري نبود آقاي (ب) رفت و از چادرهاي ديگر غذاهاي مانده و اضافي را گرفت و براي اعضاي كاروان آورد شب هم قوطي هاي تن ماهي كه شب قبل باز شده بود و حدود ۲۰ ساعت در گرما مانده بود را به مسافران دادند به هر صورت چند روز منا و عرفات را گذرانديم و به مكه رفتيم و از آن جا راهي مدينه شديم در مدينه همسرم را به بيمارستان بردم و خودم هم به دليل ضعف و ناتواني تحت درمان قرار گرفتم و ۲۴ساعت در بيمارستان بستري شديم بعد از ۲۴ ساعت به همان ساختماني كه آقاي (ب) در مدينه اجاره كرده بود برگشتيم در راهرو ساختمان آقاي(ب) مرا ديد با عصبانيت پرسيد كجا بوديد؟ گفتم براي درمان همسرم به بيمارستان رفته بوديم.
  • +6
iranazad1971 iranazad1971 حدود 9 ماه قبل گفت :
کسانی که میلیون میلیون پول را می ریزن تو شکم عربها بنظر من حقشونه این بلاها سرشون بیاد
  • +7
hich hich حدود 9 ماه قبل گفت :
دندشون نرم
  • +3
tecteh1 tecteh1 حدود 9 ماه قبل گفت :
دندشون نرم

حقشونه
  • +2
zima zima حدود 9 ماه قبل گفت :
بر این نادانی چه نامی باید گذاشت نادانان دیدار از بزرگان نیکان کشور همچون کوروش فردوسی و ....را نمیکنند آنگاه دارو ندار خود را خرج زیارت دشمنان تاریخی خود میکنند آنهم با این حقارت به راستی که شرمتان باد
  • +4
naserirani naserirani حدود 9 ماه قبل گفت :
خاک تو سر الاغت کنن
هم پولشو داده هم فحشرو شنیده هم اونجاش پاره شده که چی؟ آقا رفته حج اون حج بخوره تو اون سرت
میمردی دست زنتو میگرفتی تو همین ایران خودمون یه سفر میرفتی که حداقل هموطنای خودمون استفاده شو ببرن
امان از حماقت
  • +5
fozul fozul حدود 9 ماه قبل گفت :
...
میمردی دست زنتو میگرفتی تو همین ایران خودمون یه سفر میرفتی که حداقل هموطنای خودمون استفاده شو ببرن
امان از حماقت


آنوقت کسی به‌ او حاج‌آقا نمی‌گفت و او هم نمی‌تواتست بدون داشتن لقب حاجی مردم را بچاپد!
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید