جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 9507 بازدید دیروز : 209479 کل بازدیدها : 84391979 کاربران آنلاین : 4 نفر مهمانان آنلاین : 143 نفر کل کاربران : 29354 نفر جدیدترین کاربر : roaroa انجام شد
|
![]()
|
جوابها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
آمار سایت
بازدید امروز : 9507 بازدید دیروز : 209479 کل بازدیدها : 84391979 کاربران آنلاین : 4 نفر مهمانان آنلاین : 143 نفر کل کاربران : 29354 نفر جدیدترین کاربر : roaroa انجام شد
|
![]()
|
شرم کن
بی حرمتی به فردوسی یعنی بی حرمتی به ایران
این فردوسی بود که زبان پارسی را در ایران زنده کرد
آقای antiakhund زبان فارسی شاعرانی لایق تری از این مردک شاه پرست و زن ستیز دارد
بی حرمتی به فردوسی یعنی بی حرمتی به ایران
این فردوسی بود که زبان پارسی را در ایران زنده کرد
بیایید شمه ای از انسان دوستی این شاعر بزرگ را ببینیم.البته باید بگویم که همیشه شاعران آیینه ملت شان بوده اند.
فردوسي در مورد زن ها مي فرمايد:
که پيش زنان رازهرگزمگوي/ چو گوئي سخن باز يابي به کوي
به کاري مکن نيز فرمان زن/ که هرگز نبيني زني، راي زن
کرا از پس پرده دختر بود / اگر تاج دارد بد اختر بود
کرا دختر آيد به جاي پسر / به از گور داماد، نايد به بر
يکي دختري بود پوران بنام چو زن شاه شد کارها گشت خام
چو اين داستا ن سربسر بشنوي/ به آيد ترا، گر به"زن" نگروي
بگيتي بجز پارسا- زن مجو / زن بد کنش خواري آرد به روي
بدوگفت ازين کار ناپاک "زن" / هُشيوار با من يکي راي زن
کسي کو بود مهتر انجمن/ کفن بهتر او را ز فرمان زن
چو زن زاد دختر، دهيدش به گرگ! / که نامش ضعيف است و ننگش بزرگ!
تبه گردد ازخفت وخيز زنان/ بزودي شود سست چون بي- تنان
کند ديده تاريک ورخساره زرد / بتن سست گردد، به رخ لاجورد
ز بوي زنان موي گردد سپيد ! / سپيدي کند از جهان نا اميد
چو چوگان کند گوژبالاي راست / ز کارزنان چند گونه بلاست
به يک ماه يکبار از آميختن ! / گر افزون بود، خون بود (خود) ريختن
مرا گفت چون دختر آمد پديد / ببايست ا ش اندر زمان سربريد
نکُشتم، بگشتم ز راه نيا! / کنون ساخت برمن چنين کيميا
معلوم مي شود که کُشتن دختران تنها بنا به ادعاي اسلام، درعرب جاهلي وجود نداشت(اجازه ازدواج با چهارزن براي هرمردمسلمان باآن ادعادرتناقض است)، ايرانيان آريائي نيزازطلايه داران آن بوده اند
سياوش ز گفتار زن شد تباه / خجسته زني کو ز مادر نزاد
مبارک است اين گفتار نيک شاهنامه ،اما اينکه :
زن و اژدها هردو در خاک به / جهان پاک از اين هردو ناپاک به
زنان را ستائي سگان را ستاي / که يک سگ به از صد زن پارساي
این کامنت توسط PORPUDA در ۱۱ آذر ویرایش شد
۱- بلوچ کُشي: انوشيروان"دادگر"وقتي دادمردم بلوچ رابا نسل کُشي آنهادرميآورد.فردوسي مي فرمايد:
سراسر بشمشير بگذاشتند/ ستم کردن ِ"لوچ" برداشتند
بشد ايمن از رنج ايشان جهان / "بلوچي" نماند آشکار و نهان!
همه رنج ها خوار بگذاشتند/ در و کوه را، خانه پنداشتند!
ازايشان فراوان و اندک نماند!/ زن ومرد و جنگي و کودک نماند!
۲- گيلک وديلمي کشي: انوشيروان"دادگر"بسرعت برگيلان وديلم تاخته،داد آنان را هم درمي آورد.
زگيلان تباهي فزونست از اين / ز نفرين، پراکنده گشت، آفرين
از آن جا يگه سوي گيلان کشيد/ چو رنج آمد از گيل و ديلم پديد...
چنين گفت کاي- در، ز خُردوبزرگ/ نبايد که ماند پي ِشير گرگ
چنان شد ز کشتن همه بوم رَست/ که ازخون همه روي کشور بشُست
زبس کُشتن وغارت وسوختن / خروش آمد و نا له مرد وزن
زکشته به هرسويکي توده بود/ گياها، بمغز سرآلوده بود
بد نبا ل اين عدالت گستري ودادگري شاهانه انوشيروان :
زگيلان هرآنکس که جنگي بُدند / هشيوار و،باداد، وسنگي بدند
ببستند يکسر همه دست خويش!/ زنان از پس وکودک خُرد پيش
اگر شاه را دل ز گيلان بخَست/ ببُريم سرها زتن- ها بدَ ست
دل شاه خشنود گردد مگر / چو بيند بريده يکي توده سر
برايشان ببخشود شاه جهان / گذشته شد،اندر دل او نهان
نوا خواست از گيل و ديلم دو صد/ کزان پس نگيرد کسي راه بد
۳- هندي کُشي: فردوسي "پاک زاد" درباره فتح خيالي هندوستان، و زهرچشم گرفتن از آنان بوسيله انوشيروان "دادگر" که با لشکرش طي الارض ميکرده، مي فرمايد:
وز آن جايگه شاه لشکر براند / بهندوستان رفت و چندي بماند...
بفرمان، همه پيش اوآمدند/ بجان هرکسي چاره جو آمدند
زدرياي هندوستان تا دو ميل / درم بود وديبا واسبا ن وپيل
بزرگان همه پيش شاه آمدند / زدوده دل و نيکخواه آمدند
بپرسيد کسري و بنواخت- شان / بر اندازه بر، جايگه ساخت- شان
بدل شاد برگشت از آن جا يگاه/ جها ني پر از اسب و فيل وسپاه
۴- آلا ني کُشي: فردوسي توسي درموردآلانيان(نام منطقه وقومي درجمهوري آذربايجان کنوني) نيز همانند هنديان، بباج- ستاني خسرو دادگر ميپردازد و مي فرمايد:
همه روي کشور نگهبان نشاند / چو ايمن شد، از دشت لشکر براند
ز دريا به راه آلانان کشيد / يکي مرز ويران و بيکار ديد
همه پيش نوشيروان آمدند/ ز کارگذشته نوان آمدند
چو پيش سراپردهْ شهريار/ ...
برايشان ببخشود بيدارشاه / ببخشيد،يکسرگذشته گناه
بفرمود تا هرچه ويران شدست / "کُنام پلنگان و شيران شدست"....
به ايرانيان گفت :"آلان " و "هِند" / شد از بيم شمشير ما چون پَرَند!
۵- کُرد کُشي : اين مهم را اردشيربا بکان مؤسس سلسله ساسانيان با شبيخون لشکر"پارسي"، بر کُردان که نسبت تعدادشان"يک به سي"بوده است، چنين به انجام مي رساند:
چو شب نيمه بگذ شت وتاريک شد/ جهاندار با کُرد نزديک شد....
برآهيخت شمشيرو اندر نهاد / گيا را ز خون بر سر افسر نهاد!
همه دشت ازايشان سر و دست گشت/ بروي زمين ،کُرد بر، پَست گشت!
بي اندازه، زيشان گرفتار شد / "سترگي و نا بخردي "خوار شد
همه بوم-هاشان بتاراج داد! / سپه را همه "بدره "و "تاج" داد
يعني تمام تحقيقات زبانشناسي و كرسي زبانشناسي در دانشگاههاي معتبر دنيا كشك!
از دوستان تعجب ميكنم كه چرا واكنش نشان ميدهند و يا عصباني ميشوند.به اين مزخرفات فقط بايد پوزخند زد و رفت.بي توجهي بزرگترين فحش به اينان است.
"آليا"
این کامنت توسط arz1002000 در ۱۲ آذر ویرایش شد
و مزدور
نظر منم همینه