تبلیغات در دنباله
جواب‌ها
جوابی برای این لینک فرستاده نشده
 جزییات لینک
آمار سایت
بازدید امروز : 9507
بازدید دیروز : 209479
کل بازدیدها : 84391979
کاربران آنلاین : 4 نفر
مهمانان آنلاین : 143 نفر
کل کاربران : 29354 نفر
جدیدترین کاربر : roaroa
انجام شد
-6
به فیس‌بوک بفرستید  به توییتر بفرستید  ارسال لینک برای دوستان
فرید الدین عطار نیشابوری در کتاب اسرارنامه نوشته است : چون فردوسی فقط در مدح حاکمان عمر سپری کرده است ،خواندن شاهنامه برای هر فرد عاقلی بدعت و ضلالت است. معزی نیشابوری میگوید : من عجب دارم زفردوسی که تا چندان دروغ از کجا آورد و بیهوده چرا گفت این سمر شاعر انوری ،در ابیاتی ناقص العقل بودن فردوسی و پست بودن شاهنامه را چنان بر زبان آورده است: در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر هر کجا آمد شفا شهنامه گو هرگز مباش از محققان معاصر نیز احمد شاملو بر شاهنامه ایراد گرفته است. دکتر حسین فیض اللهی ،شاهنامه را غیر علمی ،دروغ و اشاعه دهنده مفاسد اخلاقی و خوانوادگی بیان کرده است خانواده در شاهنامه : در شاهنامه هر کجا سخن از خانواده است به وفور میبینیم که پدر با دختر خود یا پسر با خواهر خود ازدواج میکند.و یا اینکه هر وقت از زن صحبت میشود ،کاملا خاﺌن به شوهرش نشان داده میشود.برای نمونه ابیات زیر را میخوانیم : زنان مهتران و نامداران بزرگان جهان و کامداران اگر چه شوی نامبردار دارند نهانی دیگری را یار دارند در جاهای دیگر شاهنامه تاکید میشود که ،اگر در فارسستان خوانواده ای دو بچه داشته باشد،هر کدام از یک پدر است .درابیات زیر فردی به نام شهرو ۳۲ بچه دارد ولی پدر همه آنها فرق میکند : بچه بودست شهرو ...
yasali  yasali | ارسال شده حدود 3 سال و 5 ماه قبل
برچسبهای لینک : شاهنامه  فردوسی  
  • +2
antiakhund antiakhund حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
خواندن شاهنامه برای هر فرد عاقلی بدعت و ضلالت است. من عجب دارم زفردوسی که تا چندان دروغ از کجا آورد و بیهوده چرا گفت این سمر شاعر انوری ،در ابیاتی ناقص العقل بودن فردوسی و پست بودن شاهنامه را چنان بر زبان آورده است:


شرم کن
بی حرمتی به فردوسی یعنی بی حرمتی به ایران
این فردوسی بود که زبان پارسی را در ایران زنده کرد
  • -2
yasali yasali حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
من یک دخترم و وقتی می بینم این چنین به من توهین میشود و توهین کننده این چنین بزرگ قلمداد می شود.شما بگین اگر شما نیز زن بودید.آیا همچنان به تعریف کردن از این زن ستیز ادامه می دادین.

آقای antiakhund زبان فارسی شاعرانی لایق تری از این مردک شاه پرست و زن ستیز دارد
  • +1
Barbod Barbod حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
خوبه یه نفر شاهنامه ترکی شاه اسماعیل را بخواند تا به منزلت زن پی ببرد
  • 0
hich hich حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
آنتی آخوند جون! تازه واردی هنوز اینا رو نمی شناسی. ارزش بحث جدی رو ندارن.
  • +2
Barbod Barbod حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
می شناسمشون. یک فرقه ای هستند برای خودشان و طفلی ها جای دیگری هم انگار ندارند برای تخلیه نظراتشان.
  • +1
farhad farhad حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
شرم کن
بی حرمتی به فردوسی یعنی بی حرمتی به ایران
این فردوسی بود که زبان پارسی را در ایران زنده کرد


  • +3
ajorbahman ajorbahman حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
دوستان نگران نباشید. حضرت فردوسی یک بزرگ مرد جهانی هستند و شان و منزلتشان بسیار بالا تر از این سخنان و اتهامات ابلهانه و کودکانه میباشد. با پرتاب ذره ای خاشاک در اقیانوس ، ان اقیانوس ناپاک نمیشود.
  • 0
PORPUDA PORPUDA حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
آره آنتی آخوند دنیا باید فردوسی رو بشناسه.ایرانیان و بخصوص خانمها هم همینطور.چون فردوسی تنها کسی است که زن ها این چنین می ستاید.
بیایید شمه ای از انسان دوستی این شاعر بزرگ را ببینیم.البته باید بگویم که همیشه شاعران آیینه ملت شان بوده اند.
فردوسي در مورد زن ها مي فرمايد:
که پيش زنان رازهرگزمگوي/ چو گوئي سخن باز يابي به کوي
به کاري مکن نيز فرمان زن/ که هرگز نبيني زني، راي زن
کرا از پس پرده دختر بود / اگر تاج دارد بد اختر بود
کرا دختر آيد به جاي پسر / به از گور داماد، نايد به بر
يکي دختري بود پوران بنام چو زن شاه شد کارها گشت خام
چو اين داستا ن سربسر بشنوي/ به آيد ترا، گر به"زن" نگروي
بگيتي بجز پارسا- زن مجو / زن بد کنش خواري آرد به روي
بدوگفت ازين کار ناپاک "زن" / هُشيوار با من يکي راي زن
کسي کو بود مهتر انجمن/ کفن بهتر او را ز فرمان زن
چو زن زاد دختر، دهيدش به گرگ! / که نامش ضعيف است و ننگش بزرگ!
تبه گردد ازخفت وخيز زنان/ بزودي شود سست چون بي- تنان
کند ديده تاريک ورخساره زرد / بتن سست گردد، به رخ لاجورد
ز بوي زنان موي گردد سپيد ! / سپيدي کند از جهان نا اميد
چو چوگان کند گوژبالاي راست / ز کارزنان چند گونه بلاست
به يک ماه يکبار از آميختن ! / گر افزون بود، خون بود (خود) ريختن
مرا گفت چون دختر آمد پديد / ببايست ا ش اندر زمان سربريد
نکُشتم، بگشتم ز راه نيا! / کنون ساخت برمن چنين کيميا
معلوم مي شود که کُشتن دختران تنها بنا به ادعاي اسلام، درعرب جاهلي وجود نداشت(اجازه ازدواج با چهارزن براي هرمردمسلمان باآن ادعادرتناقض است)، ايرانيان آريائي نيزازطلايه داران آن بوده اند
سياوش ز گفتار زن شد تباه / خجسته زني کو ز مادر نزاد
مبارک است اين گفتار نيک شاهنامه ،اما اينکه :
زن و اژدها هردو در خاک به / جهان پاک از اين هردو ناپاک به

زنان را ستائي سگان را ستاي / که يک سگ به از صد زن پارساي

این کامنت توسط PORPUDA در ۱۱ آذر ویرایش شد
  • 0
PORPUDA PORPUDA حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
نظرفردوسي و شاهنامه اش در مورد مليتها(تيره ها)ي ساکن درکشور ايران بقرار زير است:
۱- بلوچ کُشي: انوشيروان"دادگر"وقتي دادمردم بلوچ رابا نسل کُشي آنهادرميآورد.فردوسي مي فرمايد:
سراسر بشمشير بگذاشتند/ ستم کردن ِ"لوچ" برداشتند
بشد ايمن از رنج ايشان جهان / "بلوچي" نماند آشکار و نهان!
همه رنج ها خوار بگذاشتند/ در و کوه را، خانه پنداشتند!
ازايشان فراوان و اندک نماند!/ زن ومرد و جنگي و کودک نماند!
۲- گيلک وديلمي کشي: انوشيروان"دادگر"بسرعت برگيلان وديلم تاخته،داد آنان را هم درمي آورد.
زگيلان تباهي فزونست از اين / ز نفرين، پراکنده گشت، آفرين
از آن جا يگه سوي گيلان کشيد/ چو رنج آمد از گيل و ديلم پديد...
چنين گفت کاي- در، ز خُردوبزرگ/ نبايد که ماند پي ِشير گرگ
چنان شد ز کشتن همه بوم رَست/ که ازخون همه روي کشور بشُست
زبس کُشتن وغارت وسوختن / خروش آمد و نا له مرد وزن
زکشته به هرسويکي توده بود/ گياها، بمغز سرآلوده بود
بد نبا ل اين عدالت گستري ودادگري شاهانه انوشيروان :
زگيلان هرآنکس که جنگي بُدند / هشيوار و،باداد، وسنگي بدند
ببستند يکسر همه دست خويش!/ زنان از پس وکودک خُرد پيش
اگر شاه را دل ز گيلان بخَست/ ببُريم سرها زتن- ها بدَ ست
دل شاه خشنود گردد مگر / چو بيند بريده يکي توده سر
برايشان ببخشود شاه جهان / گذشته شد،اندر دل او نهان
نوا خواست از گيل و ديلم دو صد/ کزان پس نگيرد کسي راه بد
۳- هندي کُشي: فردوسي "پاک زاد" درباره فتح خيالي هندوستان، و زهرچشم گرفتن از آنان بوسيله انوشيروان "دادگر" که با لشکرش طي الارض ميکرده، مي فرمايد:
وز آن جايگه شاه لشکر براند / بهندوستان رفت و چندي بماند...
بفرمان، همه پيش اوآمدند/ بجان هرکسي چاره جو آمدند
زدرياي هندوستان تا دو ميل / درم بود وديبا واسبا ن وپيل
بزرگان همه پيش شاه آمدند / زدوده دل و نيکخواه آمدند
بپرسيد کسري و بنواخت- شان / بر اندازه بر، جايگه ساخت- شان
بدل شاد برگشت از آن جا يگاه/ جها ني پر از اسب و فيل وسپاه
۴- آلا ني کُشي: فردوسي توسي درموردآلانيان(نام منطقه وقومي درجمهوري آذربايجان کنوني) نيز همانند هنديان، بباج- ستاني خسرو دادگر ميپردازد و مي فرمايد:
همه روي کشور نگهبان نشاند / چو ايمن شد، از دشت لشکر براند
ز دريا به راه آلانان کشيد / يکي مرز ويران و بيکار ديد
همه پيش نوشيروان آمدند/ ز کارگذشته نوان آمدند
چو پيش سراپردهْ شهريار/ ...
  • +1
PORPUDA PORPUDA حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
چو پيش سراپردهْ شهريار/ رسيدند با هديه و با نثار
برايشان ببخشود بيدارشاه / ببخشيد،يکسرگذشته گناه
بفرمود تا هرچه ويران شدست / "کُنام پلنگان و شيران شدست"....
به ايرانيان گفت :"آلان " و "هِند" / شد از بيم شمشير ما چون پَرَند!
۵- کُرد کُشي : اين مهم را اردشيربا بکان مؤسس سلسله ساسانيان با شبيخون لشکر"پارسي"، بر کُردان که نسبت تعدادشان"يک به سي"بوده است، چنين به انجام مي رساند:
چو شب نيمه بگذ شت وتاريک شد/ جهاندار با کُرد نزديک شد....
برآهيخت شمشيرو اندر نهاد / گيا را ز خون بر سر افسر نهاد!
همه دشت ازايشان سر و دست گشت/ بروي زمين ،کُرد بر، پَست گشت!
بي اندازه، زيشان گرفتار شد / "سترگي و نا بخردي "خوار شد
همه بوم-هاشان بتاراج داد! / سپه را همه "بدره "و "تاج" داد
  • +1
arz1002000 arz1002000 حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
اين آدم این قدر ابله هست كه ميگه "فارسی یکی از لهجه های ترکی است"
يعني تمام تحقيقات زبانشناسي و كرسي زبانشناسي در دانشگاههاي معتبر دنيا كشك!
از دوستان تعجب ميكنم كه چرا واكنش نشان ميدهند و يا عصباني ميشوند.به اين مزخرفات فقط بايد پوزخند زد و رفت.بي توجهي بزرگترين فحش به اينان است.
"آليا"
این کامنت توسط arz1002000 در ۱۲ آذر ویرایش شد
  • +3
roadrunner roadrunner حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
اینگونه دشمنی با فرهنگ و هنر ایرانی و فارسی فقط از افراد نادان بر می آد
  • +4
arash60 arash60 حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
اینگونه دشمنی با فرهنگ و هنر ایرانی و فارسی فقط از افراد نادان بر می آد
و مزدور
  • +1
hich hich حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
به اين مزخرفات فقط بايد پوزخند زد و رفت.بي توجهي بزرگترين فحش به اينان است.
نظر منم همینه
  • +3
Barbod Barbod حدود 3 سال و 5 ماه قبل گفت :
این رفیق عزیزمان فکر می کند همه دیالوگهای شاهنامه نظر شخصی فردوسی است. اینها که نوشته مال داستان سیاوش است و درباره سودابه. اما کپی پیست کننده سعی کرده همه جا گوینده دیالوگ را که یکی از شخصیتهای داستان است حذف کند تا به نظر برسد اینها حرف خود فردوسی است. یعنی حماقت از این بالاتر هست؟ یعنی اینقدر نمی فهمند که دیالوگ کاراکترهای داستان لزوماً نظر نویسنده نیست؟
  • 1
  • 2
  • تمام نظرات
برای نظر دادن وارد اکانت خود شوید