تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 5823
بازدید دیروز : 209479
کل بازدیدها : 84390137
کاربران آنلاین : 2 نفر
مهمانان آنلاین : 151 نفر
کل کاربران : 29354 نفر
جدیدترین کاربر : roaroa
انجام شد
9
فرهنگ و هنر و ادب هر قوم آيينه اي است تمام نما كه آداب و رسوم و خلق و خوي و استعدادها و آرمان هاي آن قوم را نشان مي دهد. در اين ميانه شاهنامه ي فردوسي معتبرترين و قديمي ترين مرجع براي آشنايي با نگرش ايرانيان قديم بوده و درحقيقت مي توان گفت گنجينه اي است از تصاوير، عشق ها، انديشه ها، منش ها و آرمان ها. كتاب دده قورقود در تاريخ ادبيّات ترك زبانان تنها كتابي است كه بعد از گذشت حدود هزار سال از نگارش آن توسّط شخص نامعلومي هنوز طراوت و تازگي خود را از دست نداده است. ديدگاه هاي اين دو كتاب معتبر در باره ي بيشتر مسايل بخصوص درمورد يكي از دو ركن جامعه يعني زن متفاوت و گاه متناقض مي باشد. در اين مجال اندك كه پرداختن به همه ي زواياي آن ها مقدور نيست. شمّه اي از ديدگاه ها آورده مي شود. مهمترين مبحثي كه درمقايسه با ساير ابعاد شاهنامه كمتر بدان پرداخته شده نقش زن به عنوان يك انسان مستقلّ است . عقيده و رسم عرب جاهلي چنان بر داستان هاي شاهنامه سايه افكنده است كه دختر را مايه ي شرم مي دانند و در سايه ي همين تاثير است كه زنان به جز در چند مورد نقش مهمّي در رويدادهاي داستاني ايفا نكرده اند و عموما ابزار و وسيله ي معاشقه پنداشته شده اند. و خودشان استقلال و ويژگي شخصيّتي چشمگيري ندارند. مانند شهرناز و ارنواز (دختران جمشيد) ...
hamadan  hamadan | ارسال شده حدود 3 سال و 6 ماه قبل
برچسبهای لینک : زن  شاهنامه  ده ده قورقود  حماسه  
  • 0
atheist atheist حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
كتاب دده قورقود در تاريخ ادبيّات ترك زبانان تنها كتابي است كه بعد از گذشت حدود هزار سال از نگارش آن توسّط شخص نامعلومي هنوز طراوت و تازگي خود را از دست نداده است.
در اصالت و قدمت کتاب دده قورقود شک جدی وجود داره.
  • +2
hamadan hamadan حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
در اصالت و قدمت کتاب دده قورقود شک جدی وجود داره.


نه بابا
  • -1
atheist atheist حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
نه بابا
بله
  • +1
nasimparsi nasimparsi حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
دقیقا. از شاهنامه هزارن نسخه ی خطی وجود دارد. ولی این کتاب دده قورقود که هزاران کیلومتر دورتر از ایران و اذربایجان یافت شده دو نسخه ی خطی بدون اصالت و بدون نویسنده دارد.
  • 0
atheist atheist حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
در این باره مستنداتی هست. مایل باشید اینجا نقل می کنم.
  • +3
atheist atheist حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
ملاحظاتي درباره كتاب دده قورقوت
... متن كتاب دده قورقود، 170 واژه فارسي و 350 لغت غربي دارد و به لهجه عثماني قرن شانزدهم خيلي نزديك است. در خلال داستان‌ها از چيزهايي بحث شده است كه مربوط به تشكيلات نظامي عثمانيان بوده و هيچ ربطي به آق‌قوينلوها ندارد. و در زمان غزها اصلا، هم‌چون اصطلاحاتي وجود نداشته است.
این کامنت توسط atheist در ۰۶ آذر ویرایش شد
  • 0
Perserin Perserin حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
همدان به جای دده قورقود خود شاهنامه را می خواندی. هم اطلاعات ات زیاد میشد و هم این که یک کتاب ارزشمند را به جای خزعبلات می خواندی. شاید یک لینک بهتر هم میفرستادی.
این کامنت توسط Perserin در ۰۶ آذر ویرایش شد
  • +5
hamadan hamadan حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
Khoda Ra Shokr Ke Nakhondam. Shoma Khondid Azash Doshnam - Kine - Nefret Az Zan ve digare Melal Ra Yad Gerefteid dige.
  • -2
Perserin Perserin حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
این ها را گفتی از من شنیدی یا دیدی هرگز؟
فکر میکنم این تویی که باید برداشت درستی از یک کتاب داشته باشی. بهر حال انتخاب با خودته!
  • -1
atheist atheist حدود 3 سال و 6 ماه قبل گفت :
اینجا در مورد دده قورقود یه چیزایی نوشته شده
  • +5
demokrat demokrat حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
Perserin جان من خوانده ام نظرفردوسي و شاهنامه اش در مورد مليتها(تيره ها)ي ساکن درکشور ايران بقرار زير است:
از مقاله دکتر صدر الاشرافی

۱- بلوچ کُشي: انوشيروان"دادگر"وقتي دادمردم بلوچ رابا نسل کُشي آنهادرميآورد.فردوسي مي فرمايد: سراسر بشمشير بگذاشتند ستم کردن ِ"لوچ" برداشتند
بشد ايمن از رنج ايشان جهان "بلوچي" نماند آشکار و نهان!
همه رنج ها خوار بگذاشتند در و کوه را، خانه پنداشتند!
ازايشان فراوان و اندک نماند! زن ومرد و جنگي و کودک نماند!
دوست گرامي ام آقاي دکترحسين بُر، درسخنراني "انجمن پژوهشگران ايران" دردانشگاه واشنگتن ودرموقع قرائت اين بيت با طنزخاصي گفتند: الحمدالله من زنده مانده ام ! مترادف آوردن "لوچ" با "بلوچ" هم، دَب وادبي است که فردوسي توسي بنا نهاده وخواجه نظام الملک توسي درسياستنامه از اوآموخته است. بازخواني جهرمي كشي اردشيربابكان ولالائي گوئي ازآن كشتاربه نوباوگان جهرم را، بعهدهْ اهالي آن ديار ميگذارم وميگذرم،توصيهْ من آن است كه ازاين ببعد، جهرمي ها وكردها ،نام پسران خود را به پاس "ايران دوستي" و قدر شناسي، "اردشير" بگذارند.
۲- گيلک وديلمي کشي: انوشيروان"دادگر"بسرعت برگيلان وديلم تاخته،داد آنان را هم درمي آورد. زگيلان تباهي فزونست از اين ز نفرين، پراکنده گشت، آفرين
از آن جا يگه سوي گيلان کشيد چو رنج آمد از گيل و ديلم پديد...
چنين گفت کاي- در، ز خُردوبزرگ نبايد که ماند پي ِشير گرگ
چنان شد ز کشتن همه بوم رَست که ازخون همه روي کشور بشُست
زبس کُشتن وغارت وسوختن خروش آمد و نا له مرد وزن
زکشته به هرسويکي توده بود گياها، بمغز سرآلوده بود بد نبا ل اين عدالت گستري ودادگري شاهانه انوشيروان :
زگيلان هرآنکس که جنگي بُدند هشيوار و،باداد، وسنگي بدند
ببستند يکسر همه دست خويش! زنان از پس وکودک خُرد پيش
اگر شاه را دل ز گيلان بخَست ببُريم سرها زتن- ها بدَ ست
دل شاه خشنود گردد مگر چو بيند بريده يکي توده سر
برايشان ببخشود شاه جهان گذشته شد،اندر دل او نهان
نوا خواست از گيل و ديلم دو صد کزان پس نگيرد کسي راه بد
۳- هندي کُشي: فردوسي "پاک زاد" درباره فتح خيالي هندوستان، و زهرچشم گرفتن از آنان بوسيله انوشيروان "دادگر" که با لشکرش طي الارض ميکرده، مي فرمايد:
وز آن جايگه شاه لشکر براند بهندوستان رفت و چندي بماند...
بفرمان، همه پيش اوآمدند بجان هرکسي چاره جو آمدند
زدرياي هندوستان تا دو ميل درم بود وديبا واسبا ن وپيل
بزرگان همه پيش شاه آمدند زدوده دل و نيکخواه آمدند
بپرسيد کسري و بنواخت- شان بر اندازه بر، جايگه ساخت- ...
این کامنت توسط demokrat در ۰۹ آذر ویرایش شد
  • +3
demokrat demokrat حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
باز هم می خواهی


صرفنطرازاينکه ظاهراً و بنا به اشعارذکر و نقل شده دراين نوشته، " ايران" فردوسي شامل بلوچستان و گيلان و ديلم وآلان وکردستان ونيز مازندران نميشود، همچنانکه اهوازوكرمان و زابل وسيستان و کابلستان (افغانستان کنوني)راشامل نميگردد. فردوسي دريکي ازمداحي هاي فراوان خودازسلطان محمودغزنوي ميگويد:
کنون پادشاه جهان را سِتا ي به بزم وبه رزم و به دانش گراي
شهنشاه ايران و زابلستا ن ز قنوج تا مرز کابلستا ن
خداوند ايران وتوران و هند همان مرز چين تا بدرياي سند
خداوند هند و خداوند چين خداوند ايران وتوران زمين چودارا ازايران به كرمان رسيد دو بَهر،ازبزرگان ايران نديد چو صدمرد بيرون شدازروميان ز ايران واهواز و زهراميان؟ چوازشهرزابل به ايران شوم به نزديك شاه دليران شوم ازايران ره سيستان بر گرفت از آن كارها مانده اندر شگفت برون رفت مهراب كابل- خداي سوي خيمهْ زال زابل- خداي
چنانكه اشاره شد منظورفردوسي ازچين همان ترکستان است، چرا كه اوشاعري مداح بود ونه محقق وجغرافي- دان ومردمشناسي آگاه. اين تحريفات واشتباها ت را براو(ولي نه برفردوسي - پرستان دکاندار، که ازوي پيغمبري ميخواهند بسازند) ميتوان بخشيد،اما نمي توان آنها راناديده گرفت.
به ترکان چنين گفت خاقان چين که کرديم بر چرخ گردنده زين
هُرمزچهارم پسربراستي دادگرانوشيروان ، که ازطرف مادر(كه بنام "قاقم"يا"تاكوم"يا "قاين"ازاو ياد شده) منسوب به امپراطوري"گوي تورک(ترک آسماني)"بود.انوشيروان جهت رفع خطر"ايستمي خاقان"،هرمزچهارم راجانشين خودساخت،بازفردوسي،مادرهرمز"ترک زاد"را به چين منسوب ميکند:
به پرسيد هرمز، زمهران ستا د که از روزگاران چه داري بيا د
چنين داد پاسخ بدو مرد پير که اي شاه گوينده و ياد گير
بدانگه کجا مادرت را ز چين فرستاد خاقان به ايران زمين..
بدو گفت بهرام:اي ترک زاد به خون ريختن تا نباشي تو شاد
تو خاقان نژادي نه از کيقباد که کسري ترا تاج بر سر نهاد
در داستان تقسيم ارث فريدون ميان فرزندان، مرزهاي نامشخص سه برادررا چنين بيان ميکند:
يکي روم و خاور،دگر ترک وچين سيم دشت گردان ايران زمين
استادگرامي آقاي دکترجليل دوستخواه،ملاحظه ميفرماييد که اين اشعارنه براي خواباندن بچه ها منا سب است، و نه بکار وحدت ملي ايران کنوني مورد نظر شما ميايد!. جهت بي نصيب نماندن هموطنان کُرد ازمحبت هاي فردوسي توسي، ونوازش هاي شاهنامه اين سند "هويت ملي؟" به اشاره اي بسنده ميکنم :
۵- کُرد کُشي : اين مهم را اردشيربا بکان مؤسس سلسله ساسانيان با شبيخون لشکر"پارسي"، بر کُردان که نسبت تعدادشان"يک به سي"بوده است، چنين به انجام مي رساند:
چو شب ...
  • +2
demokrat demokrat حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
فردوسي در مورد زن ها از جمله مي فرمايد:
که پيش زنان رازهرگزمگوي چو گوئي سخن باز يابي به کوي به کاري مکن نيز فرمان زن که هرگز نبيني زني، راي زن
کرا از پس پرده دختر بود اگر تاج دارد بد اختر بود
کرا دختر آيد به جاي پسر به از گور داماد، نايد به بر يکي دختري بود پوران بنام چو زن شاه شد کارها گشت خام
چو اين داستا ن سربسر بشنوي به آيد ترا، گر به"زن" نگروي
بگيتي بجز پارسا- زن مجو زن بد کنش خواري آرد به روي
بدوگفت ازين کار ناپاک "زن" هُشيوار با من يکي راي زن
کسي کو بود مهتر انجمن کفن بهتر او را ز فرمان زن چو زن زاد دختر، دهيدش به گرگ! که نامش ضعيف است و ننگش بزرگ!
تبه گردد ازخفت وخيز زنان بزودي شود سست چون بي- تنان کند ديده تاريک ورخساره زرد بتن سست گردد، به رخ لاجورد
ز بوي زنان موي گردد سپيد ! سپيدي کند از جهان نا اميد
چو چوگان کند گوژبالاي راست ز کارزنان چند گونه بلاست
به يک ماه يکبار از آميختن ! گر افزون بود، خون بود (خود) ريختن
مرا گفت چون دختر آمد پديد ببايست ا ش اندر زمان سربريد
نکُشتم، بگشتم ز راه نيا! کنون ساخت برمن چنين کيميا
معلوم مي شود که کُشتن دختران تنها بنا به ادعاي اسلام، درعرب جاهلي وجود نداشت(اجازه ازدواج با چهارزن براي هرمردمسلمان باآن ادعادرتناقض است)، ايرانيان آريائي نيزازطلايه داران آن بوده اند سياوش ز گفتار زن شد تباه خجسته زني کو ز مادر نزاد
مبارک است استاد اين گفتار نيک شاهنامه ،اما اينکه :
زن و اژدها هردو در خاک به جهان پاک از اين هردو ناپاک به
بقول شما الحاقي باشد يا نه، به نوشته خانم مهري بهفر تغييري در اصل انديشه فردوسي يا بهتر بگوئيم پيام شرم آور شاهنامه نسبت به بانوان نمي دهد که مدعي ايست:
زنان را ستائي سگان را ستاي که يک سگ به از صد زن پارساي
البته من همه اشعاري که سرکار خانم مهري بهفردرجوابگوئي به شما، نقل کرده بودند نياوردم. اشعار خرافي و شرم آورزياد درشاهنامه حکيم توس هست که بقول خيام: "درخانه اگر کس است يک حرف بس است" ( به مقالهْ: "چهرهْ زن در شاهنامه فردوسي" نوشته حسين فيض الهي وحيد- ديلماج شماره ۶ صفحه ۵۲-۵۷ نيزرجوع فرمائيد). شخصاً پيشنهاد ميکنم دراين تعليم تخصصي شاهنامه، براي مليتهاي محکوم و محروم ايران، آن بانوي قشقائي وديگر بانوان نيز دست بالا بزنند و اشعار فراوان مربوط به تحقيرزنان را براي دخترانشان بجاي لالائي بخوانند، تا کينه زن به مرد نيزدرکنارسايرکينه- ها، قوام گرفته و پرورده شود. بقول سليمان در تورات، پان فارسيست ها ي ما دارند"باد" کينه ونفاق با سخنان حکيمانه فردوسي ميکارند،که ...
  • +3
demokrat demokrat حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
باز هم می خوایی
  • 0
Perserin Perserin حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
ممنونم.
  • 1
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید