مخالفان دموکراسی، حتی در قرن بیست و یکم هم خجالت نمیکشند از اینکه استدلالهای افلاطون را در نفی دموکراسی بازگویی کنند. بیتوجه به اینکه آنچه افلاطون بعنوان دموکراسی میشناخت با آنچه امروزه از دموکراسی برداشت میکنیم یسیار متفاوت است.
اما برای آنکه تقریباً متوجه شوید افلاطون چگونه دموکراسیای را میشناخت، بد نیست نگاهی به سخنرانی امسال رییس جمهور، احمدی نژاد در سالروز انقلاب اسلامی پنجاه و هفت بیندازید. مردی میرود روی یک بلندی و سعی میکند با تهییج احساسات توده، برای حرفهای خودش تائید بگیرد. روشی که به دلیل اصالت قائل شدن برای سخیفترین احساسات بشری، مورد نفرت افلاطون و سقراط بود. چرا که به این ترتیب سخنرانان حرفهای (سوفسطائیان به تعبیر افلاطون) میتوانستند هر تصمیم غلطی را با پشتوانهی فریادهای تودهای معتبر جلوه بدهند.
اما کار به اینجا ختم نمیشود. دموکراسی احمدینژادی حتی کاریکاتوری از دموکراسی رسوای آتنی هم نیست. مگر اینکه بتوانیم میدان آزادی را آنقدر بزرگ بسیازیم که بتواند بجای آن چند ده هزار نفر، چند ده ملیون نفر را در خودش جای بدهد. همچنین تریبوناش برای بیشتر از یک نفر جا داشته باشد تا دیگران هم بتوانند از امتیاز مهیج طلبیدن تائیدهای تودهای برخوردار شوند. آنوقت ببینیم ...
dashmani | ارتقاء : حدود 9 ماه قبل | ارسال : حدود 9 ماه قبل
- تا کنون 9 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )