تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 1507
بازدید دیروز : 209479
کل بازدیدها : 84387979
کاربران آنلاین : 5 نفر
مهمانان آنلاین : 156 نفر
کل کاربران : 29354 نفر
جدیدترین کاربر : roaroa
انجام شد
9
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
احتمالا خیلی از ماها در طول زندگیمون به این فک کردیم که خودمون رو بکشیم!! از دیشب،با خودم فک کردم و دیدم که در صورت ادامه ی تحصیل من،فوقش یه کارشناس ارشد کامپیوتر میشم که یه مغازه ی فروش کامپیوتر میزنم!!برای من که کل زندگیم رو فقط با کامپیوتر کار کردم و هیچ هنر دیگه ای ندارم،اینده ی خوبی نیست!! ازدواج کردن هم با عقاید من جور درنمیاد که روحیاتم رو عوض کنه!!! چون اون دختری که من بیارمش تو خونه ام،حق داره زندگی راحتی داشته باشه و من نمیتونم با شغل احتمالی ام در اینده،این رو براش به ارمغان بیارم! از جهتی،از خودکشی به روش هایی مثل خودسوزی که تو شهر من مرسومه،به شدت میترسم!! جست و جویی رو در اینترنت در این مورد انجام دادم و تنها مطلبی که در این مورد بود،اینجا نوشته شده بود که سایرین کپیش کردن. خونه ی ما،جایی برای راه انداختن بساط اعدام خودم نداره!! دلم هم نمیاد که خونه رو بفرستم هوا!!رگ زدن و اینا هم که جرات خیلی زیادی میخواد که بنده ندارم!!! تازه،تا همین الانش هم انقد زجر کشیدم که نخوام زجر مردن رو هم بهش اضافه بکنم.... فعلا به بهترین راه حلی که رسیدم،اینه که چندین تا قرص خواب اور خیلی قوی بخورم و تو تختم دراز بکشم!!امروز مادرم شیفته و داداشم میاد خونه و میبینه که من خوابم،میشینه پای کامپیوترش و بازی میکنه تا ساعت ...
senaps  senaps | ارسال شده حدود 6 ماه قبل
  • +3
sarafar sarafar حدود 6 ماه قبل گفت :
من نمیدونم این نوشته شوخی بود یا جدی
اما نیچه نظری داره که از وقتی به کنه نظرش پی بردم، به من قدرتی داد تا از تمام جنگهای زندگی تا کنون به سلامت راه به مقصد برم و به آرامش برسم بی آنکه انتظار بهبود پیدا کردن چیزی را داشته باشم ولی نقش خودم را بازی کنم آنهم آنجا که ایستاده ام با غرور و سربلندی،
اینجور فهمیدم که نیچه میگه : اگر از پس حل مشکلی در این چرخه از حیات که در تارهای آن زندانی هستید بر نیایید مطمئن باشید که در چرخه های دیگر حیات مجبورید باز از اینجا گذر کنید، و اینقدر در این دور گردان اسیر خواهید ماند و زجر خواهید کشید تا یا تارهای سست تندیده بر خود را پاره کنید و و جهش کنید و به مداری برتر پا بگذارید و یا در اوج بی پایان درد به ابدیتی تاریک پرتاپ شوید، چون گوسفندی قربانی !

ترس از پرتاپ شدن در ابدیتی تاریک و چون گوسفندی قربانی بودن، v دوباره و دوباره مواجه شدن با مشکلاتی که قادر به حل آنها نمیتوانم باشم، آنچنان به من قدرت داد و میدهد که هیچ مشکلی دیگر مرا نمی هراساند، دریافتم که با فرار از مشکل، هر مشکلی، عاطفی، اجتماعی، حقوقی، ... به حل آن نایل نخواهیم شد بلکه با درک و مقابله و دست پنجه کردن شجاعانه زنانه وار و مردانه وار با آن است که میتوانیم از جهنمی که در آن اسیریم (از زندان خود و جامعه و تاریخ) برهیم

در رسیدن به رهایی از زندانهای زندگی چنان جنگاوران، شیر دل باشی
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید