هر انسان ایرانی از شاه تا خاتمی، از من تا شما، از فروغ تا مریم هوله ، از شکنجه گر تا شکنجه شونده، از قهرمان تا تواب، از شریعتی تا گنجی، از کسروی تا دوستدار، از آشوری و بیضایی تا نسل ما، همه و همه در واقع نمایانگر چگونگی تلاقی و پیوند نگاه مدرن و سنت در شخصیت آنها و نگاه آنها هستند. همه آنها هم مدرن هستند و هم سنتی. از اینرو نیز یک انگیزه اساسی حرکات و نظراتشا ن، تلاش برای پاسخگویی به این بحران دوگانگی درونی است که خویش را بشکل جنگ مدرنیت/سنت، وسوسه و اخلاق، جنگ ایمان و خرد و غیره در نوشتار، گفتار و رفتار یکایک ما و همه هنرمندان و سیاستمداران ایرانی نشان میدهد. در این معنا نیز هر کدام از ما شخصیتش در معنای لکانی نقطه تلاقی سنت و مدرنیت است. از آنرو که این دو فرهنگ بسیار با یکدیگر متضادند و از طرف دیگر بخاطر آنکه قدرت سمبلیک و فردیت سمبلیک ایجادگر تلفیق و پذیرش مدرنیت در فرهنگ ایرانی در ساختار روان ایرانی و فرهنگ ایرانی ضعیف است، از آنرو نیز این دیدار بحران زا و ایجادگر بحران فردی و جمعی دو سده اخیر فرهنگ ما بوده است. در این معنا مدرنیت برای ما بسان تبلور تمنای ماست، زیرا تمنای من همیشه تمنای <غیر> است و من و دیگری دو روی یک نوار مویبوس و دو نیمه یکدیگر هستند . بدینخاطر نیز رابطه ما با مدرنیت بشکل <غریبه ...
vertigoneh | ارتقاء : حدود 9 ماه قبل | ارسال : حدود 9 ماه قبل
- تا کنون 12 رای مثبت و 0 رای منفی به این لینک داده شده - تا کنون 0 نفر این لینک را در لیست مورد علاقه خود قرار داده ( اند ) - این لینک مربوط به هیچ کدام از موضوعات مورد بحث نمی باشد
موضوع مورد بحث :
کاربرانی که رای داده اند ( سبزها مثبت ،قرمزها منفی )