تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
  • تا کنون 1 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند )
  • این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
  • RSS نظرات این لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 86383
بازدید دیروز : 86881
کل بازدیدها : 20952334
کاربران آنلاین : 19 نفر
مهمانان آنلاین : 40 نفر
کل کاربران : 17143 نفر
جدیدترین کاربر : pilot
انجام شد
10
فارسی نوشته | 122 بازدید | سرگرمی | 666guy.wordpress.com | صفحه لینک
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
پیرمرد یک همبرگر، یک چیپس و یک نوشابه سفارش داد… همبرگر رو به‌آرومی از توی پلاستیک در آورد و اون رو با دقت خیلی زیاد به دو قسمت تقسیم کرد… یک نیمه‌اش رو برای خودش برداشت و نیمه ی دیگه رو جلوی زنش گذاشت… بعد از اون، پیرمرد با دقت خیلی زیاد چیپس‌ها رو دونه دونه شمرد و اون‌ها رو دقیقآ به دو قسمت تقسیم کرد و نصفی از اون‌ها رو جلوی زنش گذاشت و نصفه دیگه رو جلوی خودش… پیرمرد یک جرعه از نوشابه‌ای که سفارش داده بودن رو خورد… پیرزن هم همین کار رو کرد و فقط یک جرعه از نوشابه رو خورد و بعدش اون رو دقیقآ وسط میز قرار داد… پیرمرد چند گاز کوچک به نصفه‌ی همبرگر خودش زد… بقیه‌ی افرادی که توی رستوران بودن فقط داشتن اون‌ها رو نگاه می‌کردن و به راحتی می‌شد پچ پچ‌هاشون رو در مورد پیرمرد و پیرزن شنید: “این زوج پیر و فقیر رو نگاه کن…طفلکی‌ها پول ندارن واسه خودشون دو تا همبرگر بخرن…” پیرمرد شروع کرد به خوردن چیپس‌ها… [ادامه‌ی داستان]
amirapt  amirapt | ارتقاء : حدود 1 سال و 2 ماه قبل | ارسال : حدود 1 سال و 2 ماه قبل
نظری برای این لینک ثبت نشده
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید